ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود،ترول،عکس بازیگران،دانلود،نرم افزار،بازی،آهنگ،موزیک،دانلود جدید،عکس ترول،عکس پروفایل،ترول ایرانی،انیمیشن،کارتون

ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود

مجموعه دوم مستند «چهره در قاب» همزمان با آغاز هفته هنر انقلاب از امروز شنبه ۱۷ فروردین از شبکه دو سیما روانه آنتن می شود .
به گزارش رسیده، در این مجموعه زندگى و آثار هنرمندان برجسته نسل اول انقلاب و دفاع مقدس از زبان خود آنان روایت می شود .
هر کدام از اپیزودهاى این مجموعه در قالب مستند پرتره به زندگى و آثار هنرمندانى چون عبدالحمید قدیریان(نقاش و طراح صحنه)، احمد ناطقى(عکاس جنگ)، گل على بابایى(نویسنده و تاریخ نگار دفاع مقدس)، طاهر شیخ الحکمایى(مجسمه ساز)، محمودظهیرالدینى(عکاس و خبرنگار جنگ)، غلامعلی طاهری (نقاش) و مرتضی اکبری (عکاس جنگ) می پردازد.
این مجموعه به تهیه کنندگى حسین همایونفر و کارگردانى مهدى زنگنه تولید شده است .
از دیگر عوامل این مجموعه مستند می توان به افراد ذیل اشاره کرد:تحقیق و پژوهش : یوسف شمشیری،مدیرتولید : محمدمهدی احمدیان،دستیار کارگردان و برنامه ریز: محمدحسن گلشن،تصویربرداران: جواد رزاقی زاده _ رضا دیدار و تدوین: سهیل سلیمی _ سید جواد حسینی _ مجید جان بزرگی.
مجموعه مستند «چهره در قاب» کاریست از موسسه فرهنگی روایت فتح که از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷:۴۵ از شبکه دو سیما روانه آنتن می شود.

نوشته پخش مجموعه دوم مستند «چهره در قاب» به مناسبت هفته هنر انقلاب اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

محمد حقیقت – پاریس

طبق روال هرساله که روزهای پنجشنبه در ماه آوریل، کنفرانس مطبوعاتی بخش رسمی برپا می شود، امسال هم پنج شنبه ۱۸ آوریل برابر۲۹ فروردین ساعت ۱۱ صبح درپاریس این جلسه برپا خواهد شد. رئیس جشنواره، پییرلسکور و دبیرکل هنری آن، تییری فرمو در آن روز فیلم های انتخاب شده خود را در حضور نمایندگان رسانه های جهان که در پاریس دفتر دارند، به آگاهی رسانه ها می رسانند.
به گزارش بانی فیلم، بر مبنای شنیده ها در محافل سینمایی فرانسه، نام های فیلمسازان بزرگ و پرسروصدا که آثارشان برای کن آماده شده، آنچنان زیاد هستند که به نظر می آید جایی برای تازه رسیده ها و یا غیرمعروف ها باقی نمی ماند.
۱۴ روز به اعلام لیست امسال کن باقی نمانده، نام بزرگانی که منتظر رفتن به کن هستند، حیرت آور است. یکی از محبوب ترین آنها که هم نخل طلا به دست آورده و هم بعدا رئیس هیأت داوران کن بوده است، کوانتین تارانتینو با فیلم «روزی روزگاری هالیوود» خیلی از مشتاقان خود را منتظر دیدن فیلمش کرده است. نهمین فیلم این کارگردان قطعا در کن خواهد بود.

پدرو آلمادوار با «درد و افتخار» خواهد آمد. این کارگردان شش بار در مسابقه کن فیلم داشته و جوایز زیادی (به جز نخل طلا) به دست آورده بود و خود نیز یک بار رئیس هیأت داوران کن بوده است. گفته می شود این فیلم یکی از شخصی ترین آثار این کارگردان است. از سوی دیگر، این اثر پایان یک تریلوژی از آثار او به همراه «قانون هوس انگیز» و «تربیت بد» تلقی می شود. خود وی قبلا در مصاحبه ای با یک روزنامه اسپانیایی اعلام کرده بود که فیلمش در مسابقه کن است! این فیلم به تازگی در اسپانیا به پرده آمده و موفقیت خوبی هم داشته است.(توضیح اینکه به ندرت پیش آمده فیلمی در کشور خود سازنده به نمایش عمومی درآمده باشد و جشنواره کن هم آنرا درمسابقه قراردهد!).
برادران داردن از بلژیک با «احمد» به کن خواهند رفت. این فیلم قرار است ۲۲ ماه مه در بلژیک روی پرده بود. درحالیکه جشنواره ۲۵ ماه مه اختتامیه خود را برپا می کند. همچون فیلم های قبلی این دو برادر، سوژه «احمد» اجتماعی است و درباره پسر جوان خارجی ۱۳ ساله ای است که برسر دوراهی مذهبی شدن و نشدن، گیرکرده است. برادران داردن ۲ بار تاکنون نخل طلا به دست آورده اند.

از فیلمساز کانادایی اگزاویه دولان، جدیدترین اثر او «مات و ماکس» که خود در آن بازی هم کرده است و داستان عاشقانه ای بین دو دوست را روایت می کند، شانس بسیاری برای رفتن به مسابقه دارد.

رئیس سازمان صدا و سیما با حضور در منزل زنده یاد جمشید مشایخی به همسر، فرزندان، همکاران و بستگانش درگذشت این چهره ماندگار عرصه فرهنگ و هنر را تسلیت گفت.

به گزارش رسیده، علی عسکری با اشاره به نقش های اثرگذار استاد مشایخی در سینما، تئاتر و تلویزیون افزود :حضور در بیش از ۱۴۰ اثرفاخر سینمایی و تلویزیونی نشان دهنده توانمندی و اثرگذاری این هنرمند برجسته است.
او تصریح کرد :نقش هایی همچون رضاخوشنویس در مجموعه تلویزیونی هزار دستان یا کمال الملک در فیلم سینمایی کمال الملک را هیچگاه مردم از یاد نمی‌برند و همواره در ذهن‌ها ماندگار است.
در پایان همسر زنده یاد مشایخی با تقدیر از حضور رئیس رسانه ملی از توجه سازمان صداوسیما به این هنرمند در دوره‌های مختلف به ویژه در دوره بیماری این هنرمند فقید تشکر کرد.

نوشته مردم هیچگاه رضاخوشنویس «هزار دستان» را فراموش نمی کنند اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

مسئولان جشنواره کن روز هجدهم آوریل در کنفرانس مطبوعاتی در شهر پاریس فهرست فیلم‌های انتخاب شده را به اطلاع همگان می‌رساند.
به گزارش بانی‌فیلم، بیش از دوهزار فیلم بلند سینمائی از کشورهای مختلف برای شرکت در این دوره از جشنواره فیلم‌کن ثبت‌نام کرده اند.
از ایران هم بیش از ۵۰ فیلم بلند داستانی از سوی نهادهای دولتی مثل فارابی، حوزه هنری، تلویزیون و… برای شرکت در این فستیوال ثبت‌نام کرده‌اند.
در میان متقاضیان حضور در کن همچنین تعدادی از شرکت‌های فروش فیلم با مدیریت کسانی مثل محمد اطبایی (مستقل های ایرانی)، نسرین میرشب (دریم لاب)، کتایون شهابی، علی قاسمی (پرشن فیلم) و چند موسسه فروش فیلم نیز فیلمهایی را به جشنواره کن پیشنهاد کرده‌اند.
در میان متقاضیان ایرانی، تعدادی از کارگردانان و تهیه کنندگان هم خود ثبت‌نام کرده اند.
جدا ازاینها، فیلمسازان ایرانی مقیم خارج از کشور، از جمله کانادا، آلمان، فرانسه و آمریکا نیز فیلم‌های‌شان را جداگانه به جشنواره کن ارسال کرده اند.
از کانادا، امیر گنجوی با تهیه اولین فیلم بلند خود و کارگردانی عبدالرضا کاهانی با نام «آزاد مثل هوا»، از آلمان اولین ساخته یک کارگردان بسیار با استعداد به نام «فردا آزادیم»، از آمریکا هم یک فیلم تجربه گرا سحرآمیز سیاه وسفید ارائه شده است.
بیش از صد فیلم کوتاه ایرانی نیز به بخش‌های گوناگون جشنواره کن پیشنهاد شده است.
دیروز همچنین پوستر بخش ۱۵ روز کارگردانان فستیوال کن منتشر شد.
پوستر امسال، بسیار جذاب تر از پوسترهای سال‌های گذشته است.
انتظار می‌رود با حضور پائولو مورتی مدیر جوان و جدید بخش ۱۵ روز کارگردانان، تحولی در این بخش مهم فستیوال کن به وجود آورد.

نوشته معرفی ۵۰ فیلم توسط نهادها و سازمان‌های دولتی ایران به کن ۲۰۱۹ اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بانی فیلم، گروه تلویزیون: اتفاقات و چگونگی روابط انسانی و شکل زندگی خانوادگی و اجتماعی مردم در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ در ایران به قدری برای همه جذاب است که با وجود گذشت چند دهه و پشت سر گذاشتن مسائل مهم و سرنوشت سازی از جمله وقایع پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی و مسائلی از این دست، همواره مورد توجه فیلمسازان و مخاطبان آثارشان قرار می گیرد. از این رو همایون اسعدیان نیز در جدیدترین ساخته اش با عنوان «لحظه گرگ و میش» ترجیح داد تا داستانش را در آن دوران روایت کند و به تناسب زمان داستانش را پیش ببرد و مخاطبانش را با خود همراه کند.
«لحظه گرگ و میش» که در ابتدا با عنوان «سوگند» اخبارش در رسانه ها منعکس می شد، تا به امروز توانسته نگاه مخاطبان بسیاری را به خود معطوف کند. شاید یکی از مهمترین دلایل این اتفاق روایت عاشقانه ای است که اسعدیان برای کاراکترهای اصلی داستانش در نظر گرفته و مخاطب نیز همواره علاقه مند به دیدن و شنیدن روایت های عاشقانه است. ترفندی که اسعدیان برای جذب مخاطب در ابتدای سریال برای جلب نظر آنها در نظر گرفت. مخاطب در ابتدای سریال با داستان و ماجراهای عاشقانه و روابط عاطفی یاسمن و حامد، احسان و طاهره، هادی و سیما آشنا شد و همین امر باعث شد تا برای اطلاع از فرجام عاشقانه های این سریال با کاراکترهای اصلی داستان همراه شود. اما در ادامه و با ماجراهایی که نویسنده برای شخصیت های اصلی داستان رقم زد، از جمله شهادت احسان و ازدواج یاسمن و سروش و مفقود شدن حامد داستان به سمت و سویی رفت که به نوعی هیجان دنبال کردن داستان برای مخاطب به نسبت قسمت های ابتدایی کمتر شد. به خصوص اینکه پرش های زمانی برای مخاطب چندان جالب نبود. به طوری که در صفحه برنامه در فضای مجازی این پرش های زمانی چند ساله و صاحب فرزند شدن و برخی اتفاقاتی از این دست به مذاق مخاطب خوش نیامد و واکنش نشان داد. گرچه روزمه کاری که اسعدیان در تلویزیون دارد و از آنجایی که سریال «راه بی پایان» یکی از پرمخاطب ترین سریال ها در آن سالها بود، می توان خوش بین بود که اسعدیان برای جذابیت ادامه کار قطعا تدابیری اندیشیده است. با این حال این مجموعه در کنار جذابیت هایی که برای مخاطب دارد، دارای نقاط ضعف نیز هست. از جمله ریتم کند داستان در برخی قسمت ها و اینکه اتفاق خاص و تعلیقی در قسمت های اخیر صورت نگرفته، باعث شده تا مخاطب از دیدن سریال خسته شده و در فضای مجازی واکنش نشان بدهد. اما یکی از نقاط قوت این کار در کارگردانی برخی سکانس هاست که اسعدیان تلاش کرده با توجه به خطوط قرمز تلویزیون و محدودیت هایی که فیلمساز در این رسانه دارد، کار قابل قبول و لحظه های باورپذیری را برای مخاطب خلق کند. در این زمینه می توان به سکانس های خداحافظی احسان، هادی و یوسف از خانواده به خصوص مادر و عمه و خواهرشان اشاره کرد که کارگردان در این سکانس ها تلاش کرد تا همه چیز را باورپذیر جلوه بدهد. اگرچه عده ای از منتقدان به برخی موارد در سریال انتقاداتی داشتند. از جمله به نوع ارتباط آزاد دختر و پسر های این سریال در دهه ۶۰ انتقاداتی را وارد می دانستند و معتقدند که جوانها در آن دوران تا این حد ارتباط آزاد و صمیمی با هم پیش از ازدواج نداشتند. گرچه تا حدودی هم چنین انتقاداتی به سریال وارد است. چرا که در دهه ۶۰ و حتی ۷۰ تعصب خانواده ها چنین اجازه ای به جوانها نمی داد که پیش از ازدواج با یکدیگر تا این حد آزادانه رفتار کنند. از طرفی خود جوانها نیز به خاطر تربیت خانوادگی که داشتند، شرم و حیا این اجازه را به آنها نمی داد که پیش از ازدواج چنین روابط آزادی داشته باشند. البته جذابیت سریال برای مخاطب گسترده ای که این سریال دارد به قدری است که چنین نکاتی بیشتر مورد توجه منتقدان قرار می گیرد و کمتر مخاطبی به این مسائل اهمیت می دهد. اما یکی دیگر از نقاط مثبت سریال ارتباط دوستانه و شاید بتوان گفت صمیمانه حامد و احسان با یک پسر مسیحی به نام رازمیک است. چرا که در دوران جنگ اقلیت های بسیاری هم بودند که به جبهه رفته و جنگیدند و شهید شدند. در این سریال هم ارتباط خانوادگی صمیمانه رازمیک و دوستانش بسیار قابل احترام است. ضمن اینکه در برخی سریال ها شاهد هستیم که خانواده های شهدا بسیار غلو شده دیده می شوند. اما در این سریال پدر خانواده وحدت در ماجرای انقلاب به شهادت رسیده و احسان فرزند اول خانواده نیز در جریان جنگ به شهادت رسیده است. با این حال ما با خانواده و زندگی روبرو هستیم که در اغلب سریال هایی از این دست همه چیز غلو شده است. اما باورپذیری این شخصیت ها و مناسبات خانوادگی شان برای مخاطب از نکات مثبت سریال است.

یکی دیگر از انتقاداتی که برخی از منتقدان به سریال روا دانستند، شهادت حامد و ازدواج یاسمن با یکی از همکلاسی هایش به نام سروش است و اینکه یاسمن با همه عشق آتشینی که به حامد دارد، خیلی زود تصمیم به ازدواج با فرد دیگری می گیرد و بعد از چند سال سرو کله حامد پیدا می شود که از نظر آنها باور پذیر نیست. در این زمینه می توان گفت که در آن سالهای جنگ افراد بسیاری وجود داشتند که خبر شهادت آنها به گوش خانواده هایشان رسید، اما پس از پایان جنگ و تبادل اسرا برخی از آنها سالم و زنده بازگشتند و با حقایق تلخی از زندگی روبرو شدند. از جمله ازدواج مجدد همسرانشان و مسائل دردناکی از این دست که به هر حال عواقب و بازتاب جنگ در هر کشوری است. گرچه در برخی نکات ریز می توان با این منتقدان تا حدودی هم عقیده بود. اما در کلیت داستان ایرادی از این نظر به داستان وارد نیست. یکی دیگر از نقاط مثبت سریال حضور بازیگرانی است که ایفاگر نقش های اصلی سریال هستند. بازیگرانی که شاید مخاطب خیلی با چهره و نام آنها آشنا نباشد، اما خیلی زود توانستند مورد توجه مردم قرار بگیرند و آنها را با خود و ماجراهایشان همراه کنند. از آنجایی که مخاطب از دیدن برخی چهره ها در اغلب سریال های تلویزیونی خسته شده و لازم بود که چهره های جدیدتری راوی داستان یک سریال باشند، کارگردان تا حدودی انتخاب های درستی در این زمینه انجام داده است و از بازیگرانی دعوت به همکاری کرده که شاید برای مخاطب تلویزیون چهره های چندان آشنایی نباشند، اما اغلب سبقه تئاتری دارند و برخلاف برخی سریال ها که از حضور نابازیگرها استفاده می کنند، اتفاقا اسعدیان کست خوبی را برای مجموعه خود در نظر گرفته است. در کنار انتخاب درست و بجای بازیگران، اسعدیان که نویسندگی فیلمنامه را نیز برعهده داشته، در شخصیت پردازی هم حواسش به همه ریزه کاری های شخصیتی بوده است. از جمله شخصت حامد، یاسمن، احسان و حتی پدربزرگ خانواده و نوع ارتباط و احترامی که نوه ها و مادرشان با او دارند. از این رو با دیدن این سریال خاطرات بسیاری برای مخاطب از آن دوران و نحوه زندگی و نوع روابط خانوادگی و انسانی در ذهنش تداعی می شود. می توان گفت اسعدیان در باورپذیری این اتفاقات تا حدودی موفق عمل کرده است. چرا که مخاطب با یک خانواده دهه شصتی روبروست. با همه احترامی که کوچکترها در ارتباط با بزرگترها داشتند و تفکری که اغلب جوانان در آن دوران داشتند که تفاوت عمده ای با جوانان و نوجوانان امروز دارد. درباره بازی ها نیز می توان گفت که اغلب بازیگران توانسته اند نقش هایی را که به آنها سپرده شده، قابل قبول و باور پذیر بازی کنند و مورد توجه مخاطبان قرار بگیرند. فقط انتقاداتی به نوع چهره پردازی بازیگران در طول سپری شدن زمان وارد است که آنطور که باید نتوانسته رضایت مخاطبان و مردم را جلب کند.
در نهایت اینکه «لحظه گرگ و میش» جزو سریال هایی است که توانسته نگاه مخاطبان بسیاری را به خود معطوف کند و اگر بتواند پایان بندی قابل قبول و منطقی هم داشته باشد، قطعا تلویزیون می تواند تا حدودی اعتماد از دست رفته مخاطب را بدست آورد. چرا که در فضای مجازی مدام مخاطبان سریال در صفحه شخصی بازیگران و خود سریال هم این موضوع را مطرح کرده اند و نگران پایان بندی داستان و فرجام شخصیت ها هستند. جالب اینکه در مطالبی که در این زمینه بیان می کنند، سریال «دلدادگان» را مثال زده و نگرانند که مبادا این سریال هم به سرنوشت آن کار دچار شود. از این رو اگر اسعدیان توانسته باشد پایان بندی منطقی برای داستانش در نظر گرفته باشد، این مجموعه جزو کارهای موفق و ماندگار تلویزیون محسوب خواهد شد. گرچه در این میان نمی توان ممیزی ها و موانعی را که مقابل نویسنده و کارگردان وجود دارد نادیده گرفت. با این حال «لحظه گرگ و میش» یکی از سریال های موفق چند سال اخیر محسوب می شود. البته همچنان منتظر پایان بندی داستان هستیم تا ببینیم کارگردان برای جلب نظر مخاطب چه پایانی را برای این سریال در نظر گرفته است.

نوشته فراز و فرود های خانواده وحدت در «لحظه گرگ و میش»! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

تلخی بی پایان

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷

یاسمن خلیلی فرد

جشنواره سی و هفتم فیلم فجر، جشنواره ای با فیلم های غافلگیرکننده بود. در کنار چند فیلم کاملاً سنت شکن که در خلاف جهت جریان آب شنا کرده بودند، شاهد تعدادی فیلم هم بودیم که به لحاظ سطح کیفی متوسط بودند و به لحاظ موضوع و مضمون بسیار نزدیک به یکدیگر. امسال در تعدادی از این فیلم های متوسط به انحای مختلف به مقوله «قصاص» و در راستای آن «عفو» پرداخته شده بود و حتی هسته مرکزی فیلمنامه ی این آثار بر محور همین موضوع بنا شده بود.
امسال در فیلم های «جمشیدیه»، «قسم»، «جاندار»، «متری شیش و نیم»، «یلدا» و «سرخپوست» به موضوع «قصاص» پرداخته شده بود؛ حال آن که در تعدادی از آن ها این مقوله شکلی پررنگ تر داشت و بخشی از پیرنگ داستان بود و در برخی دیگر در سایه مضامین دیگری قرار می گرفت.
«متری شیش و نیم» و «سرخپوست» دو فیلم موفق جشنواره ی امسال بودند که با روایت پردازی متفاوت و محکم خود و ایده پردازی های درخشان کارگردانان جوانشان توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کردند. «متری شیش و نیم» فیلمی ناتورالیستی ست که طبق الگوهای قهرمان-ضدقهرمانی ساخته شده است و عمده تمرکز آن بر تقابل میان پلیس و قاچاقچی (پروتاگونیست و انتاگونیست) است. جدیدترین ساخته سعید روستایی ساختار بصری بی بدیلی دارد و هم چون «ابد و یک روز» به واسطه اجرای قوی، فیلمنامه خوب و میزانسن های کنترل شده از شگفتی های جشنواره سی و هفتم به شمار می آید. مقوله اعدام در فیلم تازه روستایی از این جهت با دیگر فیلم های نام برده تفاوت دارد که این مجازات برای یک قاچاقچیِ معروف مواد مخدر (با بازی خوب نوید محمدزاده) در نظر گرفته شده است و بدین جهت بنا نیست مخاطب آنقدر که مثلاً با شخصیت اصلی فیلم «جمشیدیه» همذات پنداری می کند نسبت به سرنوشت این شخصیت دچار حساسیت شود اما به دلیل ظرایفی که روستایی در طرح شخصیتِ منفی فیلم خود اعمال می کند از جمله ترسیم ابعاد مختلف درونی کاراکتر او و پرهیز از خلق یک شخصیت منفی تک بعدی، سرنوشت او مخاطب را کاملاً تحت تأثیر قرار داده و مسئله قصاص خواه ناخواه در فیلم پررنگ و برجسته می شود.
«سرخپوست» فیلمی خوش ساخت به کارگردانی نیما جاویدی است که پیش تر فیلم «ملبورن» را از او تماشا کرده بودیم. «سرخپوست» روایتی خطی دارد و می توان آن را فیلمی با الگوهای سینمای کلاسیک به حساب آورد که ساختار سه پرده ای دارد و چینش درست و منظم نقاط درام، فیلمنامه آن را به اثری شسته رفته، به اندازه و قابل اعتنا بدل ساخته است. «سرخپوست» فیلمی قصه محور است با کاراکترهایی از دهه چهل شمسی که بسیار باورپذیر و ملموس از آب درآمده اند. فیلم، داستان تعقیب و گریز یک رئیس زندان را با یک زندانی فراری محکوم به اعدام به تصویر می کشد. طبیعتاً فیلم جاویدی با درام های مدرن اجتماعی که قرار است به مقوله اعدام و … بپردازند تفاوت های آشکاری دارد که اصلی ترینش تفاوت آن مقطع تاریخی اش است. با این وجود مسئله ی انسانی اعدام انسان بی گناه در فیلم کاملاً برجسته می شود و محوریت می یابد. دگردیسی شخصیت رئیس زندان و سیر تحولی او که منجر به یک تصمیم نهایی غافلگیرکننده در پایان فیلم می شود شاید برخاسته از همان نگاه انسانی فیلمساز به مسئله اعدامِ یک متهمِ بی گناه باشد.
در کنار این دو فیلم خوب و خوش ساخت، چند فیلم متوسط جشنواره نیز مقوله قصاص را نشانه رفته اند.
«یلدا» فیلمی ست که شاید بیش از قصاص درباره عفو باشد. فیلم، درباره ی یک برنامه تلویزیونی (به سبک و سیاق ماه عسل ) است که در آن محکومین به قصاص برای گرفتن عفو در مقابل خانواده ی مقتول قرار می گیرند. «یلدا» می-توانست فیلمی مبتکرانه با خلاقیت های روایی و جذابیت های دراماتیک باشد، اما فیلمنامه در حد یک طرح اولیه باقی می ماند و این موضوع انسانی در فیلم به سبب ناتوانی در پرداخت به جزییات و عدم تسلط فیلمساز بر کنش های دراماتیک اصلی به هرز می رود. این که فیلمی در ترویج عفو و بخشش ساخته شود هیچ بد نیست، اما این که قاتل، در مقابل عملکرد خود به جای پشیمانی طلبکار باشد نه در منطق تماشاگر می گنجد و نه به لحاظ منطق روایی می تواند کمکی به فیلمنامه و پیشبرد درام بکند. بنابراین «یلدا» به فیلمی کم ملاط تبدیل شده است که با آه و ناله و شلوغ بازی های رایج، سعی بر تأثیرگذاری بر مخاطب می کند؛ تلاشی که عملاً بی نتیجه می ماند.
«جمشیدیه» دومین فیلم یلدا جبلی نیز از زاویه ای دیگر به این مقوله پرداخته است. این بار یک قتل عجیب و غریب غیرعمد، دستمایه طرح داستان و شکل گیری روایت قرار می گیرد. ابتدا باید عنوان کنم تلاش جبلی برای تشریح این وضعیت انسانی قابل تقدیر است. مضمون فیلم دراصل مزمت خشونت در جامعه است اما نگاه کلیشه ای فیلمساز به این معضل روزمره اجتماعی نتوانسته است در روایت پردازی به کمکش بیاید. حجم گفت و گوهای فیلم زیاد است. فضای چنین فیلمی باید ملتهب از آب دربیاید اما این اتفاق نمی افتد. فیلم از جایی به بعد لحن شعاری به خود می گیرد؛ خصوصاً در سکانس دادگاه، مونولگ طولانی سارا بهرامی خطاب به قاضی در باور مخاطب نمی گنجد. این نوع نگاه به مقوله «قصاص» در فیلم جبلی تا حد زیادی سنتی از آب درآمده است و حتی فیلم قدیمی «می خواهم زنده بمانم» (ایرج قادری) را به یاد تماشاگر می آورد. این نوع نگاه در فیلم خصلت ارتجاعی یافته و انگار «جمشیدیه» ساخته شده است که به شکل چندپاره ای شعارهایی را در نکوهش خشونت و فحاشی بدهد و به شکلی دم دستی نشان دهد واکنش هایی که در تقابل با این مفاهیم صورت می گیرد منجر به وقوع حوادث و فجایعی بزرگ تر می گردند.
«جاندار» از دیگر فیلم های جشنواره امسال است که به مقوله «قصاص» می پردازد. فیلم افتتاحیه خوبی دارد. از همان ابتدا، بدون مقدمه چینی به سراغ اصل قضیه می رود. زنجیره علت و معلولی در این فیلم درست و منطقی بنا می شود و نحوه مواجهه آدم های قصه با واقعه اصلی، بر جذابیت های نمایشی کار می افزاید. فیلم بیش از آن که قصد واکاوی قانونی و حقوقی مسائل مربوط به قتل و قصاص را داشته باشد، به ابعاد انسانی مسئله و کشمکش های درونی هر یک از افراد مرتبط با این اتفاق با خود و با دیگران می پردازد. پایان فیلم با نوعی رهاشدگی همراه است که شاید بزرگ ترین اشکال آن هم همین پایان بندی باشد، اما از مکالمات مادر(فاطمه معتمدآریا) با فرزند محکوم به اعدامش می توان از تصمیمات نهایی آن ها مطلع شد.
«قسم» دومین فیلم محسن تنابنده نیز یکی از فیلم های تلخ جشنواره سی و هفتم بود. فیلم از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن می کند و برای طرح موضوع اصلی اش مقدمه چینی های بیهوده نمی کند. «قسم» شروع خوبی دارد و نوید شکل گیری درامی گیرا را بر مبنای یک موقعیت حاد، پیچیده و مملو از تعارض های انسانی و عاطفی می دهد. با پیشرفت داستان، گره افکنی های بیش تری اتفاق می افتد و بر غافلگیری های آن افزوده می شود. البته تنابنده بارها تأکید کرده است که داستان فیلم او بر مبنای مسئله قسامه است؛ نه قصاص، اما تم فیلم به هر حال مرتبط با همین مسئله است و فضای فیلم شاید به دلیل عدم اثبات این که قاتل واقعا چه کسی است، تلخ تر از فیلم های دیگر و تاحدودی معمایی تر شده است. در فیلمنامه «قسم» به برخی مباحث پیچیده حقوقی و فقهی پرداخته شده است که در دیگر فیلم های مشابه کم تر شاهدش بوده ایم.
علاوه بر فیلم های نامبرده، در بعضی دیگر از فیلم های جشنواره نیز اشاره ای گذرا به مباحثی این چنینی شده است؛ مثلاً در فیلم «بنفشه افریقایی»، خانواده ای که در همسایگی فاطمه معتمدآریا زندگی می کنند با مسئله اعدام پدر مواجه بوده اند که همین اتفاق زندگی آن ها را با تبعات و عواقب جبران ناپذیری مواجه کرده است.
در نهایت می توان عنوان کرد، اکثر فیلمسازانی که به سراغ ساخت فیلم هایی با این تم رفته اند در نهایت نگاهی انتقادی به آن دارند و تلاش می کنند به ارجحیت بخشش بر قصاص در فیلم های خود اشاراتی مستقیم و غیرمستقیم داشته باشند.

نوشته تلخی بی پایان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

ترسیم افق روشن برای جشنواره نوپا و جوان

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : پنج شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه تلویزیون: این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که جشنواره تلویزیونی جام جم به نسبت سایر فستیوال هایی که در طول سال برای تئاتر، موسیقی و سینما و حتی برای همین رسانه برگزار می شود، جشنواره نوپایی است و ممکن است با کمبودهایی نیز همراه باشد. گرچه در هر دوره سعی شده تا اتفاقات بهتری به نسبت قبل رخ بدهد. اما همین که مدیران تصمیم گرفتند تا برای رسانه ملی و به احترام مخاطبانشان جشنواره ای را طراحی کنند تا در کنار نظرات کارشناسی و فنی افراد صاحبنظر، مردم هم بتوانند اظهار نظر کرده و هنرمند و برنامه مورد علاقه خود را انتخاب کنند، اتفاق خوشایندی است. جشنواره ای که علی رغم مسائل و موانعی که به هر حال همراه دارد به دوره پنجم رسیده و همین دیده شدن باعث شده تا حواشی را هم در پی داشته باشد. اما به عقیده برخی از صاحبنظران و منتقدان می توان برایش افق روشنی را در آینده ترسیم کرد. چرا که در هر دوره ای که برگزار می شود، دست اندرکاران آن متوجه کمبود ها و نقص های ان شده و در دوره بعد در صدد کاستن نواقص می شوند. از این رو بهتر است قضاوت عادلانه تری در این زمینه داشته باشیم. به همین دلیل بانی فیلم با برخی از کاندیداها گفت و گویی پیرامون پنجمین جشنواره داشته که در ادامه می خوانید:


رامین فاروقی:
تشویق در جامعه انگیزه ایجاد می کند

photo ۲۰۱۷ ۰۴ ۲۳ ۱۰ ۵۰ ۴۴ Copy 300x200 - ترسیم افق روشن برای جشنواره نوپا و جوان
مستند«خشت بهشت» که مدتی است روی آنتن شبکه یک است، از جمله مستندهایی است که مورد توجه قرار گرفته است. رامین فاروقی کارگردان و تهیه کننده این مستند درباره ارزیابی اش از جشنواره به بانی فیلم گفت: من فکر می کنم به هر حال تشویق در جامعه انگیزه ایجاد می کند. هر چقدر بگوییم با آنچه که در ذهنمان تفاوت دارد، اما باز هم تشویق می تواند جامع تر و بزرگ تر و سرنوشت سازتر باشد.
وی ادامه داد: البته ما خیلی در جامعه ساز و کار تشویق نداریم. بنابراین من فکر می کنم اگر ساز و کاری برای تشویق بنیان گذاشته می شود، بهتر است ما از آن حمایت کنیم و اگر قرار است در مورد آن نظری داشته باشیم، حتما به آن توجه کنیم.
وی همچنین افزود: سازو کار داوری و سنجش اگر گزارش و احوال قابل فهمی داشته باشد، ممکن است در شکل برنامه سازی بتواند به ارتقای کیفیت کمک کند. بنابراین اگر این سازو کار در قالب یک چیزی منتشر شود، اصولا جنبه آکادمیک پیدا می کند. نکته دیگر اینکه گرفتن جوایز گذشته از اینکه جذاب است، باید تاثیری در تولید بعدی آن فردی که صاحب جایزه شده است، داشته باشد. از طرفی اگر سازمان و نهادی بتواند امکانات را برای تولید بعدی شخص برنده قرار بدهد، به نظر من بهترین تشویق است و می تواند تاثیر خوبی هم داشته باشد.



از فقر و فلاکت و نکبت تا رانت و آقازاده و مکنت!

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۷

علیرضا غفاری

به جای مقدمه:

نقدهای یک دقیقه ای و فوری و بلافاصله بعد از نمایش فیلم ها را نمی پسندم! به ویژه آنکه ترویج ادبیات، لحن و گفتار یک برنامه تلویزیونی مثلاً سینمایی (و به زعم من، کاملاً ضد سینما!) در جامعه، تبدیل به اپیدمی خطرناکی شده؛ چنانچه این ادبیات گستاخ، تهاجمی و ایضاً بی ادبانه!

حالا در سطوح مختلف جامعه مرتب تکرار می شود، که به صورت مشخص در گزارش هایی که رسانه های تصویری از سینماهای مختلف تهیه می کردند، کاملاً نمود داشت.

قهر حاشیه ساز آقای ستاره از سریال ویدئویی

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: به تازگی در جریان دلخوری یکی از بازیگران مرد شاغل در مجموعه ای در حال تولید و توزیع در شبکه نمایش خانگی، جریان ساخت آن به تعطیلی کشیده شد. جالب اینکه آقای سوپراستار دو میلیارد هم دستمزد خود را برای بازی در این سریال همان ابتدا دریافت کرده بود، ولی به دلایلی از ادامه بازی در سریال خودداری کرد. تصمیمی که سازندگان را ناچار به توقف چند روزه تولید کرد. ظاهراً سازندگان به آقای بازیگر وعده داده بودند تا نام او به عنوان تهیه کننده نیز در تیتراژ درج شود که با خلف وعده آنان، او چند روز از پروژه بیرون می رود.

البته در شرایطی که پیش بینی میشد سازندگان ناگزیر با ترفندی به زندگی آقای ستاره در ادامه قصه خاتمه دهند یا او را حذف کنند، صلح برقرار شده و او به پروژه بازگشته تا در ادامه تصویربرداری حاضر باشد.
با این وصف پرداخت رقمهای عجیب به بازیگرانی که از قضا بعضاً بازی های ضعیفی را نیز از آنان در این مجموعه های ویژه شبکه نمایش خانگی شاهد هستیم، همچنان سوال برانگیز است. رقمهایی میلیاردی که حتی اگر از سوی اسپانسر تامین شده باشد، با توجه به ابهامات درباره بازگشت سرمایه جای پرسش دارد. بویژه وقتی ستاره ای پول کلانی بگیرد، بازی ضعیفی ارائه دهد و در نهایت قهر هم بکند!

نوشته قهر حاشیه ساز آقای ستاره از سریال ویدئویی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.