ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود،ترول،عکس بازیگران،دانلود،نرم افزار،بازی،آهنگ،موزیک،دانلود جدید،عکس ترول،عکس پروفایل،ترول ایرانی،انیمیشن،کارتون

ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود

«پنج ستاره» بازمی گردد

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷

«پنج ستاره» پخش خود را از سر می‌گیرد.

به گزارش رسیده، مسابقه «پنج ستاره» امشب و بعد از وقفه‌ یک هفته‌ای در پخش، به مناسبت ایام عزاداری سیدالشهدا (ع)؛ طبق روال هر هفته پخش خود را از سر خواهد گرفت و این مسابقه امشب پنجشنبه و فردا شب جمعه، بدون هیچ‌گونه تغییری ساعت ۲۱ روی آنتن شبکه پنج می‌رود.

مسابقه «پنج ستاره» به تهیه‌کنندگی امیر بنایی و اجرای حمید گودرزی پنجشنبه و جمعه هر هفته ساعت ٢١ از شبکه پنج پخش می‌شود و طی آن شرکت کنندگان تلاش می‌کنند با استفاده از اطلاعات عمومی خود و پاسخ به سوالات جایزه ۵٠ میلیونی مسابقه را از آن خود کنند.

نوشته «پنج ستاره» بازمی گردد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

یک وسترن نیمه هنری از نوع فرانسوی

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : پنج شنبه ۵ مهر ۱۳۹۷

محمد حقیقت – پاریس
بسیاری از فیلمسازان فرانسوی علاقمند بوده اند برای کسب موفقیت در بازارهای جهانی، فیلم هائی را به زبان انگلیسی بسازند. ژاک اودیار هم از این دسته کارگردانان جدا نیست.
اودیار چندی پیش در مصاحبه ای گفته بود که علاقمند است با بازیگران امریکائی کار کند.
روزی از سوی هنرپیشه آمریکائی، جان سی بیلی که حقوق کتاب «برادران سیسترز» را خریده بود به ژاک اودیار خواندن این کتاب نوشته پاتریک دودیت وبرنده جایزه «من بوکر» را پیشنهاد کرد. ژاک ادیار با سناریست همیشگی خود شروع به نوشتن فیلمنامه آن کردند و پس از مدتی تدارکات فیلم آماده شد.
اگرچه داستان این وسترن در امریکای سال ۱۸۵۰ می گذرد اما کمپانی های فرانسوی با مشارکت آمریکائی ها، این فیلم را در کشورهای رومانی، اسپانیا وفرانسه فیلمبرداری کردند. این فیلم به عنوان یک فیلم فرانسوی دربخش مسابقه جشنواره ونیز ۲۰۱۸ شرکت کرد!
ژاک اودیار با هفت فیلم بلندی که ساخته، یک از مهمترین فیلمساز فرانسوی به حساب می آید. او با اولین اثرش «بنگرچگونه مردان به خاک می افتند» در۱۹۹۴ استعداد خود را نشان داد و «قهرمانان خودساخته»، «ازروی لبانم بخوان»، «ضربان قلبم متوقف شده»، و به ویژه «یک پیامبر» کارهای در خور و شایسته ای ساخته است اودیار با «دیپان» نخل طلای جشنواره کن را درسال ۲۰۱۵ از آن خود کرد.
ژاک اودیار درسال ۱۹۵۲ به دنیا آمد و درابتدای جوانی علاقه چندانی به ادامه راه پدر «میشل اودیار» که خود سناریست وکارگردان شناخته شده ای بود، نشان نمی داد. او برای تحصیل دررشته ادبیات به دانشگاه سوربن رفت اما به مرور به سینما علاقه مند شد و از اواخر دهه هفتاد راهش به سینما کشیده شد و در فیلم «مستاجر» ساخته رومن پولانسکی، دستیار این فیلمساز لهستانی تبار شد.
اودیار سپس خود شروع به سناریو نویسی کرد و اولین فیلم بلند خود را درسال ۱۹۹۴ ساخت. این کارگردان از آن زمان تاکنون با فیلمهایش جایزه های بسیاری در جشنواره ها به دست آورده است. آخرین فیلمش «برادران سیسترز» که درجشنواره ونیز امسال بسیار مورد توجه قرار گرفت، جایزه شیرنقره ای بهترین کارگردانی را گرفت.
این فیلم که امید زیادی برای موفقیت در اسکار ۲۰۱۹ دارد، ازروز۱۹ سپتامبردربیش از چهارصد سینما در فرانسه به نمایش درآمد.
داستان فیلم: درمنطقه اورگون آمریکا درخلال سال های ۱۸۵۰ دوبرادربه نام های الی وچارلی سیسترز که رابطه بسیار صمیمی با هم دارند و از آدمکش های حرفه ای هستند زندگی می کنند. این دو برادر ازسوی فردی ثروتمند و پرقدرت مامور دستگیری یا کشتن یک جستجوگرطلا با بازی (ریزاحمد) می شوند که ازاربابش دزدی کرده است. درطول سفر این دو برادر، آنها به یک کاراگاه به نام موریس که درحال مطالعه برای یافتن طلاست نیز برخورد می کنند. ریزاحمد مرد هوشمندی است که با فرمول شیمیائی توانسته موادی بسازد که با ریختن آن دررودخانه های حاوی طلا، براحتی درشب می توان آنها را شناسائی کرد و بیرون آورد.
دوبرادر سرانجام بعد ازحوادث گوناگون و کشت و کشتارها، مجرم را پیدا می کنند اما رفته رفته به همراه مرد طلایاب، و کاراگاه همه با هم صمیمی می شوند. شبی درحین صید طلا در رودخانه، مواد خطرناک شیمائی از دست آنها می افتد، دونفر از آنها دچارآسیب سختی می شوند. ازاین چهار نفر تنها بعد از حوادث پیش آمده، دوبرادر، که یکی از آنها دستش قطع شده، زنده مانده و در نهایت به سوی خانه مادری خود رهسپار می شوند، تا به بدون دردسر درکنار مادرپیرشان به زندگی ادامه دهند…
دراین وسترن جالب توجه، اما کمی کشدار، که با وسترن های آمریکائی همطرازخود فرق می کند، و استیل نسبتا آرام وگاه روشنفکرانه دارد، بیشتر فکر به کار می رود تا گلوله؛ از طرفی اگرچه فیلم یک وسترن درباره زندگی آمریکائی درسالهای ۱۸۵۰ است اما کارگردان به آمریکا برای ساخت فیلمش سفر نکرد، بلکه با دیدن فیلم های وسترن آمریکائی، اثر خودرا ساخته است. این اثر نه شباهتی به وسترن های آمریکائی دارد و نه به آثار وسترن اسپاگتی سرجیو لئونه فیلمساز فقیدایتالیائی. (بخش عمده ای از این فیلم درهمان منطقه ای فیلمبرداری شده، که سرجیو لئونه قبلا فیلم هایش را ساخته بود).
«برادران سیسترز» البته طرز فکر مردانه دارد، اما قهرمانان را همچون آثار آمریکائی پیشاپیش قرارنمی دهد. دو برادر با اینکه طرز فکر جداگانه دارند و یکی هم کمی آرام تر از دیگری و به دنبال تزکیه روح است چرا که در جوانی پدر خود را کشته.
گاه گداری درلابلای صحنه های فیلم، طنزهایی نیز به کار می رود که حاصل دیالوگ نویسی جالب آن است.
البته ژاک اودیار درساخت فیلم قبلی خود که فرانسوی هستند از نظر استیل ساختاری، گوشه چشمی همواره به سینمای آمریکا داشته بود. مثلا کشت وکشتار اول وآخر فیلم «دیپان» کاملا به شیوه فیلم های آمریکایی پرداخت شده است.
اودیارپیش از این درمصاحبه ای گفته بود که به دنبال ساختن یک فیلم آمریکائی نبوده است به ویژه اینکه تهیه کنندگان آمریکائی اورا می ترسانند! در واقع این سوژه فیلم بوده که وی را افسون کرده است.
در رابطه با ساخت این فیلم. اودیار با برادران کوهن نیز مشورت هائی کرده بود. آنها به اودیار توصیه کرده بودند که برای هر هنرپیشه سه اسب درنظر بگیرد. وی در پاسخ به اینکه چرا دراسپانیا و رومانی فیلمبرداری کردید به جای رفتن به آمریکا؟ پاسخ داده بود: اول در اورگن سیتی در سانفرانسیکو مکان بینی کرده بودیم. طبیعت آنجا فوق العاده بود، اما به دنبال فضای دیگری می گشتیم و آنچه را درفیلم می بینید یافتیم و راضی هستیم.
بودجه «برادران سیسترز» ۳۰ میلیون یورو بوده و بازیگرانی چون جک جیلنهال، جواکین فونبکس، ریز احمد، جون سی ریلی در آن بازی دارندد.
مدت زمان این فیلم یک ساعت و پنجاه وهفت دقیقه است.

نوشته یک وسترن نیمه هنری از نوع فرانسوی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

توقف «اتوبوس» در «ایستگاه» مرگ

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷

بعد از درگذشت چند سینماگر در نیمه نخست امسال، باز هم غم مرگ عزیز دیگری از اهالی سینما کام مان را تلخ کرد

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، هادی اعتمادی مجد: یدالله صمدی کارگردانی با یک کارنامه جمع و جور اما پرفراز و نشیب،غروب دیروز درگذشت. او پس از تحمل یک دوره بیماری که به عزلت و بستری شدن او در ماه های اخیر منجر شده بود، دار فانی را وداع گفت. او که مدتها از بیماری کبد رنج می‌برد و در بیمارستان بوعلی سینا شیراز بستری شده و مورد عمل جراحی قرار گرفته بود ، عصر دیروز در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
بعد از درگذشت تاثربرانگیز سینماگرانی چون عزت ا… انتظامی، ناصر ملک مطیعی، ضیاالدین دری، سعید کنگرانی در نیمه نخست امسال، حالا در نخستین روزهای فصل تازه، غم مرگ عزیز دیگری از اهالی سینما کام مان را دوباره تلخ کرد.
صمدی شاید از حیث رعایت تنوع ژانری در سینمای ایران جزو معدود آدم ها بود. کارگردانی که از درام های اجتماعی و روستایی تا کمدی های عامه پسند در کارنامه داشت تا تریلر روانشناختی به عنوان ژانری مهجور در سینمای ما. بی اغراق در هر کدام از این آثار نیز نشانه هایی از بلوغ و اهتمام فیلمسازی خوش فکر و حتی تا حدودی پیشرو نسبت به دوران خودش قابل تشخیص و ردیابی بود.
صمدی در این بین از فعالیتهای صنفی نیز غافل نبود. او ضمن اینکه فیلم می ساخت، به امور اجرایی در سینما نیز حساسیت نشان می داد و دیدگاه های خودش را برای ساماندهی امور سینما و سینماگران داشت. به طوری که چند سال ناگزیر قید فیلمسازی را زد و به مدت سه سال از ۱۳۸۰ تا ۱۳۷۷ به عنوان مدیرعامل خانه سینما بود و نیز رییس کانون کارگردانان سینمای ایران به فعالیت پرداخت.
صمدی ترک زبان و متولد شهر مراغه بود و به دلیل آشنایی با فضای روستایی در دومین ساخته اش «اتوبوس» با بازی هادی اسلامی و حمید طاعتی، چنان استادانه قصه اش را در بستر مناسبات یک ده در مواجهه با جزیی از مدرنیت طرح ریزی و بنا کرد که استقبال توامان مخاطبان عام و منتقدان را در پی داشت.اتوبوس محصول سال ۱۳۶۴ به عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های آن دوره نیز شناخته می‌شود. فیلم در سه رشته بهترین فیلم، بهترین تدوین و بهترین بازیگر مرد از چهارمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر جایزه گرفت و نقدهای مثبتی روی آن نوشته شد. صمدی با فیلمنامه هوشمندانه داریوش فرهنگ، رجوعی دقیق و تمثیلی به قضیه تاریخی جنگهای حیدری نعمتی و اصطلاحا درگیری‌هایی در جوامع مدنی پرداخت که منشأ منطقی ندارند و سرچشمه آنها تعصبات عامی هستند.
این نگاه البته در فیلم های مشابه بعدی اش از جمله ساوالان (۱۳۶۸)، دمرل (۱۳۷۲) و سارای (۱۳۷۶) امتداد درستی نداشت و شعاری و کسالت بار از آب درآمد.
صمدی در فیلم اول خود با عنوان «مردی که زیاد می دانست» که در سال ۱۳۶۳ ساخت نیز نوگرایانه عمل کرد و سراغ سوژه ای سوررئال در اتمسفری واقعی رفت. فیلم که نامش را از ساخته درخشان آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۵۶ وام گرفته بود، قصه کارمند جوانی با بازی عنایت ا… شفیعی را روایت می کند که در اوج نارضایتی از زندگی و استیصال مالی، با پیرمرد مرموز سیاهپوشی ملاقات می‌کند و به نسخه ای از روزنامه فردا دست می یابد.
ایده ای خلاقانه که نزدیک به دو دهه بعد در سریالی آمریکایی به نام «در برابر آینده» – که از تلویزیون ایران هم پخش شد- مورد استفاده قرار گرفت. فیلم در مقطعی ساخته شد که سینمای ایران در بحبوحه قدرت نمایی و اقبال اکشن های جنگی و درام های اجتماعی قرار داشت. ارزش کار صمدی در ساخت فیلمی با این طرح قصه بدیع و متفاوت با موج فیلمسازی در آن مقطع و پیوندهای قصه با شرایط روز جامعه از جمله جنگ تحمیلی در چارچوبی ایرانیزه، غیرقابل انکار است. نکته ای که از چشم هیات داوران سومین جشنوراه فجر دور نماند تا فیلم را به عنوان اثر برگزیده معرفی کنند و به او سیمرغ بدهند.
صمدی در سومین فیلمش با عنوان «ایستگاه» (۱۳۶۶) نیز برگ برنده دیگری رو کرد. او گویی بی توجه به مناسبات و معادلات آن روز سینما فیلمی ساخت که همچنان بعد از گذشت سه دهه تماشایی به نظر می رسد.«ایستگاه» با بازی پرویزپورحسینی -که سال پیش از آن در بهترین فیلم کارنامه داریوش فرهنگ(طلسم) حسابی درخشیده بود- تریلری روانشناختی بود. .«ایستگاه» همچنان به عنوان یکی از بهترین نمونه های ژنریک شناخته می شود.فیلم البته از سوی داوران ششمین جشنواره فیلم فجر تنها در سه رشته کاندیدا شد، ولی چنانکه در خورش بود، تحویل گرفته نشد.
یدالله صمدی در ادامه با تجربیاتی که در طول دستیاری نصرت کریمی با آن نگاه طنازانه اش کسب کرده بود، به ناگهان چرخشی به سینمای کمدی داشت. «دو نفر و نصفی» (۱۳۷۰) و «آپارتمان شماره ۱۳» (۱۳۶۹) به عنوان دو کمدی بی ادعا و بامزه، پشت سر هم ساخته شدند و گیشه خوبی هم داشتند. گرچه «آپارتمان شماره ۱۳» موفق تر بود و حتی ۱۰ نامزدی در فجر نهم به دست آورد که دوتایش منجر به دریافت سیمرغ شد.
صمدی ژانر کمدی را پس از یک وقفه پنجساله- که در میانه آن «دمرل» را ساخت- کمدی کاربردی «معجزه خنده» (۱۳۷۵) را کارگردانی کرد که در نخستین دوره جشن خانه سینما و فجر پانزدهم چندین نامزدی به همراه داشت. از آن سال به بعد صمدی دیگر فیلمی نساخت که همتراز با آثار قابل اعتنایش باشد و گویی در دور تسلسلی گرفتار آمد که شرایط به او تحمیل کرده و یا شاید خودخواسته بود.
اواخر دهه ۸۰ ساخت سریال «شوق پرواز» درباره زندگی شهید عباس بابایی به نوعی صمدی را احیا کرد. هرچند این مجموعه بیش از هر چیز وامدار حضور ستاره ای در قامت شهاب حسینی بود، اما در هر حال صمدی کارکشته در سینما، توانست با ابزارهای در اختیارش اثری شسته رفته و پربیننده تحویل دهد.
آخرین ساخته ید‌الله صمدی فیلم «پدر آن دیگری» محصول سال ۱۳۹۳ بود که در بخش خارج از مسابقه سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور یافت ولی اقبال چندانی نیافت.
روحش شاد و یادش گرامی.

نوشته توقف «اتوبوس» در «ایستگاه» مرگ اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: خیلی ها وقتی شنیدند صابر ابر تعداد زیادی از کتابهای خود را امضا کرده تا در فروشگاه های شهر کتاب عرضه شود، ضمن تحسین از این اقدام او ابراز تعجب هم کردند. با این حال وقتی روشن شد قیمت این کتاب ۳۰۰ هزار تومان برای خریدار آب می خورد، به نویسنده اش حق دادند که این طور برای خوانندگان مایه بگذارد. این قیمت چنان نجومی جلوه کرد که محتوای کتاب تحت الشعاع قیمتش قرار گرفت. مخالفان نخوانده به صابر ابر تاختند و او را متهم کردند که از رانت سلبریتی بودنش سواستفاده کرده و چیزی به اسم کتاب ارائه کرده است. در هر حال تعیین قیمت ۳۰۰ هزار تومان برای یک کتاب، آن هم در بحبوحه گرانی ها و تورم افسارگسیخته، چیزی نبود که از نظر کاربران فضای مجازی پنهان بماند و یا مورد بی توجهی قرار گیرد. کامنتهای انتقادی از این مسئله در قالب شوخی یا جدی در فضای مجازی نثار صابر ابر شد. یکی نوشت «من اون قدر پول ندارم که نقد کتابتون را بخرم» و دیگری پرسید«کتابتون رو قسطی هم می فروشید». کاربری هم با ربط دادن این مسئله به حاشیه سازی جنجالی اخیر در جریان برگزاری نمایشگاه نقاشی تهمینه میلانی، خطاب به ابر با استفاده از دیالوگ فیلم ایرج ملکی این طور طنازی کرد:«تهمینه میلانی اگه صابر ابر رو ببینه بهش میگه راستی صابر چطو بتو گیر ندادن»!
کاربر دیگری نوشته است با قیمت کتاب جدیدِ صابر ابر می‌شود دو دوره ۱۰جلدی پالتویی «کلیدر» محمود دولت‌آبادی خرید!
افکار نیوز در ای نباره نوشت:«یکی از کاربران با انتقاد از مدل قیمت‌گذاری این کتاب به مقایسه قیمت کتاب وی با کتاب نویسندگان بزرگ جهان پرداخت. نتیجه این کار جالب بود. اگر کتاب ابر با قیمت دلار بازار آزاد محاسبه شود رقم آن بین ۲۳ تا ۲۵ دلار در نوسان است حال قیمت کتاب‌های برخی نویسندگان مشهور جهان که توسط ناشران معتبر عرضه می‌شود، مقایسه کنید با این کتاب: خشم و هیاهو(فاکنر):۱۰دلار، اتوپیا(تامس مور):۵دلار، فلسفه غرب(راسل):۱۵دلار، در انتظار گودو(بکت):۱۳دلار، خاطرات(چرچیل):۱۲دلار، پدیدارشناسی روح(هگل): ۱۰دلار، پیرمرد و دریا(همینگوی):۱۱دلار، بیگانه(کامو):۱۱دلار، سرمایه(مارکس):۱۴دلار، تاملات (دکارت): ۵دلار، نقد عقل محض (کانت): ۹دلار، زایش تراژدی (نیچه): ۵دلار»!
هر چند برخی هم با رد کردن این مقایسه آنرا منطقی نداستند و به قیمت بالای کتابهای آشپزی استناد کردند.
جالب آنکه کتاب ۲جلدی «آشپزی مستطاب» (از سیر تا پیاز)نجف دریابندری هم با ۲۷۵ هزارتومان از این کتاب ارزانتر ارائه شده است.
در هر حال این موج انتقادهای فراوان تا یک هفته علیه این کتاب جریان داشت.
حتی روزنامه کیهان هم وارد عمل شد و در این باره به طعنه نوشت:«رسانه‌ها اعلام کردند صابر ابر، بازیگر سینما اخیرا کتابی را منتشر کرده که قیمتی نامتعارف دارد. این کتاب که از قضا تولیدی و دست اول هم نیست و آن طور که رسانه‌ها نوشته‌اند شامل مطالب صفحه این بازیگر در فضای مجازی است، ۳۰۰ هزار تومان قیمت گذاری شد.سوءاستفاده از شهرت توسط برخی افراد همزمان با تعیین دستمزدهای نجومی برای برخی از بازیگران در پروژه‌های سینمایی از عوامل بر هم زدن تعادل بازار محصولات فرهنگی شناخته می‌شود که در دراز مدت نتیجه‌ای جز افزایش بی‌عدالتی و بیکاری در میان اصحاب فرهنگ و هنر نخواهد داشت. به نظر می‌رسد که نهادهای فرهنگی، ازجمله تشکل‌های صنفی باید برای کنترل سلبریتی‌هایی که از رانت شهرت بهره مالی می‌برند، فکری کنند.».
با این حال به نظر این انتقادها در گذر زمان و وفور اتفاقات ریز و درشت تا حد زیادی فروکش کرده است. این در حالی است که صابر ابر هم تلاش کرد تا با گشودن باب صحبت با کاربران در صقحه شخصی اش کمی فضا را تلطیف کند.او در جواب یکی- دو کاربر نوشت:«درک می کنماما هیچ انتخاب دیگری نداشتم.بسیار برایم مهم بود که کتاب با بهترین متریال تهیه شود.تمام سعی ام را کردم که با پایین ترین قیمت کتاب برای فروش ارائه شود.متاسفم که بیش از این نمیتوانستم».
البته او در پاسخ به پیشنهاد کاربر دیگری که گفته بود چرا کتاب را در دو نسخه با تفاوت قیمت منتشر نکرده، نوشت که به این توصیه فکر خواهد کرد.
هرچند کتاب با بهترین کیفیت چاپی تولید شده، ولی همچنان مهمترین انتقاد از آنرا باید قیمت بالایش دانست.
کتاب «تا هفت‌ خانه آن‌ورتر» نوشته ابر، در همراهی و همنشینی با ۱۰۰ مادر بزرگ از سراسر ایران هنگام پختن غذا، پای صحبت‌ها و دردِدل‌های آنان شکل گرفته است.از میان ۱۰۰ مادربزرگی که تصاویرشان ثبت و ضبط شده است، روایت ۲۰ نفر در فیلم‌هایی مستقل و به‌صورت سریالی به نمایش در خواهد آمد. در این فیلم‌ها، گفت‌وگوهایی با مادربزرگ‌ها هنگام پختن غذا صورت گرفته و در کنار آشپزی، درباره خانه و کاشانه، علایق، سلایق، خاطرات و عواطف‌شان نیز صحبت‌هایی به میان آمده است. این کتاب مصورِ به صورت دو زبانه (فارسی و انگلیسی) منتشر شده و همچنین یک تور نمایشگاهی در پی آن برگزار خواهد شد.خواهد بود. این تور هفتم مهرماه از تهران آغاز و سپس در شهرهایی چون اصفهان، شیراز و… ادامه می یابد.
این کتاب در ۴۳۶ صفحه گلاسه از سوی موسسه فرهنگی هنری «اینجا میان شهر» منتشر شده است.

نوشته قیمتی که صدایش «تا هفت‌ خانه آن‌ورتر» رفت! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

تصویربرداری سریال «بهترین سالهای زندگی ما» همچنان در شمال ایران و لوکیشنهای مختلف ادامه دارد.
به گزارش روابط عمومی پروژه، تصویربرداری سریال «بهترین سالهای زندگی ما» در حالی در شمال ایران پیگیری می شود که اغلب بازیگران فصل نخست آن جلوی دوربین رفته اند.
ضبط تصاویر سریال «بهترین سالهای زندگی ما» به کارگردانی احمد کاوری و تهیه کنندگی محمودرضا تخشید این روزها در بندر کیاشهر پیگیری می شود و تصویربرداری سکانسهای دفتر کاراکتر «دافسار» با بازی فرخ نعمتی در حال انجام است. همچنین ضبط صحنه های زیرآب در سفید رود یکی از مراحل اصلی و پرفشار تصویربرداری در روزهای اخیر بوده است.
این سریال به نویسندگی جابر قاسمعلی، یک درام تاریخی عاشقانه است و اقتباسی از رمان مطرح «مهاجران» هاوارد فاست محسوب می شود.
این سریال در ۳۰ قسمت برای پخش از شبکه سوم سیما تولید می شود. داستان مجموعه در دهه ۳۰ روایت می شود و قصه ای پرفراز و نشیب را به تصویر می کشد که در ادامه به دهه حاضر نیز می رسد. تنوع جغرافیایی لوکیشنهای این سریال از جمله ویژگیهای آن است.

علیرضا کمالی، بهنام تشکر، هدایت هاشمی، برزو ارجمند، رحیم نوروزی، الهام طهموری، شهرام قائدی، علی سلیمانی، فرخ نعمتی، کورش سلیمانی، افشین سنگچاپ، فریبا طالبی، مینا نوروزی، فریده دریامج، سهی بانو ذوالقدر، ساناز سماواتی، شهروز ابراهیمی، وحید شیخ زاده، بهراد خرازی، فرج الله گلسفیدی، انوش نصر، کرامت رودساز، حمیدرضا داوری، مهدیه کوهستانی و … در این سریال بازی دارند.
این بازیگران در فاز نخست بازی دارند و در جریان ضبط دیگر مقاطع قصه چهره های شناخته شده دیگری نیز به گروه خواهند پیوست.
در خلاصه داستان این سریال آمده: یارمحمد سیستانى براى فرار از گرسنگى و خشکسالى به شمال کشور مى رود تا شغل ماهیگیرى را پیشه کند. او که نمى داند ماهیگیرىِ آن منطقه در سلطه گردنکشى به نام تراب است، به دریا مى زند و مقابل تراب مى ایستد. وارش بیوه جواد که سالها تراب در خیال ازدواج با اوست، با دیدن دلاورى یارمحمد دل به او مى بندد و به تراب جواب رد مى دهد.تراب نقشه اى مى چیند تا یارمحمد را از سر راه بردارد، اما اتفاقى که هیچکس انتظارش را نمى کشد، از راه رسیده و سرنوشت آدم ها را به هم پیوند مى زند.
سایر عوامل اصلی پروژه عبارتند از: مجری طرح: محمدکامبیز دارابی،مدیر تصویربرداری: محمد ناصری، طراح صحنه، دکور و لباس: حسن روح پروری، مدیر صدابرداری: امیر حاتمی، طراح گریم: داریوش صالحیان، تدوینگر:حسین غضنفری،مدیر تولید: رحیم بیابانی، جلوه های ویژه میدانی: حمید رسولیان، جلوه های ویژه کامپیوتری: شهاب نجفی، برنامه ریز: حبیب قلی زاده، دستیار یک کارگردان: محسن حسن پور،تصویربردار:فردین ناصری، منشی صحنه: محبوبه نظری، عکاس:علی یعقوبی،مدیر تدارکات: علی بهره مند و مشاور رسانه ای:هادی اعتمادی مجد.

نوشته «بهترین سالهای زندگی ما» به بندر کیاشهر رسید اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

فیلم کوتاه «نگاه» به کارگردانى فرنوش صمدى، نویسندگى على عسگرى و فرنوش صمدى و تهیه کنندگى پوریا حیدرى اوره تنها فیلم کوتاه داستانى ایرانى معرفى شده به آکادمى اسکار ٢٠١٩ است.

به گزارش رسیده،«نگاه» که با برنده شدن جایزه جشنواره AFI موفق به معرفى به آکادمى شده، پیش از این نیز به عنوان تنها نماینده سینمای ایران در هفتادمین فستیوال فیلم لوکارنو و موفق به حضور در بیش از ٨٠ جشنواره بین المللى گردیده است.

فرنوش صمدى و على عسگرى امسال براى فعالیت مستمر و موفقشان در عرصه جهانى فیلم کوتاه به عضویت اکادمى اسکار درآمدند.

نوشته «نگاه»، نماینده ایران در اسکار فیلم کوتاه اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

جذابیت های پرطمطراق پلیس اتوبان

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه تلویزیون: کمتر پیش می آید که یک سریال غیر وطنی تا این حد برای مخاطبان تلویزیون محبوب باشد که پس از این همه سال هنوز هم بتواند با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار کرده و جذابیت خود را حفظ کند. در کنار پرمخاطب بودن این سریال در کشور سازنده، نخستین بار این سریال در دهه ۸۰ از تلویزیون ایران پخش شد و به دلیل فضای جذاب و پلیسی و هیجان انگیزی که داشت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد. به خصوص صحنه های واژگون شدن اتومبیل ها در بزرگراه و تعقیب و گریزی که در طول داستان این سریال وجود دارد. شاید در نگاه نخست این مجموعه چندان سریال خاص و متفاوتی نباشد. چرا که ماجرا به دو پلیس بزرگراه برمی گردد که در تعقیب و گریز با خلافکاران و ناقضان قانون ماجراهایی را خلق می کنند. اما جذابیت هایی که این سریال در نوع پرداخت قصه و کارگردانی و صحنه های اکشن و جلوه های ویژه ای که دارد، باعث محبوبیت آن شده است. آنچنان که این سریال در تلویزیون ۱۲۰ کشور دنیا به نمایش درآمده است و مورد توجه هم قرار گرفته است. شخصیت اصلی آن فردی به نام سمیر با بازی اردوگان آتالای است که در تمام قسمت ها و فصل های این سریال حضور داشته است و پای ثابت «هشدار برای کبرا۱۱» است و شخصیت جذاب و قهرمان مخاطبان این سریال است. در کنار او اما در طول این سال ها بازیگران بسیاری ایفای نقش کردند و هر کدام به نوعی از این سریال در فصل های مختلف جدا شدند. اما سمیر به نوعی قهرمان این مجموعه است که حتی زندگی شخصی او نیز وارد قصه شد و در برخی از قسمتها شاهد مسائل و مشکلاتی در زندگی شخصی او هستیم. این مجموعه مدتی است که از شبکه تماشا به طور هر شبی پخش می شود و سری جدید آن هم در حال دوبله برای پخش از شبکه ۵ است. در قسمت هایی که روی آنتن است، به خوبی می توان گذر زمان را در چهره اردوگان آتالای «سمیر» دید که در طول این سریال چه تغییراتی کرده است. در طول این سال ها نیز این مجموعه از همه شبکه های سیما پخش و بازپخش شده است و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد.
این سریال شروع موفقیت‌آمیز خود را سال ۱۹۹۶ در شبکه RTL آلمان آغاز کرد. حادثه؛ برخورد، تصادف؛ پرواز خودروها در هوا و انفجار تقریباً پای ثابت تمام قسمت‌های این سریال است. به‌ طور متوسط در هر قسمت در این سریال ۲ تا ۳ نفر کشته می‌شوند و ۵ تا ۶ خودرو نابود می‌شوند و از این جهت مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است.
یکی از رموز موفقیت سریال حضور معروف‌ترین بدلکاران آمریکایی در سریال بود. مایکل بی و جری بروخ‌هایمر که تجربه ساخت صحنه‌های اکشن در فیلم‌هایی چون «جان‌سخت» و «سرعت» و سری فیلم‌های «اسلحه مرگبار» را در کارنامه خود داشتند، از همان ابتدا همکاری با این سریال را آغاز کردند. ضمن اینکه زنده یاد پیمان ابدی یکی از بدلکاران این مجموعه بود که در دهه ۸۰ به ایران سفر کرد و در سانحه ای که بر سر صحنه یکی از فیلم ها برایش پیش آمد، از دنیا رفت.
گرچه این سریال هم گاف های بسیاری دارد که از نگاه تیزبین طرفداران این سریال پنهان نماند و توسط کاربران فضای مجازی دست به دست شد. اما به دلیل جذابیت و محبوبیتی که این مجموعه در بین مخاطبان تلویزیون دارد، باز هم چیزی از جذابیت آن کاسته نشد. از جمله گاف هایی که در این سریال وجود دارد این است که در بسیاری از قسمت‌ها اتومبیل سمیر عوض می‌شود. در سال ۱۹۹۸ در حالی که سمیر سوار بی‌ام‌وی سری ۳ بود در حالی به تعقیب مجرمان می‌پرداخت که بیننده او را سوار بر خودروی مدل ۱۹۹۲ می‌دید و یا در بسیاری از قسمت‌های سریال بخصوص از سال ۲۰۰۰ تاکنون پلاک‌های تکراری روی خودروهای مختلف دیده می‌شود.
سال ۱۹۹۸ در حالی که خودروی آندره فاک مرسدس بنز مدلCLK بود مدام او سوار بر خودروهای بنز مختلف دیده می‌شد.
در یکی از قسمت‌های سریال در فصل چهارم کارآگاهان کبرا ۱۱ قصد ورود به یک پایگاه نظامی را داشتند که با منع ورود مواجه شدند. این در حالی است که طبق قوانین در آلمان تمام افسران پلیس اجازه ورود به هر پایگاه نظامی را دارند و…
با این حال هنوز هم پس از بیش از یک دهه که از پخش این مجموعه در تلویزیون می گذرد، باز هم طرفداران خود را توانسته راضی نگه دارد. از این رو دوستان فیلمساز به خصوص کارهای اکشن و پلیسی باید به این نکته توجه داشته باشند که چه چیزی باعث شده تا یک مجموعه تا این حد مورد توجه قرار بگیرد که همچنان برای مخاطبانش جذاب باشد. گرچه امکاناتی که برای ساخت چنین آثاری در کشور آلمان وجود دارد، اصلا قابل مقایسه با امکانات فیلمسازی در کشور ما نیست، اما شیوه داستان گویی و شخصیت پردازی که نویسنده و کارگردان در این مجموعه دارد، باعث شده تا به یکی از سریال های پرمخاطب تلویزیون تبدیل شود که حتی در بازپخش ها هم مورد توجه قرار بگیرد.

نوشته جذابیت های پرطمطراق پلیس اتوبان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: عمر سینمای دینی در ایران اگرچه زیاد نیست، اما آثار مهمی را در این عرصه خلق کرده که هر یک جزو یهترین ساخته های خالقانشان هستند.هر چند نمی توان کتمان کرد که این آثار بشدت محدود هستندوبه همین دلیل بارها مورد استناد و نمایش قرار گرفته اند. مشکلی که در تلویزیون هم دیده می شود و نمونه اش سریال «مختارنامه» است که گویا جایگزینی ندارد و مدام بازپخش می شود. در این میان همچنان فیلم سینمایی «روز واقعه» ساخته شهرام اسدی جزو نمونه های شاخص تلقی می شود. توفیقی که بی شک بخش عمده ای از آن به مدد فیلمنامه استادانه بهرام بیضایی شکل گرفته و اسدی نیز با مهارت از پس به تصویر کشیدن آن برآمده است. هر چند هنوز فیلم «رستاخیز» احمدرضا درویش به نمایش عمومی درنیامده تا در معرض قضاوت دقیقی در این باره قرار گیرد. فیلمی که آن هم مثل «روز واقعه» درباره حوادث روز عاشورا ساخته شده است.
با این حال سینمای دینی به طور جدی پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران پر و بال گرفت و بستر مناسبی هم از سوی حکومت برای تشویق فیلمسازان به حضور در این حوزه ایجاد شد. هر چند فیلمسازان به دلیل شرایط جامعه، اغلب به سمت سینمای جنگ و نیز فیلمهای انقلابی روی آوردند. گرچه همان فیلمهای سینمای جنگ نیز به جهت مضامین انسانی و معرفتی مستتر در داستان،به نوعی خواه ناخواه در زیر مجموعه سینمای دینی جای می گیرند. ضمن اینکه از نظر خیلی از کارشناسان، سینمای عرفانی نیز برآمده از دغدغه های دینی و مذهبی است و از آن لاینفک نیست.
از سوی دیگر شاید آنچه به سینمای دینی نزدیکتر تلقی شود،فیلم‌هایی با محوریت کاراکترهای دینی و قدیسان باشد. «مسافر ری»، «مریم مقدس»، «سفیر» و «محمد رسول‌الله» آثاری در ژانر تاریخی هستند که روی شخصیتهای دینی متمرکز هستند.
با این وصف همچنان سینمای دینی در ایران اگرچه از سوی مخاطبان داخلی اغلب با استقبال مواجه و بارها دیده شده، اما در سطح جهانی نتوانسته به موقعیت مناسب و بسزایی دست یابد. نکته ای که لزوم تزریق دیدگاهی جهانی به آثار دینی ایرانی را تاکید می کند. در آخرین نمونه از این مسئله می توان به شکست تجاری فیلم «محمد رسول‌الله» اشاره کرد. فیلمی که حتی در داخل نیز مورد استقبال گرم قرار نگرفت و دخل و خرجش برابر نشد. حال آنکه میشد با توجه به مشارکت سینماگرانی از ملیتهای دیگر در ساخت آن، دست کم در همان کشورها نیز اکران مناسبی برایش ترتیب داد.
با این وجود توجه به سلایق مخاطب جهانی در کنار علاقه مندی های سینماروهای داخلی می تواندبه خلق آثار مناسبی در این حوزه منجر شود که بازار خوبی را برای سینمایایرانفراه می آورد.

نوشته سینمای مذهبی ایران، پیشرو و تاثیرگذار، اما در داخل مرزها اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

مذهب و نشانه های ایمان در سینمای جهان

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: برای پیدا کردن ریشه های سینمای دینی در جهان غریب باید به گذشته دور سفر کرد و حتی به ایام نخستین این هنر چشم دوخت.
بررسی ها نشان می دهد حتی در فیلم های کلاسیک و اولیه ای مثل «Intolerance»محصول ۱۹۱۶ نوعی اصولگرایی مذهبی وجود داشته و اولین نسخه «بن هور» که به شیوه صامت و در سال ۱۹۲۵ اکران شد، مانند مشهورترین و بهترین ورسیون آن (محصول ۱۹۵۹ و ساخته ویلیام وایلر) بر بنیادهای مذهب حرکت می کرد و جنگ های ارابه رانی آن فقط پوششی هنری بر انگاره های مذهبی و باورهای ایمانی بود. اولین نسخه «شاه شاهان» در سال ۱۹۲۷، «نشانه صلیب» در سال ۱۹۳۲ و «شیطان و دانی یل دبستر» در سال ۱۹۴۱ دیگر فیلم های «مذهب بنیان» زمانه خویش بودند و «فرشته بر شانه های من» در سال ۱۹۴۶ و «فقط خدا می داند» در سال ۱۹۴۷ ثابت کردند حتی در یک هالیوود پول پرست، ایمانی به خداوند و مشیت الهی از نظرها دور نمی ماند و تکیه گاه کاراکترهای این آثار است.
حرکتی بایسته تر
شکوفایی فیلم های مبتنی بر مذهب و حرکت بایسته کارگردانان غربی به سوی ایمان و مذهب و به ویژه مسیحیت که دین غالب در آمریکای شمالی و اروپا است، از دهه ۱۹۵۰ به بعد شدت بیشتری گرفت.
«خرقه» در سال ۱۹۵۳ با شرکت کلکسیونی از بازیگران نامدار هالیوود نوعی عروج با سلاح ایمان بود و «۱۰ فرمان» در سال ۱۹۵۶ که صیاد جوایز اسکار بود، نشان داد شهر رویاسازی های کاذب برای راضی نگه داشتن مردم دین مدار در غرب از هیچ کاری فرو گذار نمی کند. «باراباس» در سال ۱۹۶۱ ادامه ماجراهای مسیحیایی در هالیوود بود و «بزرگترین داستان گفته شده» در سال ۱۹۶۵ نمادی از داستان های کهن و در بردارنده ماجرای کشتی نوح و ادامه ای بر آن.
رودررویی آشکار خدا و مذهب
با این حال هالیوود از اواخر مهر ۱۹۶۰ به بعد تصمیم گرفت برای مهیج تر کردن فیلم های آیینی و پول درآوردن بیشتر، شیطان را به شکلی آشکارتر رو در روی خدا و مذهب قرار دهد و در داستان های خود تأکید کند که اگر انسان برنخیزد و پرهیزکار نباشد، اسیر پلیدی ها خواهد شد. «بچه رزماری» محصول ۱۹۶۸ اولین اثر بزرگ نشان دهنده کاشته شدن بذر شیطان در انسان ها و این بار در بطن مادر و در جنین او بود و «جن گیر» در سال ۱۹۷۲ به داستان مخوف اسیر شدن روح و جسم یک دختر نوجوان (لیندا بلر) توسط اهریمن چنان بال و پر هولناکی داد که لقب ترسناک ترین فیلم تاریخ همچنان سزار آن می نماید و البته ویلیام فردکین خالق این فیلم پردلهره است. «طالع» (در ایران با نام «طالع نحس») نشانگر یک کودک دیگر بود که در دام شیطان افتاده و با داشتن شماره مخوف ۶۶۶ بر فرق سرش هرگاه اراده کند ساطور مرگ را بر سر قربانی هایش نازل می کند. این بچه (با نام کوچک دیمی ین) خود شیطان نیست اما نزدیک ترین چیز به اوست.
اروپا در همان زمان امثال «برادر خورشید و خواهر ماه» را می ساخت که نسخه نرم و نازک فیلم های کدر و تند ضد مذهبی بود که در قالب استیلای شیاطین ساخته می شد و خبری از سبعیت در آنها نبود. اروپایی ها دوست داشتند از عنصر هشدار اولیه به مردم دین از دست داده اکتفا کنند اما هالیوود با نشان دادن حداکثر حرکات حیوانی از سوی انسان های مذهب از دست داده به آنها تلنگر می زد که بیدار شوید وگرنه مثل «دوگما» (۱۹۹۹) به سوی تباهی مطلق و زندگی درون طیفی از شیطان پیش خواهید رفت.
سریر خون
دامنه تولید فیلم مبتنی بر وحشت های اجتماعی و دوری از باورهای آیینی و ایمانی به آنجا کشیده شد که سری فیلم های وحشتناک «جمعه سیزدهم»، «اره»، «جیغ» و «جنایت در خیابان الم» تبدیل به سریر خون و پایتخت های جنایت شدند و کنجکاوی و وحشت طلبی تماشاگران به بیراهه کشیده شده غربی بازار این فیلم ها را داغ تر و گیشه آثار مبتنی بر مسیحیت از دست رفته را پررونق تر کردند.
«میسیون» کار فوق العاده سال ۱۹۸۶ رولاند جافی قصه یک هیئت مذهبی است که با در برداشتن انسان های از جان رسته برای تبلیغ آیین های کلیسایی به یک آمریکای جنوبی فاقد باورهای محکم مذهبی می رود و چون از درون ترک خورده، ایستادگی لازم را تقابل پلشتی های روزگار بروز نمی دهد و بازی رابرت دنیرو در رل یکی از میسیونرها که خود دچار شک و اخلال است چنان درخشان می نماید که فیلم فقط بر پایه آن نیز می تواند در برهوت بی آیینی به نقطه نجات برسد.
دلایل بازگشت
«آخرین قدم های مرد مُرده» در سال ۱۹۹۵ با بازی حرفه ای شون پن و سوزان ساراندون (که دومی جایزه اسکار را برد) قصه مردی است که وقتی به مجلس می افتد و مقابل مجازات اعدام قرار می گیرد، به تمامی ملکوت رهایی از وجود باطلش و زیبایی های مذهب پی می برد اما برای رستگاری روح شیطان وار او قدری دیر شده است. «مایل سبز» (۱۹۹۷) به کارگردانی فرانک دارابونت بیشتر یک خرافه گرایی آراسته شده به باورهای مذهبی است ولی هالیوود پس از سال ها گم کردن مذهب و رویکرد به فیلم های اغوا کننده نشانگر زیبایی های کاذب بیرونی سرانجام از سال ۲۰۱۰ به سود ایمان و مذهب رجعت کرد.
یک دلیل عمده این رویکرد این بود که فیلم های برخاسته از درون این سیستم فکری بسیار ارزان تمام می شدند و در گیشه بسیار می فروختند اما شکی نیست که فقط استقبال مجدد مردم از مذهب و آیین و احترام بود که سبب می شد هالیوودی ها دنیا و زندگی را جور دیگری ببینند و به سبک و سیاق فرانک کاپرا در فیلم جاودانی «این زندگی فوق العاده» یادآور شوند که باید قناعت پیشه بود و به تمامی زحمات خداوندی ادای عشق و احترام کرد و با وزش نسیم های ناملایمات دین و ارزش خانواده را فراموش نکرد.
محصولات دوری از انجماد فکری
پی آمد این نگرش ساخت حداقل ۱۰ فیلم مذهب محور در هر سال از ۲۰۱۰ به بعد در یک هالیوود غرق در انجماد فکری بوده است. از این دست فیلم ها که به ندرت از جمع ۱۰ اثر پرفروش سینمایی در هفته های نخست اکران شان خارج نشده اند، می توان به این موارد اشاره کرد: «نامه هایی به خدا»، «پسر واعظ» و «تلاقی» (هر سه محصول ۲۰۱۰)، «ترنم کننده روح» و «نشان وقار» (هر دو محصول ۲۰۱۱)، «کشتی نوح: یک آغاز تازه»، «بهشت گمشده» و «بین بهشت و زمین» (همگی محصول ۲۰۱۲)، «کتاب دانی یل» و «شمع کریسمس» (محصول ۲۰۱۳)، «خدا نمرده است»، «مهاجرت: خدایان و پادشاهان»، «پسر خدا» و «آوار» (محصول ۲۰۱۴)، «۹۰ دقیقه در بهشت»، «کشتن مسیح» و «آخرین روزها در صحرا» (محصول ۲۰۱۵)، «معجزه هایی از بهشت»، «بپا خاسته» و «قول» (محصول ۲۰۱۶) و «احیای گاوین استون»، «معصوم ها» و «بگذار روشنایی بیاید» (محصول ۲۰۱۷). در این میان «سکوت» فیلم آیینی و مذهبی مارتین اسکورسیسی محصول سال ۲۰۱۶ برخلاف کارهای مذهبی مل گیبسون چندان نفروخت و حتی بازی عالی لیام نیسون و آدام درایور هم دریچه نجات هنری و رستگاری فرهنگی آن نشد.
در سال ۲۰۱۸ نیز فیلم های آیین محور «فقط می توانم تصور کنم»، «مانند نیزه ها» و قسمت دوم فیلم «ناشکسته» یا عرضه شده اند و یا در نوبت اکران اند و یک بار دیگر با موجی طرف هستیم که حداکثر ۵ میلیون دلار صرف ساخت یک فیلم می کند و در گیشه ها ۱۲ تا ۱۵ برابر آن را در می آورند.
بهترین های گیبسون
با این حال ماندگارترین فیلم های آیینی و مبتنی بر مذهب در غرب ظرف دو دهه اخیر که توانسته اند با بهترین های فیلم های غیرایمانی چند دهه گذشته برابری کنند، بی گمان «مصایب مسیح» فیلم تند و سرشار از خونریزی سال ۲۰۰۴ مل گیبسون و «Hacksaw Ridge» کار دیگری از همین سینماگر و محصول سال ۲۰۱۶ بوده اند، در اولی می بینیم که چگونه تفرقه سازان و افراد موسوم به «Jesuits» و حافظان حکومت های وقت مسیح را به صلیب می کشند تا تاج و تخت شان بر باد نرود و در دومی یک سرباز جوان بهیار در عین پشت نکردن به باور بنیادین اش در خصوص اسلحه به دست نگرفتن و پرهیز از کشتن انسان ها دست به قهرمانانه ترین حرکات در جبهه یک جنگ مخوف می زند تا افسران و سربازان افتاده در ورطه مرگ را به گوشه امنی برساند و به نعمت زندگی پیوند بزند. دزموند داس (با بازی اندرو گارفیلد) در «Hacksaw Ridge» نماد همه معصومیت های از دست رفته در هالیوود است و گیبسون چنان در «مصایب مسیح» حواریون سست عنصر کنونی را با تماشای رنج کلانی او زجر می دهد که انگار قصد بیدار کردن آنها از خواب غفلت تجاری گرایی در جهان اقتصادی امروز را دارد.
در دوربین اسکورسیسی
در نقطه مقابل مارتین اسکورسیسی در سال ۱۹۸۸ «آخرین وسوسه مسیح» را براساس نوشته نیکوس کازانت ساکیس یونانی به بینندگان داد تا بگوید خدشه ها و نیرنگ ها حتی در مقابل برگزیدگان ارشد خداوند نیز خودنمایی کرده اند و فقط سه سال بعد از آن در بازسازی «دماغه وحشت» با نشان دادن مرد مهاجم و تعقیب گری که خانواده فرد مسبب به زندان رفتن خویش را عذاب می دهد و به سوی نیستی می راند، از رستگار نشدن مردمی می گوید که درس های مسیح(ع) را نیاموخته اند، این تضادها همگی از عملکرد استودیوهایی برمی خیزد که در عین پول گرایی صرف گاهی تسلیم روح بلند انسان ها و پرواز اندیشه های کمال طلب می شوند و در غیر این صورت کمپانی های فیلمسازی در غرب سال هاست که آموخته اند مذهب فقط یک نماد گذرا در فیلم هایشان باشد و نمایش های آیینی فقط مراسمی سرشار از تظاهر مانند آن چه در فیلم مفرح «برادران بلوز» (۱۹۸۰) می آید.
درس های کوبریک
شاید هم چشم های استنلی کوبریک فقید از همگان تیزتر و بیناتر بوده باشد زیرا با «چشمان کاملاً بسته» (۱۹۹۹) و با بازی تام کروز و نیکول کیدمن در رل های اصلی نشان داد که چطور جهان غریب به سوی فروش هر چه نازل تر انگارهای مذهبی خود رفته و دیگر به هیچ چیز پای بند نیست. این فیلم داستان زن و شوهر جوانی است که در افسون بایدها و نبایدها گرفتارند و رویا و کابوس را آمیخته و از دروازه های انسانیت عبور کرده و در لب مرز تباهی قرار دارند و زندگی برایشان چالشی سرشار از زیبایی و افسوس است. به کدام سو باید رفت.
کوبریک فقط چند روز بعد از شروع اکران این فیلم جان باخت تا هیچکس نفهمد از درون قصه هشدار دهنده اما قدری پر ابهام او کدامین دستورالعمل را می توان به مردم روزگار داده پایان باز فیلم او دنیایی رو به تباهی های بعدی و شاید هم رستگاری انسان هایی است که به چشم دیده اند چطور می توان بر اثر مذهب گریزی با شتاب هر چه بیشتر به سوی تباهی رفت و دم نزد و به غلط تصور کرد که زیبایی های بصری همه نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است.

نوشته مذهب و نشانه های ایمان در سینمای جهان اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.