ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود،ترول،عکس بازیگران،دانلود،نرم افزار،بازی،آهنگ،موزیک،دانلود جدید،عکس ترول،عکس پروفایل،ترول ایرانی،انیمیشن،کارتون

تفریحی بیتوته

سریال «خط قرمز» روی آنتن می رود

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷

سریال خاطره انگیز «خط قرمز» از امروز یکشنبه ۲۲ مهر ساعت ۱۹ روی آنتن شبکه آی فیلم قرار می گیرد.
به گزارش بانی فیلم، سریال «خط قرمز» که اولین بار ۱۳ آذر ماه سال ۱۳۸۰ از شبکه سه پخش شد و به دلیل داستان متفاوتی که داشت به یکی از سریال های پربیننده تبدیل شد، قرار است که از روز یکشنبه از شبکه آی فیلم پخش شود. گرچه این سریال پیش از این هم بارها بازپخش ان روی شبکه های دیگر رفته است. اما باز هم مورد توجه قرار گرفته است.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: چند دانش آموز دبیرستانی حدوداً بیست ساله هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع می‌شوند و با هدف سفر به سوی آرمان‌ها و خواسته‌های خود پا به راهی با مقصد نامعلوم می‌گذارند، سفری با حوادث ناگوار…
قاسم جعفری کارگردان این سریال است و شهرام حقیقت دوست، سروش گودرزی، پویا امینی، ایمان اشراقی، علی منصوری، شهرام عبدلی و مهسا کرامتی بازیگران این سریال هستند.

نوشته سریال «خط قرمز» روی آنتن می رود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دستمزد بالا می گیرم، پس سوپراستارم!

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: داستان پول ‌های کثیف و دستمزد نجومی بازیگران چند روزی است که گویی خود بدل به سناریوی یک فیلم شده. فیلمی که بازیگران اصلی‌ اش تهیه‌ کنندگانی هستند که سرمایه‌ گذاران میلیاردی از آنها حمایت می‌ کنند. اسپانسرهایی که به‌ دنبال فروش خوب مجموعه فیلم ‌هایی هستند که حتی اگر هم محتوایش چنان چنگی به دل نزند، اما بازی چهره‌ های معروف و پرطرفدار آرزوی پول ‌های میلیاردی را محقق می‌ کند و در نهایت همین چهره ‌های سینمایی هستند که با این ترفند، قیمت بازی را آنقدر بالا می ‌برند که کار حتی به محاسبه قیمت به دلار کشیده شده است.
نکته مهم اینجاست که اگر این سریال ادامه پیدا کند روزی خواهد رسید که سینمای ایران نابود خواهد شد. چرا که تهیه‌ کنندگان مستقل سینما آنها که وقت می‌ گذارند تا با فیلمنامه‌ ای خوب و تأثیرگذار و با بودجه ‌ای محدود فیلم بسازند، از پس این قیمت‌ ها برنمی ‌آیند. بازار کاذبی که این چهره‌ ها به راه انداخته ‌اند، باعث شده حتی بازیگران دست دوم و چندم هم گاه تا مرز ۷۰۰ میلیون تومان نرخ دستمزدشان را بالا ببرند و اینگونه است که انتهای این سناریو آنقدر تلخ تمام خواهد شد که تهیه ‌کنندگان مستقل دیگر نتوانند فیلمی تولید کنند.
حالا که برخی تهیه‌ کنندگان زبان به اعتراض گشوده‌ اند، سازمان سینمایی و دولت را مسئول رسیدگی به این موضوع می‌ دانند. فاطمه ذوالقدر نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نیز روز چهارشنبه ۱۱ مهرماه با تأکید بر اینکه باید نظام تهیه کنندگی سینما دستمزدهای بازیگران را تعیین کند از انفعال سازمان سینمایی و خانه سینما انتقاد کرد. این در حالی است که ابراهیم داروغه ‌زاده معاون سازمان سینمایی به تازگی در این خصوص گفته: «این موضوع کاملاً صنفی است و دولت از نظر قانونی امکان ورود به قیمت‌ گذاری دستمزد عوامل سینما را ندارد، نظام تهیه کنندگی سینمای ایران به ‌عنوان صنف کارفرما با هماهنگی‌ های بیشتر می ‌توانند در واقعی کردن و منطقی کردن دستمزدها تأثیرگذار باشند».
شاید خیلی غیرواقع نباشد که هنرپیشه در سینمای ایران یکی از تعیین کننده ترین افراد در محتوا، اکران، سرمایه و… باشد. در همین زمینه باید عنوان کرد که همیشه هنرپیشه ها خود را متعلق به مردم می دانند و مدعی می شوند که برای مردم کار می کنند بنابراین جای این سوال مطرح است که آیا این افراد حاضرند در یک فیلم فرهنگی تأثیرگذار، رقمی پایین تر از رقم عرف خود بگیرند؟!
***
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس:
تعیین دستمزد هنرمندان باید عادلانه و مطابق قانون باشد
احمد سالک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس اعتقاد دارد: اهالی هنر چون انتقال دهنده مبانی فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش های انسانی هستند باید در تعیین دستمزدشان توجه کافی شود.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه بررسی مسائل مربوط به دستمزد هنرمندان نسبت به جایگاه آنان بستگی به پارامترهایی دارد که باید دستگاه های مربوطه مجموعه این مسائل را در نظر بگیرند و تأمین کنند، به بانی فیلم گفت: یکی از مسائلی که در ارتقای مسائل فرهنگی کشور ما مؤثر است، فعالیت های هنری اعم از خطاطی، ادبیات، شعر، فیلم، نمایش و… هستند. میدان دار این مسائل هنری شخصیت های متخصصی هستند که در قالب هنرهای بازیگری، تهیه کنندگی، فیلمنامه نویسی، کارگردانی و … در جهت تولید محتوا تلاش می کنند. بی تردید این هنرمندان چون انتقال دهنده فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش های انسانی هستند باید توجه کافی نسبت به زندگی و امور معیشتی آنان صورت گیرد. از مسائل حقوقی تا امور بیمه هنرمندان گرفته تا بررسی مسائل مربوط به دستمزدشان نسبت به جایگاه آنان بستگی به پارامترهایی دارد که باید دستگاه های مربوطه، مجموعه این مسائل را در نظر بگیرند و آنها را بخوبی تأمین کنند. اگر تصمیم گیری درباره تعیین میزان دستمزد بازیگران زیرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا خانه سینما و جاهای دیگر است، باید برحسب نیازشان، گزارش دریافت بودجه و نیازشان را به سلسله مراتب شان منعکس کنند تا در بودجه های دولتی یا منابع دیگر دیده شود که این یکی از راهکارهای اصلی قضیه است. به این ترتیب وقتی بودجه دولتی به کمیسیون فرهنگی می آید، کمیسیون فرهنگی برحسب اطلاعاتی که به دست می آورد، آنها را ارزیابی می کند و منابعی برای تقویت بودجه آنها در نظر می گیرد که این سیر طبیعی مسئله است.
وی درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری باید برای تعیین سقف دستمزد بازیگران بیندیشد، افزود: در جریان تولید، پروژه ها به دو بخش تقسیم می شوند. بخشی از آنها خصوصی هستند که خودشان بودجه مورد نیازشان را تأمین می کنند یا اسپانسر دارند و بخشی دیگر در تشکیلات دولتی، مثل حوزه هنری، بنیاد سینمایی فارابی، سازمان صدا و سیما و… تهیه می شوند و طبیعی است که آن دستگاه مربوطه متولی تأمین هزینه های مالی آنهاست. در هر دو صورت باید نظارت داشت که این بودجه ها از کجا می آیند و چطور صرف می شوند تا همه مسائل شفاف و روشن باشد. در این صورت رقم دستمزد بازیگران هم مشمول همین شفافیت و راه بر افزایش غیرمنطقی آن بسته می شود.
این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که نقش بعضی نهادهای دولتی و افرادی که بودجه های کلان دارند در افزایش غیرمنطقی رقم دستمزدها چیست، افزود: ما دو قانون داریم. یکی قانون لایحه خدمات کشوری که تعیین کننده مجموعه این مسائل حقوقی، پایه حقوقی و سختی و آسانی کار است که معیارهایی برای آن در جهت تعیین دستمزد مدنظر قرار می گیرد. نکته دوم در قالب دستورالعمل هایی تعریف می شود که بین دستگاهی با سازمان برنامه و بودجه مورد بررسی قرار می گیرد که آن هم مسیر خودش را دارد. اگر این دو وجه قانونی در جریان تامین بودجه پروژه ها ملاک نباشد، قطعا تخلفاتی صورت می گیرد که باید نهادهای نظارتی روی آن تمرکز کنند تا از هدررفت بیت المال جلوگیری شود.
***
سعید راد:
مردم تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزد بازیگران هستند
سعید راد بستر داد و ستد در سینما را مبتنی بر جریان عرضه و تقاضا می داند و معتقد است تعیین میزان دستمزد بازیگران و هنرمندان نیز از همین مسئله نشات می گیرد.
این بازیگر سینما و تلویزیون می گوید: مردم تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزدهای بازیگران هستند.
بازیگر فیلم های «تنگنا»،«دوئل» و «چ» درباره دلیل بروز حساسیت هایی میان برخی نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: نباید فراموش کنیم سینما محصول عرضه و تقاضاست. مردم وقتی از فیلمی استقبال می کنند،این ناشی از سطح فرهنگی شان است. بر همین اساس مردم با میزان استقبالشان تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزدهای بازیگران هستند. به نظر من سقف دستمزد بازیگران صرفا به خاطر استقبال و یا عدم استقبال از آثارشان از سوی مردم است. به همین دلیل هم هیچکس به جز مردم و سینماروها نمی توانند در این باره دخالت کند.
***
شاهد احمدلو:
نباید به بازیگرانی که دستمزد بالا می خواهند باج داده شود
شاهد احمدلو معتقد است: تهیه کنندگان نباید کوتاه بیایند و خود بازیگران باید همدل و همراه باشند و درک منطقی و درستی از سیستم و نظام سینما داشته باشند.
کارگردان «چند می گیری گریه کنی» درباره دلیل بروزحساسیت هایی میان برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: وقتی بحث میزان دستمزد بازیگران مطرح می شود، صحبت از ایجاد عدالت در این صنف است. توجه کنید اگر طبق همین معیار، باقی عوامل پشت صحنه و دست اندرکاران ساخت فیلم دستمزد بگیرند، می توان به استقرار عدالت معتقد و خوشحال بود، ولی وقتی دستمزد سایر صنوف پایین است، قابل قبول نیست. در شرایط حاضر اما نمی توان به یک حرکت عادلانه معتقد بود، به خاطر اینکه سینما فقط بازیگر نیست؛ بخشی از سینما یک و یا چند بازیگر است. در سینما، کارگردان، فیلمنامه نویس و تک تک عواملی که زحمت می کشند تا آن فیلم ساخته شود تا آن بازیگر دیده شود در ساخت یک فیلم دخیل هستند و نباید حقوق شان نادیده شود. کما اینکه باید ببینیم اصلا آیا این اتفاق در بضاعت سینمای ایران هست یا خیر؟! وقتی می بینید فیلم های اجتماعی آنطور که باید با اقبال مخاطب مواجه نمی شود و در مقابل وقتی فیلم های کمدی سخیف ساخته می شوند، بیش از حد تصور با آن ارتباط برقرار می شود خب تمام اینها معادلات را به این سمت و سوی غیرعادلانه می برد که امروز شاهدش هستیم. در واقع الان با بازیگران فیلم های کمدی و تجاری این چنین قراردادهای کلانی بسته می شود. در هر صورت این اتفاق ناعادلانه ای است و باید به تعادل برسد. باید دید دهه های ۶۰-۷۰ چطور فیلم می ساختیم؟! چه اتفاقی افتاده تا الان شرایط به گونه ای شده که همه به ستوه آمده اند و از دستمزدهای ناعادلانه و بیش از حد معقول سینما می نالند.
کارگردان «اگه می تونی منو بگیر» در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا این مسئله به زیاده خواهی برخی بازیگران مربوط می شود و یا حساسیت بی موردی است، افزود: اینها ناشی از عدم سوء مدیریت است. وقتی که قانونمندی وجود داشته باشد و توافق عادلانه ای برای این مسئله در نظر گرفته شود و روی کاغذ بیاید، طبیعتاً همه طبق آن قانون باید پیش بروند. این مسئله باید از ریشه بررسی شود که به چه صورت باید دستمزدها را به میزان منصفانه ای رساند که نه در حق بازیگر اجحاف شود و نه در حق سایر عوامل و دست اندرکاران که کمتر از او زحمت نمی کشند. اگر بخش مهمی از هزینه های فیلم بالا رفته و ساخت فیلم خیلی سنگین شده و اکثریت جامعه سینمایی را به چالش کشانده، همین دستمزدهای نجومی بازیگران است، وگرنه فیلم در هر ژانری ساخته شود، حد معقول خودش هزینه دارد. قدیمیها خوب گفته اند «از ماست که بر ماست». ما باید از خودمان شروع کنیم که چرا زیاده خواهی در میان برخی بازیگران وجود دارد؟! چقدر از آن زیاده خواهی پاسخ مخاطبان سینمای ایران را می دهد؟!
کارگردان «موش» درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری برای تعیین سقف دستمزد بازیگران اندیشیده، عنوان کرد: وقتی سازمان امور سینمایی به عنوان سردمدار مدیریت سینمای ایران در سیاست گذاری ها و فرهنگ سازی وارد عمل می شود، در اینجا هم می تواند گام مؤثری بردارد. وقتی قانونی باشد تا تمام تهیه کنندگان و بازیگران از آن تبعیت کنند و این قانون روال می شود، مثل تمام قانون های دیگر از جمله؛ رعایت حجاب اسلامی در سینمای ایران، رعایت شئونات، قوانینی که برای فیلم های ما لحاظ شده و …،این هم می تواند جزو همان قوانین باشد و فرقی ندارد.
بازیگر «سرب» در پاسخ به این که نقش بعضی نهادهای دولتی و افرادی که بودجه های کلان دارند در افزایش غیرمنطقی رقم دستمزدها را چطور ارزیابی می کند، افزود: این دست نهادها و ارگانها را با تهیه کنندگانی که با سرمایه شخصی شان فیلم می سازند مقایسه کنید. این سرمایه شخصی برای ساخت فیلم بودجه معقولی است، اما وقتی تهیه کننده بخش خصوصی وارد میدان و حوزه تولید با چنین دستمزدهای نجومی می شود، عده کمی از بازیگران را در دایره انتخاب خود می بیند و طبیعتاً نمی تواند با آنان رقابت کند. بنابراین آن پول های بادآورده ای که وارد چرخه سینما و تولید سینما می شود، پول هایی نیستند که برای تحصیلشان زحمت کشیده شده باشد و بی محابا خرج می شوند.
بازیگر «باج خور» درباره اینکه تاکنون چقدر با این مسئله در کار خودش روبه رو شده، گفت: در هر صورت نمی توان گفت درگیر نبوده ام، ولی من راه حل مناسبی را برای ساخت فیلم اخیرم «مِشمِشه» در این باره لحاظ کردم که این هم یکی از راههایی است که جان تازه ای به سینما می دهد برای ورود بازیگران تازه نفس و چهره های جدیدی که احتیاج به ممارست و یکدستی دارند. به این نتیجه رسیده ام در یک فیلم حتماً نباید از دو ستاره سینما استفاده کرد. خودم با بودجه ای که برای فیلمم داشتم، نمی توانستم با چنین بازیگرانی که دستمزدهای بالا طلب می کنند کار کنم. ضمن اینکه اصلا برای این فیلم چنین بازیگرانی رانیاز نداشتم. با این وجود سعی کردم چهره های تازه نفسی در فیلم بگذارم که برای اولین بار در سینما فعالیت می کنند که اینها آینده خوبی دارند و هر کدام می توانند در آینده جایگزین چهره های فعلی سینما شوند. راهکار دیگر اینکه نباید به این دست بازیگران باج داده شود. تهیه کنندگان نباید کوتاه بیایند و خود بازیگران باید همدل و همراه باشند و درک منطقی و درستی از سیستم و نظام سینما داشته باشند. به نظرم بازیگران در تعیین دستمزد نباید فقط خودشان را ببینند. به نظرم باید روی پول های بادآورده کنترل شود و معلوم نیست این پول ها از کجا وارد چرخه سینما می شود که اصل و بدنه سینمای ایران را دچار چالش کرده و نگران کننده است. وقتی تهیه کنندگان پیشکسوتی که سال ها برای این سرزمین فیلم ساخته و الان دچار این چالش شده اند و نگرانی شان این است که کدام بازیگر را برای کارهایشان انتخاب کنند. در واقع باید یک حرکت ریشه ای درون گروهی و سازمانی صورت بگیرد تا بتوانیم این اتفاق را کنترل کنیم.
***
امیرحسین صدیق:
جریان کاذبی می خواهد دستمزد برخی بازیگران گران به نظر برسد
امیرحسین صدیق اعتقاد دارد: عجیب است که تهیه کنندگان به این دستمزدهای بازیگران واکنش نشان دادن چون تهیه کننده پول بیشتر به بازیگر می دهد که فیلم های شان فروش بیشتری داشته باشد.
بازیگر فیلم های «بیست و یک روز بعد»، «بیداری» و «میم مثل مادر» درباره دلیل بروز حساسیت هایی میان برخی نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: من درباره میزان دستمزدهای همکارانم اطلاعی ندارم، اما به نظرم دستمزدها نه تنها زیاد نشده، بلکه کمتر هم شده است. خیلی موارد پیش آمده هنگام بستن قرارداد وقتی حتی از دستمزدهای هفت- هشت سال گذشته هم صحبت می کنید، آخر سر به توافق نمی رسید و در نهایت می بینیم همین فامیل های تهیه کننده آن نقش را بازی می کنند! در تلویزیون یا سینما هم شرایط طوری شده اگر تهیه کننده بازیگری را نخواهد، می تواند انتخابش نکند. عجیب است که تهیه کنندگان به این دستمزدهای بازیگران واکنش نشان داده اند، چون تهیه کننده پول بیشتر خرج می کند و به بازیگر محبوب و پرفروش می آورد که فیلم هایش فروش بیشتری داشته باشد. در تلویزیون هم متاسفانه اخیراً می بینم جای بازیگران حرفه ای را عده ای نابازیگر، تازه کار و یا از آشنایان عوامل تولید گرفته اند که دستمزد اندکی می گیرند.
بازیگر فیلم «خالتور» درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری باید برای تعیین سقف دستمزد بازیگران بیندیشد، افزود: با این مسئله اصلا موافق نیستم. این روش مداخله خیلی کمونیستی است.اگر خدای نکرده ما کشورمان کمونیستی بود، آن موقع می گفتیم دولت باید تعیین کننده دستمزدها باشد. کار هنری و بازیگری طوری است که همه فکر می کنند تخصصی احتیاج ندارد و هرکس احساس خوشمزگی می کند، بازیگر خوبی می شود! حال آنکه باید توجه کنید بازیگری که دستمزدش گران است، اگر مدتی کار نکند دستمزدش را پایین می آورند. در هر حال متولیان پروژه ها مجبور که نیستند یک تعداد هنرپیشه با دستمزد بالا را انتخاب کنند، بلکه می توانند برای مدیریت هزینه ها بازیگر دیگری را جایگزین کنند.
صدیق با اشاره به اینکه یک سری اخبار زرد درباره سوپراستارهایی که خودشان را تاپ استار می دانند، مطرح می شود تا به اصطلاح یک بازیگر به شکل کاذبی گران به نظر برسد، عنوان کرد: اصلاً افزایش چندانی در میزان دستمزد بازیگران نمی بینم و چنین چیزی وجود ندارد. البته یک سری اخبار زرد درباره سوپراستارهایی که خودشان را تاپ استار می دانند یا فکر می کنند اینکه سینما به آنها احتیاج دارد که آن چهره ها را می سازد، وجود دارد که به نظرم کاذب است. فکر نمی کنم افزایشی وجود داشته باشد و بحث آنقدر پیچیده ای نیست.

نوشته دستمزد بالا می گیرم، پس سوپراستارم! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دیالوگ: گتسبی بزرگ

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷

نویسندگان: باز لورمن ، کریگ پیرس
کارگردان: باز لورمن
محصول: ۲۰۱۳
***
آقای کارروی(توبی مگوایر): لبخندش یکی از آن لبخندهای نادر بود . همانطور که تو دوست داری فهمیده و باور شوی .

نوشته دیالوگ: گتسبی بزرگ اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

کار سخت رییس جدید سازمان سینمایی

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷

بانی فیلم ، گروه سینمای ایران: با اعلام کناره گیری غیرمستقیم دکتر مصطفی ابطحی به عنوان جدی ترین گزینه تصدی پست ریاست سازمان سینمایی؛ بار دیگر بازار حدس و گمان ها داغ شد و احتمالاتی که پیشتر توسط دست اندرکاران سینما در مورد فهرست کاندیداها وجود داشت، وارد مرحله جدیدی شد.
برگزاری جلسات مختلف توسط رییس فعلی سازمان سینمایی با طیف های مختلف سینمای ایران با آنکه به نظر می رسید ابتدا شکل مشورتی و نظرخواهی داشته باشد، اما برخی از خبرها از پیش کشیده شدن چند نام و پیشنهاد محمدمهدی حیدریان و ذکر نام هایی برای نشستن بر صندلی ریاست سازمان سینمایی حکایت دارد. این پیشنهادها به نظر می رسید به دلیل نزدیکی این افراد با گرایش فکری مورد علاقه حیدریان باشد.
دو گزینه جدی که در تعدادی از این نشست ها نامشان مطرح شده، رضا میرکریمی و محمدمهدی عسکرپور از فیلمسازانی هستند که بنا بر شنیده ها، هر دوی آنان در دیداری خصوصی، قبول این پست را رد کرده اند.
چنانچه این اخبار را در مورد عدم تمایل میرکریمی و عسکرپور بپذیریم، تعداد نفرات فهرست منتشر شده بر اساس گمانه زنی رسانه ها، انگشت شمار خواهد شد. تعدادی که احتمال تصدی پست ریاست سازمان سینمایی توسط آنان نسبت به سایرین بیشتر است.
نخستین نامی که احتمال ریاست اش از دیگر افراد بیشتر است، محمد احسانی مدیر فعلی شبکه نسیم و از مدیران موفق تلویزیون است.
نخستین حدسی که احتمال انتخاب احسانی را نسبت به سایر افراد فهرست بیشتر می کند، پیشینه مدیران ارشاد در پست های مختلف سازمان صداوسیماست؛ اکثریت قریب به اتفاق مدیران سینمایی وزارت ارشاد، پیش از حضورشان در این وزارتخانه مسئولیت های مختلفی در تلویزیون داشته اند.
احسانی البته زمانی که از تلویزیون به ارشاد آمد و در دوره ریاست حجت اله ایوبی برای مدتی نزدیک به دو سال مدیریت بر معاونت پر مسئولیت نظارت و ارزشیابی این سازمان را عهده دار بود، نتوانست دوره خود را در ارشاد به اتمام برساند و به دلیل بروز پاره ای اختلافات، ترجیح داد با مدیریت سینمایی خداحافظی کرده و به خانه خود در صدا و سیما بازگردد.
پذیرش پست مدیریت شبکه نسیم و موفقیت هایی که محمد احسانی در راه اندازی برنامه های پرمخاطب در این شبکه داشت، موجب شد نام او در زمره مسئولان موفق تلویزیون قرار گیرد.
همین احتمالات است که نام محمد احسانی را در مقایسه با دیگر افراد فهرست، به عنوان گزینه ای مطمئن برای تصدی پست ریاست سازمان سینمایی پررنگ تر می کند.
از نام محمد احسانی که بگذریم، کاندیداهای دیگری هم در فهرست خودنمایی می کنند که به نظر می رسد بیشتر ذکر نام شان محصول ارتباطات رسانه ای برخی از آنان باشد. در این میان عده ای از رسانه ها نیز که کمترین میزان شناخت از شرایط سینمایی و شاخصه ها و روال مدیریت سینمایی در وزارت ارشاد را دارند، نام برخی از دست اندرکاران سینما را به عنوان فرد مناسب جهت احراز پست سازمان سینمایی مطرح کرده اند؛ مرتضی رزاق کریمی یکی از این کاندیداهاست که با تجربه نه چندان طولانی مدتش در پست مدیریت سینمایی، کمترین بخت را برای احراز مقام ریاست سازمان را دارد.
او که در دوره حجت اله ایوبی به عنوان فرد شماره دو در مرکز سینمای مستند وتجربی در کنار طباطبایی نژاد قرار گرفت، فرآیند خاصی در مدیریتش در این نهاد مهم سینمایی دیده نشده است. آنچه در مورد رزاق کریمی و همچنین مدیر بالادستی اش طباطبایی نژاد قابل اشاره به نظر می رسد، ادامه روال سنتی مدیریت حاکم بر مرکز سینمای مستند و تجربی است! در دوران این دو مدیر مرکز، به جز ارائه آمار و ارقامی که روابط عمومی مرکز به عنوان عملکرد برای رسانه ها ارسال می شد، تقریبا هیچ گونه شاخصه قابل توجهی در نحوه مدیریت طباطبایی نژاد و رزاق کریمی در مرکز سینمای تجربی وجود ندارد.
برگزاری جشنواره سینماحقیقت با همان چارچوب های سالیان گذشته – البته با بودجه ای کمتر به دلیل مشکلات مالی دولت- و پیش بردن تولیدات روتین این مرکز سینمایی، از جمله کارهای معمولی طباطبایی نژاد و رزاق کریمی و مدیر بالادستی اش طباطبایی نژاد است.
در فهرست کاندیداها، گزینه دیگر به عنوان یکی از جدی ترین نامزدهایی که محمدمهدی حیدریان علاقمند به جانشینی اش بود، محمود اربابی از پرسابقه ترین مدیران معاونت سینمایی قبل و سازمان سینمایی فعلی است.
اربابی به دلیل ویژگی های منعطفی که مدیریتش در دوره های مختلف داشته، می توانست گزینه معتمد حیدریان باشد. احتمالی که با برگزاری جلسات مشورتی، رفته رفته کمتر و کمتر شد؛ تا اندازه ای که شنیده شد در یکی از جلسات مشورتی حیدریان با دست اندرکاران سینمایی، تقریبا نام محمود اربابی از فهرست کاندیداها خارج شد.
نفر بعدی این فهرست ابراهیم داروغه زاده است. او که در همان یکی- دو هفته نخست احتمال جانشینی اش تقریبا از میان رفت. معاون فعلی نظارت و ارزشیابی که پیش از این تجربیات متفاوتی در موسسه رسانه های تصویری و برخی از موسسات فرهنگی وابسته به شهرداری و وزارت بهداشت دارد، بنا به دلایلی نامشخص احتمال حضورش در مفام رییس سازمان سینمایی تقریبا از بین رفت و نامش از فهرست کاندیاهای پست ریاست سازمان خارج شد.
در نامه ای که چندی پیش چهار تشکل ساکن در خانه سینما برای وزیر اراشاد فرستاده بودند، از معاون سابق مطبوعاتی ارشاد، حسین انتظامی – هم به عنوان یکی از کاندیداها نام برده شده بود که به دلیل، نداشتن هیچ گونه پیشینه و تجربه مدیریتی او، خیلی زود نامش از فهرست گمانه ها حذف شد!
آنچه که از مجموع شرایط حاکم بر می آید، با وجود این که محمد مهدی حیدریان جلسات متعددی در هفته های اخیر برای رسیدن به یک نام برای واگذاری پست ریاست سازمان سینمایی برگزار کرده، اما نتایج این جلسات و تصمیم گیری ها بیشتر مشورتی است و در نهایت وزیر ارشاد باید بر اساس چارت مدیریتی این وزارتخانه، مدیر واجد شرایط را انتخاب و معرفی کند.
این موضوع شاید مهم ترین چالش عباس صالحی برای گذراندن دو سال پایانی دوران وزارتش بر جایگاه مهمترین نهاد فرهنگی کشور باشد. اینکه چه فردی بر اساس شایستگی هایش لایق احراز مقام عالی دولت در حوزه سینما را دارد، امری است علیهده، اما مهمترین نکته در انتخاب رییس بعدی سازمان سینمایی، آگاهی و احاطه او بر تمامی مسائل سینمای ایران و داشتن کاریزمای شخصیتی برای پیوند دوباره ارتباطات کمرنگ شده میان مدیریت سینما با همه اهالی سینماست.
وجود معضلاتی مانند چند دستگی و تنش های پنهان و آشکار میان اهالی سینما و اوضاع نابسامان فعلی سینمای کشور، نشان می دهد که رییس بعدی سازمان سینمایی باید بر بسیاری از پیش فرض ها و موقعیت سازی های صورت گرفته، خط بطلان بکشد و فضای تازه ای را در برابر سینمای ایران بگشاید.
وجود انحصارها و رانت هایی که سالیان درازی است عده ای را فربه کرده و خانه نشینی بخش عمده ای از فعالان سینمای کشور را موجب شده است از عمده مشکلات رییس سازمان سینمایی است که باید حل و فصل شود.
استقرار سینمای مبتذل، میدانداری عده ای که آنان را می توان «سوگلی»های سینما خطاب کرد، هویت عزتمند سینمای ایران را به تاراج برده و دیگر نمی توان نشانه های چندانی از سینمای شرافتمند و هویت دار ایران را مشاهده کرد.
بدیهی است چشم انداز سازمان سینمایی در دو سال باقی مانده از عمر دولت روحانی، چندان امیدوارکننده نیست و همین امر نشان می دهد که دشواری های فراوانی بر سر راه رییس بعدی سازمان سینمایی قرار دارد…

نوشته کار سخت رییس جدید سازمان سینمایی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

یاسمن خلیلی فرد
اصولاً کم پیش آمده نظر کلی ام درباره یک فیلم، پس از تماشای مجدد آن تغییر کند؛ بدین معنا که اگر فیلمی را در جشنواره دیده باشم و آن را در اکران عمومی دوباره تماشا کنم، شاید با دقت و ریزبینی بیشتری به آن بنگرم، اما در حقیقت نظر نهایی ام و امتیازی که به فیلم می دهم تغییر چندانی نمی کند. «شعله ور» اما از آن دست فیلم هایی بود که محاسبه همیشگی ام را به هم زد و تماشای دوباره اش نظرم را تا حد زیادی تغییر داد. در نقدی که بر این فیلم در زمان جشنواره ی فیلم فجر نوشته بودم «شعله ور» را یکی از ضعیف ترین آثار حمید نعمت الله نامیدم حال آن که پس از تماشای دوباره فیلم در اکران عمومی اش باید حرف خود را پس بگیرم. همچنان بر این باور نیستم که «شعله ور» بهترین فیلم نعمت الله یا دست کم یکی از بهترین فیلم های اوست؛ در کارنامه باکیفیت این فیلمساز خوش قریحه، «شعله ور» یک فیلم متوسط به شمار می رود، اما اگر بدون در نظر گرفتن پیشینه و سابقه درخشان این فیلمساز تنها و تنها خودِ فیلم را مورد بررسی قرار دهیم و نام نعمت الله را از فیلم برداریم، قطعاً می توان از آن به عنوان یکی از فیلم های خوش ساخت و به عبارتی «متفاوت»ِ سینمای ایران در چند سال اخیر نام برد.
نعمت الله در فیلم هایش معمولاً مولفه های آشنایی دارد؛ چه به لحاظ مضمون، چه از منظر روایت و چه به لحاظ بصری که بیشتر این شاخصه ها در «شعله ور» هم دیده می شوند؛ تنهایی انسان، کشمکش او با خود و بررسی به شدت موشکافانه روابط انسانی مضامینی اند که در بیشتر فیلم های نعمت الله خصوصاً در دو فیلم آخرش، «رگ خواب» و «شعله ور» به وضوح دیده می شود. میل به نمایش مکان های ناب و بکر و طبیعت کم تر دیده شده و لوکیشن های خاص (که بعضاً ساخته می شوند) از دیگر ویژگی هایی است که در بیشتر فیلم های نعمت الله قابل مشاهده است؛ به عنوان مثال کمپ کارگری فیلم «شعله ور» را در نظر بگیرید، یا ساختمان قدیمی و تک افتاده «رگ خواب» را. همچنین لوکیشن های کلی تر به لحاظ جغرافیایی همچون لوکیشن های «آرایش غلیظ» یا در «شعله ور» استان سیستان و بلوچستان که شاید کمتر فیلمسازی به سراغشان رفته باشد. همان طنز تلخ یا شاید پوچی عامدانه دیگر فیلم های نعمت الله اینجا هم در «شعله ور» دیده می شود و بی شک همین مولفه های آشنای همیشگی اند که تماشای فیلم های نعمت الله را برای مخاطبان و علاقه مندان او دوست داشتنی می کنند.
نعمت الله در «شعله ور» دو عنصر «تضاد» و «تقابل» را کاملاً پررنگ می کند و این تضادهای برّنده نه تنها در متن اثر که در تصاویر و وجوه بصری آن نیز به چشم می آیند. اوج این تضادها (از منظر محتوایی)، در شخصیت پردازی کاراکترها دیده می شود؛ شخصیت اصلی فیلم، فرید (امین حیایی)، نماد منحصر به فردی از یک انسان شکست خورده و در مقابلش مصطفی سمبل موفقیت و پیروزی است. تقابل میان این دو فرد با تک تک وجوه شخصیتی جالبشان و خصوصیاتی که به موفقیت و عدم موفقیتشان انجامیده است موتور محرک فیلم است. به لحاظ نشانه شناسانه نیز همان کمپ پا در هوا، نمایانگر موقعیت بحرانیِ زندگیِ فرید است، پادر هوایی محیط زندگی او درواقع به موقعیت متزلزل و عدم ثبات وی در زندگی نقب می زند. همچنین خشکی و بی آب و علفی محل استقرار فرید در مقابل بسامانی و «آب» که نام مصطفی بواسطه شغلش به آن گره خورده است، از دیگر وجوه جالب تضادآمیز کارند.
نکته جالبی که در بیشتر فیلم های نعمت الله دیده می شود و از نظر من بسیار هم ستودنی و نوگراست، قرار دادن قهرمانان شکست خورده در جایگاه شخصیت اصلی فیلمهایش است؛ در نظر بگیرید که در فیلمی شخصیت محور، همان شخصیت اصلی نیز کلکسیونی از اختلالات و امراض روانی، شکستها، سرخوردگی ها، کامپلکسها و دیوانگی ها باشد. تفاوتِ فریدِ «شعله ور» با مینای «رگ خواب» احتمالا در همین است که یک آدمِ بیرونی مینا را به آن منجلاب می کشاند اما در موردِ فرید، این خود اوست که به اضمحلال و فروپاشی خود جهت می دهد و نمی توان هیچ مقصر بیرونی ای را برای شکست وی متصور شد. فرید برخلاف بسیاری از قهرمانان تاریخ سینما (مثلاً هامون) هیچ دگردیسی و تحولی را برای تغییر از موقعیت انسان خوب به انسان بد یا انسان قدرتمند به انسان ضعیف طی نمی کند، بلکه او از همان ابتدا یک موجود سرخورده و بیمار است که همین وجوه شخصیتی او آغازگر درام شده اند. همین نگرش باعث می شود نتوان به فرید عنوان «قهرمان» داد بلکه او بیشتر نمادی از یک «ضدقهرمان» است که با خلاقیت فیلمساز در جایگاه قهرمانِ فیلم قرار می گیرد و تا می تواند با بخل و کینه و سرخوردگی اش دست به تخریب و ایجاد بحران های پیچیده می زند. همین پرداخت درست و نامتعارف به قهرمان، منجر به آن شده است که به رغم بسیاری از حفره های فیلمنامه، مخاطب بتواند «شعله ور» را بدون احساس کسالت یا بی کششی دنبال کند.
همچنان مدعی ام که «شعله ور» می توانست فیلمنامه بهتری داشته باشد، عناصر علت و معلولی آن منطقی تر در کار لحاظ شوند و فیلمنامه از سطح متوسط به سطح خوب و عالی برسد، اما همین خلاقیت ها و نوآوری های آن در کنار کارگردانی بی عیب و نقص نعمت الله و اجرای قوی کار به لحاظ فیلمبرداری، تدوین، طراحی صحنه و لباس و دیگر ارکان چون صدابرداری و صداگذاری خوب و صدالبته بازی های درخشان تک تک بازیگران از امین حیایی گرفته تا زری خوشکام و دارا حیایی و مژگان صابری منجر به آن شده است که نقصان های روایی کار آن قدرها به چشم نیاید و به جهت هماهنگی نسبی فرم و محتوا «شعله ور» به فیلمی استاندارد اما جذاب بدل شود.
« نریشن» از دیگر مولفه های مورد علاقهنعمت الله در فیلمهایش هست که «شعله ور» هم از آن بی بهره نیست. اساساً گمان می کنم نریشن در فیلم های شخصیت محور تمهید مناسبی برای انتقال دغدغه های ذهنی و ناگفته های شخصیت اصلی به مخاطب است آن هم در مواردی که فیلمنامه دچار عدم تعدد شخصیت و عدم بروز غافلگیری های متعدد است؛ بنابراین گفتار ذهنی شخصیت اصلی می تواند منجر به همذات پنداری بیشتر مخاطب با او شود.

نوشته نقدی بر فیلم «شعله ور» ؛ضدقهرمانِ منحصر به فرد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

پخش «بزم آخر» از ۲۵ مهر در شبکه تماشا

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷

سریال «بزم آخر» از ۲۵ مهر روی آنتن شبکه تماشا می رود.
به گزارش بانی فیلم، سریال «بزم آخر» به کارگردانی سجاد شهریاری و تهیه کنندگی جمال گلی که در سال ۹۳ تولید شده بود، قرار است که از ۲۵ مهر به صورت هر شبی ساعت ۲۱ از شبکه تماشا پخش شود.
«بزم آخر» داستان زندگی رضوان، دختر سیداحمد و دانشجوی تئاتر را روایت می کند که در حال تحقیق در مورد تعزیه است. رضوان در این راه با اتفاقات عجیب و غریبی روبرو می شود که همین اتفاقات باعث پی بردن او به حقایقی از گذشته پدرش منجر شده تا اینکه… .
آتیلا پسیانی، امید روحانی، انوشیروان ارجمند، امیرحسین رستمی، الهام چرخنده، کامران تفتی، علیرام نورایی، مهدی ماهانی، مهدی فقیه، زهره حمیدی، محمدرضا عباس نژاد و (با معرفی) شیما عباسی بازیگران اصلی «بزم آخر» هستند که تیتراژ پایانی آن را نیز حمید عسکری خوانده است.

نوشته پخش «بزم آخر» از ۲۵ مهر در شبکه تماشا اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

در جست و جوی هویت گمشده

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷

یاداشت رسیده – وحید نادران
محور اصلی «دو لکه ابر»، تازه ترین ساخته مهرشاد کارخانی، حکایت جست و جوی مردی جوان به دنبال خواهر گمشده اش است. سوژه ای که طی سالیان گذشته مبنای تولید فیلم های بسیاری بوده که اغلب با قالبی مهیج و در حال و هوای تریلرهای پر تعلیق ساخته شده اند. اما کارخانی بر خلاف رویه معمول این دست فیلمها، روایتی لَخت، پر ملال و کم تنش را برگزیده تا مخاطب را به درکی عمیق تر از گمشدگی برساند. حکایت درد خانواده هایی که برای یافتن گمشده شان هیچ دستاویزی ندارند و بی هیچ نشانه ای در خیابان های شهر پرسه میزنند.
در شروع و پیش از ورود به داستان، تصاویری آرشیوی از فیلم «جستجو» ساخته امیر نادری روی پرده می نشیند. چهره و صدای مردمانی رنج کشیده که هر کدام چشم به راه عزیزی گمشده در بحبوحه انقلاب ۵۷ هستند. اتصال این تصاویر به زمان حال و روایت (کسری) که با استیصال در پی اثر و نشانی از خواهر مفقود شده اش می شود، تداوم معضلی خاموش را به نمایش می گذارد. کارخانی با طرح پرسشی مکرر تلاش می کند خلاء نهادهای یاری رسان به خانواده های گمشدگان را یادآوری کند. البته مضمون گمشدگی در دو لکه ابر به مفهومی فراتر می رسد. جایی که سرگشتگی و جست وجوی هویت از دست رفته، عنصر مشترک شخصیت های داستان می شود. مروا به دنبال هویتی تازه در آن سوی مرزهاست، آذر و منصور بازیابی گذشته خوش رنگشان را جست و جو می کنند و آزیتا خواننده فراموش شده -که با شمایل یگانه اش، گویی از دهه ها پیش به میان تهران امروز پرتاب شده- در رویای خواندن دوباره ترانه های خاک گرفته اش است.
حذف درام، گفت و گوهای حداقلی و روایت ضد قصه، استراتژی مبنایی فیلم نامه دو لکه ابر است. این گونه فیلمسازی که ساختار اثر را بر پایه تصاویر قرار می دهد، نه فقط در سینمای ایران که در آثار مستقل و آلترناتیو سینمای اروپا و آمریکا نیز ما به ازای کمی دارد و همین مساله باعث می شود مخاطبی که عادت به سینمای مضمون محور و سهل الوصول دارد، برای درک دو لکه ابر با چالش روبرو شود.
کارخانی به عمد حوادث قصه را پنهان می کند و برای ارائه اطلاعات به مخاطب اثرش خِسَت می ورزد. همین عامل باعث می شود دو لکه ابر همچون کوه یخی جلوه کند که تنها بخش کوچکی از آن مشاهده می شود.
کارخانی با آوردن کاراکترهایش به دل خیابان های تهران و مناطق حاشیه شهر ،برای خودش فرصتی مهیا می کند تا بتواند علاوه بر ثبت قاب های خوش ترکیب، همچون تاریخ نگاری دور اندیش تصاویر دقیق و درستی از تهران امروز به جا بگذارد.
مفهوم واژه عشق که در این سالها در همه سطوح جامعه – و به تبع آن در سینما- شکلی رقت انگیز یافته است، در دو لکه ابر توسط دو زوج اصلی ماجرا به گونه ای احیا می شود.
کسری و مروا در شرایطی همراه می شوند که تنها می توانند به مقام همدلی برسند و منصور و آذر با عشقی که از نوجوانی به میانسالی آورده اند، مجالی برای با هم ماندن نمی یابند…

نوشته در جست و جوی هویت گمشده اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

فیلم سینمایی «جد خوب من» هم اکنون در مرحله پیش تولید قرار دارد.
به گزارش بانی فیلم، پیش تولید فیلم سینمایی «جد خوب من» به کارگردانی اصغر نصیری با تمدید پروانه ساخت به تازگی آغاز شده است و گروه این روزها مشغول انتخاب بازیگران و عوامل هستند. این فیلم با مضمونی کمدی اوایل آبان ماه در تهران، زنجان و میانه مقابل دوربین خواهد رفت.
فیلم هفت – هشت بازیگر اصلی دارد و تاکنون از میان بازیگران حضور محمدرضا داودنژاد و یوسف تیموری قطعی شده است. مذاکره با سایر بازیگران و برخی از عوامل پشت دوربین همچنان ادامه دارد.
«جد خوب من» داستان دختر و پسر جوانی را روایت می کند که در یک آژانس هواپیمایی مشغول فعالیت هستند و قصد دارند با یکدیگر ازدواج کنند. در این میان خانواده های آنها برای این وصلت مسئله ای را شرط می کنند که خط اصلی داستان فیلم را تشکیل می دهد… .
اصغر نصیری پروانه ساخت این فیلم سینمایی را اواخر سال گذشته دریافت کرد. این کارگردان در کارنامه خود ساخت فیلم های سینمایی «مجروح جنگی»، «ستیز با درون»، «شغال»، «منفی ۱۸»، «اشک و سکوت» و «مسلخ» را دارد.
عوامل اصلی «جد خوب من» عبارتند از: کارگردان و تهیه کننده: اصغر نصیری، نویسندگان: اصغر نصیری، میثم سوسیادر، مدیر تولید و برنامه ریز: مسعود عسگری.

نوشته یوسف تیموری و محمدرضا داودنژاد در «جد خوب من» اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

همه چیز براساس یک پرونده واقعی

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷

گروه تلویزیون – زینب علیپور: جواد افشار پس از ساخت سریال «آنام» به سراغ یک مجموعه امنیتی پلیسی با عنوان «گاندو» به قلم آرش قادری رفته و این روزها سخت مشغول تصویربرداری این مجموعه است.
طبق اخباری که در رسانه ها منتشر شد، ۱۹ شهریور سریال کلید خورد و در حدود ۱۴۰ جلسه تصویربرداری ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه گروه پس از پایان تصویربرداری در ایران، به ترکیه و شهر استانبول سفر خواهند کرد و بخشی از سریال را در آنجا مقابل دوربین خواهند برد. هنوز شبکه پخش کننده سریال قطعی است. از این رو بانی فیلم به یکی از لوکیشن های این سریال رفته و گزارشی را تهیه کرده که در ادامه می خوانید:
بیمارستان آیت الله کاشانی در جنوب تهران یکی از لوکیشن های سریال «گاندو» است که در این لوکیشن وحید رهبانی، فرهاد قائمیان و علی افشار حضور دارند. یکی از بچه های گروه می گوید که دو روز در این بیمارستان مستقر خواهند بود. ضمن اینکه بخشی از فیلم «ماجرای نیمروز» هم در اتاق عمل این بیمارستان فیلمبرداری می شود و بازیگران اصلی آن هم به ترتیب وارد لوکیشن شده و به اتاق گریم می روند. در این میان عکس العمل بیماران هم با دیدن چهره هایی که می شناسند، خیلی جالب و دیدنی است. گرچه سعی می کنند که مزاحمتی در کار نداشته باشند. از جمله یکی از پرستاران که بیماری را با ویلچر به اتاقش می برد و سعی می کند مزاحم کار نشود. از این رو گروه تولید «گاندو» برای ضبط بخش هایی که به اتاق عمل مربوط می شود، باید دو روز در این لوکیشن مستقر باشند. گروه در طبقه دوم بیمارستان حضور دارند و صحنه را برای شروع تصویربرداری آغاز می کنند. در این میان پرستاران و بیماران بسیاری هم در رفت و آمد هستند و با کنجکاوی به تماشا کار می نشینند. در این مدت بازیگران هم در کنار کارگردان در حال دورخوانی فیلمنامه هستند. کار با سه دوربین همزمان در حال انجام است. نکته جالب اینکه در ۳۱ شهریور ماه گروه در حال ضبط سکانس های زمستانی سریال هستند و از این رو بازیگران باید کاپشن و لباس گرم بپوشند و با وجود گرما با این شرایط کار کنند. یکی دیگر از بچه های گروه هم عنوان می کند که لوکیشن بازداشتگاه در حال ساخت است و سعی شده تا از لوکیشن های تکراری در این سریال پرهیز شود و همچنین «گاندو» جزو سریال های پر لوکیشن تلویزیون است. ضمن اینکه قرار است این سریال در چند فصل تولید شود و آرش قادری در حال نگارش فصل دوم این مجموعه است.
همه چیز برای ضبط آماده می شود. وحید رهبانی به اتفاق یک خانم پرستار از ccu خارج شده و روی نیمکتی در سالن نشسته و دیالوگ ردو بدل می کنند. بعد از کات کارگردان، جواد عزتی هم از راه می رسد تا برای بازی در «ماجرای نیمروز» گریم شود و با بچه های گروه تولید سریال گپ می زند. شهرام خلج گریمور این فیلم هم از راه رسیده و گرم صحبت با بچه های گروه این سریال است. به نوعی دو گروه با هم تلفیق شدند و مدام در رفت و آمد هستند.
بعد از گرفتن برخی از سکانس ها در این ساختمان، گروه به ساختمان اورژانس که در کنار این ساختمان اصلی وجود دارد، منتقل شده و دوربین ها را مستقر می کنند. از این رو فرصتی مهیا می شود تا با جواد افشار کارگردان این سریال درباره کار گپ بزنیم.
جواد افشار:
«گاندو» قصه جسورانه ای دارد

جواد افشار کارگردانی «گاندو» پیش از این چند تله فیلم با چنین موضوعاتی ساخته و این نخستین بار است که تجربیاتش را در این موضوعات بخصوص در یک سریال به تصویر می کشد. وی در این باره به بان فیلم گفت: کار پلیسی و امنیتی کار کرده ام. چند تله فیلم هم ساخته ام. اما سریالی با این حجم و این ژانر معین و ویژه تاکنون کار نکردم و فکر می کنم تاکنون هم در تلویزیون ساخته نشده است. چون به هر حال این ژانر بسیار خاص و پرطرفدار است.
وی در ادامه درباره محدودیت هایی که در این زمینه برای ساخت چنین سریالی وجود دارد هم بیان کرد: متاسفانه خطوط قرمز همیشه در تلویزیون وجود داشته و هیچ وقت هم واقعی نبوده و بیشتر سلیقه ای و بعضا متحجرانه و کاملا شخصی است و به اعتقاد من اگر یک مقدار واقع بین و روشن بین باشند نسبت به قضایا و جامعه امروزی خیلی از این سخت گیریها و محدودیت ها اصلا نباید مسئله ما باشد. متاسفانه این موضوع در تلویزیون حاکم است و مدل حکومت های قبیله ای هم شده است. به عنوان مثال محدودیت ها در هر شبکه متفاوت است. در یک شبکه کمتر و در شبکه دیگر بیشتر. به اعتقاد من این عدم یکدستی به کار لطمه می زند و اصولی نیست و حواشی بی اهمیتی است که باعث تحجرگرایی نزد مخاطبان می شود.
افشار همچنین درباره شبکه پخش این سریال هم پاسخ داد: صحبت هایی برای پخش از شبکه سه شده که متاسفانه بیشترین سخت گیریها را هم در این زمینه شبکه سه دارد. من در این سالها که کار می کنم، شبکه دو یکی از بهترین پخش ها را داشته است. به هر حال با جوان گرایی که در مدیریت شبکه سه وجود دارد، ما انتظار داریم که یک مقدار همراه تر باشند.
این کارگردان درباره اعمال نظراتی هم که روی سریال ها هنگام پخش انجام می گیرد، گفت: امیدوارم این اتفاق نیفتد. چون این قصه بسیار جسورانه است و از این نظر امیدوارم همانطور که به ما وعده دادند، در هنگام پخش از آن حمایت شود. چون امروزه مخاطب ما ملاحظه هیچ فرد و شخصی را نمی کند و باید واقع بینانه و بدون رودربایستی حقایق برای مردم آشکار شود و مخاطب باید باور و اعتماد کند که ما در سریال سازی مان ملاحظه هیچ فرد و جناحی را نمی کنیم. «گاندو» یک کار فراجناحی و ملی است و امیدوارم این باور نزد مخاطب به وجود بیاید. چون در این صورت خیلی از مشکلات حل می شود.
وی در پاسخ به این سوال که تا چه حد داستان سریال بر اساس مستندات تاریخی است، بیان کرد: کاملا بر اساس یک پرونده واقعی است. به جرات می توانم بگویم که فقط برخی از اسامی و اماکن و لوکیشن ها دراماتیزه شده است. ضمن اینکه به هر حال آرش قادری سعی کرده با متدهای این ژانر یک اثر پویا و جذابی را به نگارش دربیاورد.
کارگردان سریال «آنام» درباره چند فصلی بودن این سریال هم گفت: صحبت از این بوده که سریال در ۳۰۰ قسمت و ۱۰ فصل ساخته شود که سیزن یک در حال ساخت است و آرش قادری هم نگارش فصل دوم را آغاز کرده است. پیش بینی ما این است که به محض اینکه تصویربرداری این فصل به پایان رسید، مقدمات فصل دوم را فراهم کنیم و بتوانیم بلافاصله شروع کنیم. حتی قرارداد برخی از کاراکترهای فصل دوم هم بسته شده است. البته برخی از بازیگران در هر دو فصل حضور دارند و تعدادی هم در فصل دوم به کار اضافه می شوند. ما در کستینگ این کار تاکتیکی را لحاظ کردیم. اینکه ترکیبی از بازیگران شناخته شده داشته باشیم و تعمدا از بازیگرانی هم دعوت به همکاری کنیم که برای مخاطب چهره های آشنایی نیستند و یا کمتر دیده شده اند. به هر حال ترکیب این چنینی فکر می کنم برای این سریال ترکیب خوبی باشد.
افشار درباره زمان پخش سریال هم افزود: فکر می کنم ما بتوانیم آخر سال سریال را به پخش برسانیم. اما به هر حال ما که در این زمینه تصمیم گیرنده نیستیم و برنامه ای در این زمینه هم به ما ارائه نشده است.
فرشاد گل سفیدی
ویژگی «گاندو» قاب بندی در تصویر است

فرشاد گل سفیدی یکی از مدیران تصویربرداری جوان اما با تجربه ای است که سالهاست با پروژه های بسیاری همکاری می کند. وی در گفت و گو با بانی فیلم درباره ویژگی های تصویربرداری این کار بیان کرد: ویژگی این کار قاب بندی آن است که بیشتر کار با دوربین روی دست است. ما این کار را با سه دوربین همزمان کار می کنیم. تا اینجا که اتفاق خوبی افتاده و فکر می کنم نتیجه خوبی هم در پخش داشته باشد.
وی همچنین درباره اصلاحات و اعمال نظراتی که هنگام پخش روی کار می شود و لطمه ای که به قاب بندی ها در تصویر از این نظر وارد می شود هم ادامه داد: من تمام این نکات را در کارم لحاظ می کنم. اینکه پخش کدام شبکه بهتر است و یا خوب نیست را از همان ابتدا و هنگام نورپردازی در کار لحاظ می کنم و همه نکاتی را که ممکن است هنگام پخش روی کار لحاظ شود را مد نظر دارم تا هر کاری هم که هنگام پخش روی آن اعمال شود، باز هم لطمه ای نمی تواند وارد کند.
گل سفیدی درباره شرایط و امکانات تصویربرداری با توجه به تحریم ها و شرایط اقتصادی روز جامعه و تاثیر آن روی کار خودش توضیح داد: شرایط خوب و به روز است و از این نظر تاثیر منفی روی کار ندارد و من هم مشکلی در این زمینه ندارم. در این کار ما نیاز به نور طبیعی داریم و ما هم از نورهای زیادی در کار استفاده نمی کنیم و سعی می کنیم از نور طبیعی در کار استفاده کنیم و در لوکیشن هایی مثا بازداشتگاه از کنتراستی که سکانس به ما می گوید استفاده می کنیم. تعامل خوبی هم با کارگردان دارم و تا به امروز خوشبختانه با مشکلی در این زمینه روبرو نبودیم.
وحید رهبانی:
«گاندو» قصه به روزی دارد

وحید رهبانی که این اواخر سریال «بچه های گروهان بلال» را داشت، یکی از نقش های اصلی این سریال را بازی می کند. وی درباره نقشی که در سریال ایفا می کند به بانی فیلم گفت: من خیلی نمی توانم درباره نقشی که در این کار بازی می کنم، توضیح بدهم. اما می توانم بگویم که من نقش محمد را بازی می کنم که یک مامور امنیتی در بخش ضد جاسوسی است و آدم آرام و مرموز و باهوش و بسیار متعهدی است.
وی درباره حضورش در فصل های بعدی این سریال هم ادامه داد: کاراکتر من به گونه ای است که در فصل دوم این سریال هم حضور دارم. البته مابقی اتفاقات را هنوز نمی دانم.
رهبانی درباره آمادگی جسمانی اش برای ایفای یک مامور امنیتی در این سریال هم خاطر نشان کرد: چون من در این سریال به عنوان مسوول یک تیم انتخاب شده ام و بچه هایی که در این تیم با من همکاری می کنند، بیشتر کارهای عملیاتی انجام می دهند. محمد بیشتر فکر می کند و به نوعی مغز متفکر گروه است. اما گاهی هم پیش می آید که در عملیات ها هم شرکت می کند. به هر حال من فکر می کنم بازیگر باید همیشه بدن آماده ای داشته باشد و صرفا برای بازی در یک کار پلیسی و کاری که نیاز به اکشن دارد، به این فکر نیفتد که باید مواظب فیزیک و بدن خودش باشد.
وی که پیش از این سریال در فیلم «برگ و باد» هم با جواد افشار همکاری داشته افزود: تعامل خوبی با هم داریم و تا اینجای کار خوشبختانه با مشکلی روبرو نبودیم. به هر حال آقای افشار سالهاست که در تلویزیون سریال های بسیاری ساخته و از این نظر حرفه ای است.
این بازیگر درباره استقبال مخاطب از سریال هنگام پخش هم در پایان گفت: این سریال به نظر من به خاطر قصه ویژه ای که دارد مطمئنم که مردم تماشا می کنند. چون خیلی قصه نویی دارد. نه به خاطر اینکه خودم در این کار بازی می کنم. اما قصه به گونه ای نوشته شده که خیلی به فضای جامعه امروزی نزدیک است. در نتیجه اطمینان دارم که دیده می شود.
علی افشار:
نقش یکی از بچه های ضدجاسوسی را بازی می کنم

علی افشار فرزند جواد افشار است که تاکنون تجربه حضور در چند کار را داشته است. وی درباره نقشی که در این سریال بازی می کند به بانی فیلم گفت: من در این سریال نقش داود را بازی می کنم که یکی از بچه های ضد جاسوسی است. البته هنوز نمی دانم این کاراکتر در فصل دوم حضور دارد یا نه.
وی درباره همکاری اش با پدرش عنوان کرد: فکر می کنم کار پنجمی است که در خدمت پدر هستم. من از دوران کودکی و نوجوانی معمولا با این حرفه آشنا شدم. البته پدر خیلی در کار جدی است و اگر در کار من ایرادی ببیند حتما تذکر می دهد. می توانم بگویم که سر کار اصلا پدرم نیست و نگاه جدی به کار دارد.
البته من به غیر از همکاری با پدر با کارگردانان دیگری هم همکاری داشتم. اما از کودکی به واسطه فعالیت پدر با بازیگری آشنا شدم و پشت صحنه می آمدم. وقت خوب بیداری، اروند، ملاقات و کیمیا برخی از کارهایی است که تاکنون بازی کرده ام. البته نگاه من هم به این کار خیلی جدی است و از این نظر رشته تحصیلی ام را کارگردانی بازیگری انتخاب کرده ام تا به صورت آکادمیک در این حرفه فعالیت کنم. البته نگاهم در دوران کودکی و نوجوانی خیلی جدی نبود و فکر می کردم کار راحتی است. اما وقتی وارد کار شدم و تجربه کردم، با سختیهای کار آشنا شدم و نگاهم به این حرفه جدی شد. به همین خاطر به صورت آکادمیک دنبال می کنم. راهنمایی های پدر هم در این زمنیه خیلی موثر بود و همین طور نگاه جدی که به کار دارد و من هم خیلی چیزها از ایشان و دوستانی که در این کار حضور دارند، یاد می گیرم. همه بچه ها این سریال را دوست دارند و همه معتقدیم که نتیجه خوبی در پخش خواهد داشت و مردم هم دوست دارند سریال را دنبال کنند. این را به خاطر اینکه پدر کارگردانش است نمی گویم. داستان سریال هم خیلی متفاوت و جذاب است.

نوشته همه چیز براساس یک پرونده واقعی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

زالوهای گریم در سینمای ایران

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۱۳ مهر ۱۳۹۷

مهرداد قلی پور
متاسفانه تصور نادرستی که از گریم در بین عامه مردم و بعضا دوستان همکار وجود دارد. مسئله مهمی که هنوز متاسفانه با آن برخورد می کنیم، تعریف نادرست از فن گریم است که در ذهنها باقی مانده است و این ناآگاهی باعث شده تا دو مقوله متفاوت گریم و آرایش را در یه کفه ترازو قرار داده و با هم مقایسه می کنند.
تعریفی که سالها اساتید مجرب این فن (گریم) به ما آموخته اند«گریم به عنوان ابزاری مهم برای ایفای نقش بازیگران در سینما و تلویزیون و صحنه شناخته شده است» که انگار دستخوش تغییراتی شده که به شخصه آن را نمیفهمم.
متاسفانه با توجه به شرایط تولید در سینمای ایران و ترس از عدم فروش، باعث شکاف فاحشی بین حضور حرفه ای ها و غیر حرفه ای ها در پروژه ها شده است.
تعدادی از همکاران تهیه کننده برای پایین آوردن هزینه های تولید و کسب سود، سعی می کنند از افرادی در پروژه استفاده کنند که دستمزد کمتری را طلب می کنند؛ حال می خواهد فرد مورد نظر علم آن رشته را و یا حتی تجربه نسبی از آن را داشته باشد که گریم هم مستثنی نبوده و نخواهد بود.
افرادی هستند که با گذراندن یک دوره کوتاه مدت گریم در بعضا آموزشگاهای غیر معتبر و یا حتی معتبر خود را گریمور معرفی می کنند.در خوشبینانه ترین حالتی که می توانم این مسئله را توجیه کنم این است که بگویم همکاران محترم ما گول می خورند و قراردادهایی را با این افراد منعقد می کنند که سرآغاز مشکلات فراوانی در پروژه ها است.
انعقاد چنین قراردادهایی باعث می شود تا کسانی که سالها زحمت کشیده اند و تلاش کرده اند تا سطح کیفی سینمای ایران را ارتقاء دهند خانه نشین شده اند و افرادی که فقط و فقط دغدغه عکس گرفتن را دارند، در پروژه ها حاضر می شوند. هرچند متاسفانه این قصه سر دراز دارد و به بیان ساده می توان گفت «امنیت شغلی در پی اخلاقیات است که به ثمر می رسد».
در پایان امیدوارم روز به روز آگاه تر شویم و به همدیگر و شغل یکدیگر احترام بگذاریم تا قبل از مرگمان.
* طراح گریم سینما و تلویزیون
و عضو انجمن چهره پردازان سینمای ایران

نوشته زالوهای گریم در سینمای ایران اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.