ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود،ترول،عکس بازیگران،دانلود،نرم افزار،بازی،آهنگ،موزیک،دانلود جدید،عکس ترول،عکس پروفایل،ترول ایرانی،انیمیشن،کارتون

ایران ترول سایت سرگرمی تفریحی اس ام اس عکس دانلود

از نگاه خوانندگان – مجتبی نادری سورکی
هومن سیدی در فیلم جدید خود «مغزهای کوچک زنگ زده» گامی به مراتب بلند تر در مسیر پیشرفت فیلم سازی خود بر داشته و هر چند مشابه با فیلم «خشم و هیاهو» این بار نیز در خلق فیلم نامه به وضوح وامدار دیگران است، اما در روایت یک داستان در فضایی پخته و با شخصیت پردازی های چشمگیر، به شدت موفق عمل کرده است.
فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» روایت یک خانواده حاشیه شهری در حلبی آبادی است که در آن شکور برادر بزرگ خانواده (با بازی فرهاد اصلانی) تشکیلات مافیایی تولید شیشه دارد و کودکان بی سرپرست را به همین منظور زیر پر و بال خود می گیرد. شاهین (با بازی نوید محمد زاده) برادر کوچکتر، آدم ترسو و خل وضعی است که همیشه از اینکه جایی در تشکیلات ندارد، به شکور شکایت می کند. داستان با محوریت اتهام ناموسی به خواهر خانواده شهره (با بازی مرجان اتفاقیان) و در نهایت به زندان افتادن شکور به پیش می رود.
این بار پیمان شادمانفر فیلمبردار موفق فیلم «خشم و هیاهو» هوشمندانه به کمک سید آمده تا با تصویر سازی دقیق از میزانسن و دکوپاژ فوق العاده سیدی، فضای سرد و خشن و تلخ فیلم را به بیننده القا کند. فضایی که با انتخاب رنگ های تیره و حرکت سریع دوربین تیرگی و بدبختی را به خوبی القا می کند. حتی ملودی های فولک و موسیقی امریکای لاتینی نیز به کمک فضا سازی آمده تا با افزایش ضرب آهنگ فیلم، سرعت روایت را بالا ببرد.
هر چند شخصیت های فیلم تیپ هایی مشخص و آشنا برای بیننده ایرانی دارند و سیدی نیز تا حدی در شخصیت پردازی موفق عمل کرده به طوری که هر یک به تنهایی قادر به جلب توجه بیننده تا انتهای فیلم را دارند، اما مشکلات ساختاری فیلم نامه این بار نیز گریبان فیلم را گرفته است. فیلم، وامدار ایده های فیلم «شهر خدا»ی برزیلی و بدبختی های جذاب فیلم «ابد و یک روز» سعید روستایی است. حتی شاهین (نوید محمد زاده) نیز یک کپی هوشمندانه از سید (بهروز وثوقی) گوزن ها و غلامرضا (اکبر عبدی) فیلم مادر است.
هرچند نحوه روایت فیلم تا یک سوم ابتدایی بیننده را گیج می کند و معلوم نیست داستان حول کدام شخصیت قرار است به پیش برود، اما در ادامه جذابیت داستان شدت می گیرد. نحوه پرداخت دیالوگ ها مخصوصاً در ابتدای فیلم خیلی سریع و به صورت پینگ پونگی و بی وقفه ادا می شود. شاهین، اول یک دیالوگ سریع با شکور دارد، بعد یک گفت و گوی پینگ پونگی با مادرش و بعد روی پشت بام با خواهرش بگو مگو می کند. دیالوگ هایی که هیچ کمکی به شناخت بیننده از شخصیت ها نمی کند. سیدی باید در روایت داستان تامل بیشتری می کرد، چرا که این سرعت زیاد در اتفاقات، عملا روایت داستان را باور پذیر نمی کند. هر چند باز هم این بیننده است که یک قدم در پیش بینی اتفاقات از فیلم جلوتر است و هیچ وقت در طول فیلم غافلگیر نمی شود. انتهای فیلم اما به خوبی پایان بندی شده است. جایی که سیدی مونولوگ ابتدایی فیلم را اثبات می کند: «می‎گن اگه چوپان نباشه (شکور که دیگر نیست) گوسفندا تلف می‎شن، یا گم می‎شن (شهره) یا گرگ بهشون می‎زنه (شاهین) یا از گرسنگی می‎میرن (بچه بی سرپرست)!»
بازی ها همگی نمره قبولی می گیرند و این قطعا به سطح توقع بالای کارگردان بر می گردد. فیلم نامه اما باید با دقت بیشتری پرداخته می شد؛ چرا شکور که هیچ گاه کوچترین اعتمادی به شاهین نداشت، در زمان ملاقات در زندان محل پول ها را به شاهین می گوید آن هم در حالی که می دانست برادر کوچکتر و مورد اعتمادش شهروز به زودی از زندان آزاد می شود؟! چرا مادر خانواده در برابر قتل تنها دخترش سکوت می کند؟ آیا صرف گفتن اینکه «میدانم بی ناموسی یعنی چه» واکنشی مورد انتظار است؟ نقش پدر خانواده دقیقا چیست؟ چرا که با حذف این نقش کوچکرین خللی به داستان وارد نمی شود.
در مجموع، سیدی در ترسیم فضایی تاریک از طیف وسیعی از ناهنجاری های اجتماعی طبقه پایین جامعه بسیار موفق عمل کرده، با مغزهای کوچک زنگ زده به بلوغ رسیده و می توان انتظاری خوشبینانه از دیگر آثار وی در آینده ای نزدیک داشت.

نوشته نگاهی به فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده»؛اتلاف گوسفندان بی چوپان… اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: آنهایی که دچارش هستند می‌ گویند «شهرت» حکم چاقوی دو لبه را دارد یا متفق القول بر این باور هستند که به جای شهرت دوست دارند پا را کمی فراتر بگذارند و در نظر مردمی که هر روز نگاهشان می‌ کنند به «محبوبیت» برسند. معروف بودن هر اندازه که هیجان و جذابیت دارد، می تواند برای صاحبش کلافگی و خستگی را هم در پی داشته باشد. اینکه می ‌گویند شهرت چاقوی دو لبه است یعنی هر چقدر قابلیت این را دارد که شیرینی اتفاقات معمولی را دو برابر کند، قابلیت این را دارد تا تلخی حوادث را هم برای صاحبان خود دو چندان کند؛ تا جایی که اگر یک هنرمند یا چهره مردمی برای یک کار یا پیروزی مورد تشویق قرار بگیرد، همان هنرمند اگر زندگی‌ اش به خاطر برخی اتفاقات دچار حاشیه شود، این بار مورد بازخواست مردم قرار می‌ گیرد.
زلزله کرمانشاه که آمد خیلی‌ ها را به غرب ایران کشاند و سلبریتی‌ ها هم در صف اول این افراد بودند؛ به طوری که اگر سری به اینستاگرام می ‌زدید، فقط و فقط عکس خرابی‌ های کرمانشاه را می‌ دیدید که یا با دوربین خودشان ثبت شده بود و یا شاید بعضا از ترس نشستن گرد خرابی بر لباس‌ هایشان، توسط دوربین عکاسان به تصویر کشیده شده بود.
دیری نگذشت که صفحات چند صدهزار عضوی و بعضاً میلیونی سلبریتی‌ ها به سمت دریافت وجوهات مردمی برای حمایت از زلزله‌ زدگان رفت و بعضاً این وجوهات هم صرف مصارفی بدون اولیوت از جمله تهیه لوازم التحریر و… شد. در حالی که مردم زلزله‌ زده در تامین نیازهای اولیه زندگی خود بازمانده بودند.
با شوری که در دل مردم افتاد، مبالغ خیلی خوبی جهت ساخت مجدد روستاها و شهرهای زلزله ‌زده به حساب برخی سلبریتی ‌ها واریز شد، ولی مردم شاید فقط تصویر چند نفر را از آنها را در کرمانشاه و یا به دنبال پیگیری خدمت‌ رسانی دیدند. این موج تا جایی ادامه پیدا کرد که خبر سوء استفاده برخی از مشاهیر صفحات مجازی از پول‌ های مردم به گوش رسید؛ پول‌ هایی که با اهداف خیرخواهانه و پاک به حساب افرادی ریخته شد و هیچکسی هم جز معدودی، گزارشی از آنها نداد.
زلزله کرمانشاه در آستانه‌ سالگرد وقوع خود است، ولی هنوز تکلیف بخشی از میلیاردها پولی که به حساب برخی سلبریتی‌ ها واریز شده مشخص نیست، ولی گویا برخی نهادهای قانونی به دنبال پیگیری این موضوع هستند و نام‌ هایی هم در این باره مطرح شده است. احضاری که به نظر می‌ رسد نسبت به همه کسانی که برای بازسازی کرمانشاه پول‌ های مردمی را جمع کرده بودند صورت گرفته، اما باز هم با برخی جوسازی‌ های رسانه ‌ای ارائه توضیح به نهادهای قانونی، در مواردی بازجویی جا زده شد و تا احتمالا با این حربه، روند بررسی و جمع‌ بندی خدمات به مردم به درستی مسیر خود را طی نکند.
هر چند در راستای ارسال احضاریه از طرف دادگاه به به چهره سرشناس فوتبال ایران، علی دایی به علت روشن شدن وضعیت کمک های مردمی در کرمانشاه، بسیاری از کاربران نسبت به آن واکنش نشان دادند.کاربران عنوان کردند که چرا به جای احضار بسیاری از آقازاده ها، علی دایی را که قصد خیر و کمک داشته احضار کرده اند. به گفته جمعی از اهالی کرمانشاه، او جزو معدود افرادی بوده که واقعا برای این استان و مرمت خرابی های ناشی از زلزله هزینه کرده است. عده ای از کاربران نیز معتقدند که این کار دادگاه درست بوده و فقط به جهت شفافیت کارها صورت گرفته است. موافقان علی دایی معتقدند او مسئولیت سنگینی را برعهده گرفته و با صداقت کامل انجامش داده است، پس نیازی به نگرانی نیست. البته ناگفته نماند که در متن احضاریه آمده است که این حضور علی دایی در دادگاه به معنای مجرم بودن او نیست و فقط برای روشن شدن بعضی از مسائل است.
مشابه این اتفاق برای چند هنرمند از جمله مهراب قاسم خانی، الهام پاوه نژاد و … هم رخ داده است.
بانی فیلم با درک حساسیت این موضوع و تبعات آن که شاید حتی در تعمیم نادرست به کل جامعه هنری هم در آینده سرایت کند، در گفت وگو با کامبیز دیرباز، حمید عسگری و یک جامعه شناس به این مسئله پرداخته است.
***
کامبیز دیرباز:
کسی که کارنامه اش روشن است، احتیاجی به این پول ها ندارد
کامبیز دیرباز می گوید برای اینکه حاشیه سازی منفی درباره اش درست نشود، ترجیح می دهد هیچوقت چنین کاری نکند و پولی از مردم نگیرد.
بازیگر «دوئل» درباره نحوه برخورد با بازیگرانی که از مردم کمک های مالی به نفع زلزله زدگان جمع می کنند، اما خروجی اقدامات آنان روشن نیست، به بانی فیلم گفت: این سوال خیلی کلی است. فقط درباره خودم می توانم بگویم هیچوقت چنین کاری نکرده ام، برای اینکه می دانم حاشیه منفی درست می شود، ولی به هر حال این وسط استثنائاتی وجود دارند و بزرگانی که مثل علی دایی وارد گود می شوند که در صداقت شان شکی نیست، ولی به هر حال بحث داغی در این باره راه افتاده است. به نظرم علی دایی و بعضی از امثال او کسانی هستند که کارنامه شان روشن است و اصلاً احتیاجی به این پول ها ندارند و بازخواست کردن از این چهره ها مقدار خنده دار و توهین آمیز است. من درباره موارد قانونی مرتبط با این بحث اطلاع و سررشته ای ندارم و طبعا نظری نمی دهم، اما خودم تا به حال هیچوقت چنین کاری نکرده ام و به خاطر تبعات منفی اش ترجیح می دهم خودم را درگیر مسائل مالی نکنم. فکر می کنم یک هنرپیشه باید در این حیطه ورود نکند و فقط کارش را انجام بدهد. یعنی صرفا در مسائل هنری حرف بزند و نظر بدهد، ولی در مسائل سیاسی و یا آسیب های اجتماعی ورود نکند و از این مسائل دور بماند.
بازیگر «عیار ۱۴» درباره اینکه آیا با مشارکت سلبریتی ها برای جمع آوری کمک های نقدی مردمی در جریان بحران ها و بلایای طبیعی از جمله زلزله سال گذشته کرمانشاه موافق است یا خیر، افزود: مشارکت در این دست اقدامات انسان دوستانه و خیرخواهانه معمولاً از دیرباز رایج بوده و انگشت شمارند افراد محبوب و نه صرفا معروف، مثل علی دایی که کارنامه شان مشخص است و افراد پیشکسوت ورزشکار که در امر جمع آوری کمک های مردمی شرکت می کنند. معمولا در ایران خیلی کم دیده ام هنرپیشگان و هنرمندان بخواهند در این دست اقدامات شرکت کنند، چون تا انجا که در پشت صحنه شنیده ام، دوستان همکار همیشه با نوعی بدبینی به این مسئله نگاه می کنند. در هر حال منِ کامبیز دیرباز ترجیح می دهم وارد این مسائل نمی شوم، ولی دیگر دوستان را نمی دانم.
بازیگر «خاکستر و برف» درباره اینکه چرا پول های مردمی جمع آوری شده توسط سلبریتی ها اغلب در نهایت صرف اموری که وعده آنرا داده اند نمی شود و همین رفتارحاشیه ایجاد می کند، گفت: درباره اینکه افراد معروف پول جمع آوری می کنند و کاری انجام نمی دهند، نه من و نه شما نمی توانیم قضاوت کنیم. هیچکس نمی تواند قضاوت کند که اینها پولهای جمع آوری شده را خرج خود کرده اند و کاری از پیش نبردند. حداقل من و شما در این مورد چیزی نمی دانیم. آن فرد می داند و خدای خودش. با این حال بد نیست اگر در قانون برای رسیدگی به چنین تخلفی، تدبیری اندیشیده شده، برای تنویر افکار عمومی و حفظ اعتماد مردم در موارد مشابه، رسیدگی لازم صورت گیرد.
بازیگر «اخراجی ها» در پایان همچنین درباره اینکه چرا برخی از بازیگران و همین دست سلبریتی ها با وجود دریافت دستمزدهای بالا، در عین حال تظاهر به همدردی با مشکلات مردم می کنند، عنوان کرد: اینکه برخی بازیگران دستمزدهای میلیاردی می گیرند، نوش جانشان بالاخره زحمت می کشند و دستمزد می گیرند و اینکه با مردم همدردی می کنند هم دمشان گرم. به نظرم اگر برخی بازیگران که پول های میلیاردی می گیرند،با مردم همدردی نکنند این رفتار وجه خوبی ندارد!
***
حمید عسکری:
نباید با آبروی افراد معروف بازی شود
حمید عسکری خواننده پاپ اعتقاد دارد: در کشور ما مدیریت ضعیف است. این ضعف هم نه صرفا از سوی مدیران که در کل جامعه و مردم وجود دارد و موجب می شود چنین مسائلی پیش آید.
خواننده و بازیگر فیلم «دو دوست» درباره نحوه برخورد با بازیگرانی که از مردم کمک های مالی به نفع زلزله زدگان جمع می کنند، اما خروجی اقدامات آنان روشن نیست، به بانی فیلم گفت: دقیقاً نمی دانم چند نفر بودند که در این اقدام انساندوستانه مشارکت کردند، اما نام چند نفر در این باره به گوشم رسید، مثلاً برای علی دایی چنین اتفاقاتی رخ داده که به نظرم شک کردن نسبت به آدمی در جایگاه او و نیت خیرش بسیار مضحک است. علی دایی را می شناسم و می دانم چنین چیزی صحت ندارد. علی دایی به این پول ها احتیاجی ندارد و دیگر اینکه در این سال ها مردم نیز علی دایی را خوب شناخته اند که چطور آدمی است. اعلام این مسائل به رسانه ها بدون ارائه سند و مدرک بازی با آبروی هنرمندان و ورزشکاران است و این موضوع باعث می شود در آینده اگر مشکلی پیش بیاید، دیگر هنرمندان و ورزشکاران برای این قضایا پا پیش نگذارند. با توجه به اینکه دولت فعلی چندان در این بحران فعال و خیراندیش ظاهر نشده، حالا وقتی چند نفر از هنرمندان و ورزشکاران اقدام به جمع آوری و تجمیع کمکهای نقدی می کنند، دیگر نباید کاری کنیم که دلسرد شوند. قوه قضاییه که پیگیر این مسائل شده، به نظرم می تواند با همین قدرت و حدت پیگیر یک سری اختلاس ها و مسائل دیگر هم باشد که جزو مطالبات اصلی مردم هستند.
خواننده و بازیگر «شانس، عشق، تصادف» درباره اینکه آیا با مشارکت سلبریتی ها برای جمع آوری کمک های نقدی مردمی در جریان بحران ها و بلایای طبیعی از جمله زلزله سال گذشته کرمانشاه موافق است یا خیر،افزود: خیلی موافق این موضوع نیستم. البته اصل موضوع و نفس مشارکت در امور خیرخواهانه مشکلی ندارد، ولی به خاطر اینکه در کشور ما مدیریت ضعیف است و این ضعف هم نه صرفا از سوی مدیران که در کل جامعه و مردم وجود دارد و موجب می شود چنین مسائلی پیش آید، شخصا ترجیح می دهم در چنین اموری مداخله نکنم. از سوی دیگر معتقدم در کشوری که این همه منابع، معادن و ثروت دراختیار دارد، وقتی چنین مشکلی برای یک شهر حتی کوچک پیش می آید، باید از بودجه عمومی و ثروتی خیلی راحت و سریع به مردم سرویس بدهند و مشکلات شان را حل کنند، نه اینکه چشم به راه کمک های مردمی بمانند که در نهایت منتهی به چنین حاشیه هایی شود. اگرچه مردم امروز بشدت تحت فشار و مشکلات اقتصادی هستند و در بحرانها از آنان خواسته می شود پول بدهند که اتفاقا کمک هم می کنند و این نشان دهنده آن است که ما مردم خوبی داریم. حال آنکه کشور ما با خیلی از کشورهای دیگر فرق می کند. ما منابع بسیاری داریم و نباید در ساماندهی یک شهر کوچک کوتاهی کنیم.امروز به سالگرد زلزله کرمانشاه نزدیک می شویم و نباید برای بازسازی اش دچار مشکل شویم. باید دولت و حکومت هزینه کنند تا مشکلات مردم حل شود. حالا وقتی متاسفانه دولت آنطور که باید رسیدگی نمی کند، چند هنرمند و ورزشکار که دلشان برای آسیب دیدگان این بحران ها می سوزد، کمک می کنند. در این شرایط باید کلاهمان را قاضی کنیم که چطور ممکن است یک هنرمند یا ورزشکار وقتی می بیند هنوز کودکانی در شرایط سخت زندگی می کنند و سقفی بالای سرشان نیست، می تواند خیانت در امانت کند. هیچ ادم منصف و شریفی نمی تواند در چنین شرایطی این پول ها را صرف مخارج شخصی اش کند و به نظرم نباید با آبروی این افراد معروف راحت بازی شود.
خواننده و بازیگر «شام ایرانی» در پایان درباره اینکه چرا برخی از بازیگران و همین دست سلبریتی ها با وجود دریافت دستمزدهای بالا، در عین حال تظاهر به همدردی با مشکلات مردم می کنند، افزود: در کشور ما که تظاهر بیداد می کند و من این را قبول دارم. همیشه یک سری تظاهر و تخلف می کنند. من می گویم نباید جوی ایجاد شود که هر هنرمند و ورزشکاری برای مردمش کمک جمع آوری کرد، این ذهنیت ایجاد شود که می خواهد اختلاس کند. یک عده برای مردم کار دلی می کنند و نباید زحمت آنان نادیده گرفته شود. علی دایی وظیفه ای از نظر قانونی برای بازسازی شهر زلزله زده ندارد و نباید با این طوربرخوردها او و امثال او را دلسرد کنند. به هر حال اگر کسی تخلف کرده، با دلیل و مدرک آنرا ثابت و مجازاتش کنند، اما کسی که کار خوبی انجام داده، نباید طوری شود مردم وقتی افراد معروفی را ببینند، بگویند اختلاس کرده و یا بپرسند پول هایی که حق مردم زلزله زده بوده چه کار کردی؟!
***
امان ا… قرائی مقدم، جتمعه شناس:
سلبریتیها می آیند چون مردم به دستگاه اداری و دولتی اعتماد ندارند
امان ا… قرائی مقدم جامعه شناس می گوید: مردم دیگر به دولت و دولتمردان اعتماد ندارند و از روی نگرانی نسبت به اینکه پول های شان صرف کشورهای دیگر نشود، به سلبریتی ها روی آورده اند.
این جامعه شناس درباره نحوه برخورد با بازیگرانی که از مردم کمک های مالی به نفع زلزله زدگان جمع می کنند، اما خروجی اقدامات آنان روشن نیست، به بانی فیلم گفت: اول باید به این موضوع بپردازیم که سلبریتی به چه کسانی می گویند؟! سلبریتی یعنی افرادی که در یک زمینه هنری، ورزشی، بازیگری و… معروف شدند و اینها در جامعه دارای یک وجه می شوند که این وجه بعداً می تواند هم مورد استفاده درست قرار گیرد و هم نادرست که ما در روانشناسی اجتماعی تحت عنوان تلقین وجه از آن نام می بریم. تلقین یعنی عملی نیاندیشیده و ناآگاهانه در مورد امری و با تقلید فرق می کند. تقلید عملی اندیشیده شده و آگاهانه است. سلبریتی ها در هر رده و جایگاهی دارای یک وجه می شوند، مثل فرانک سیناترا، مایکل جکسون، تتلو، دزدهای معروف و…. . اینها فارغ از تفاوت جایگاهشان به هر حال تبدیل به سلبریتی می شوند. پس یک وجهش اینکه باید درست از آنان و اثرگذاریشان استفاده شود و اگر از این افراد تجربه خوبی در ذهن مردم مانده باشد، کارکردشان مفید است، مثل مرحوم غلامرضا تختی. اینها هم خودشان از تلقین وجه هم استفاده می کنند و هم گاهی در خدمت سیاستمداران قرار می گیرند، مثلاً رونالد ریگان در انتخابات ایالتی کالیفورنیا در سال ۱۹۷۰ به نوعی از سیناترا استفاده کرد. در ایران تلقین وجه وجود دارد که یک ورزشکار از یک سیاستمدار طرفداری می کند. برای زلزله کرمانشاه اینها از تلقین وجه استفاده کردند، مثلاً یک وزرشکار معروف و… در حوزه ورزش شاخص هستند و در این زمینه هم آدمهای مطمئنی اند در حالی که به این شکل نیست. تلقین وجه خطرش این است، مثلاً یک ورزشکار از فلان سیاستمدار حمایت و طرفداری می کند، در حالی که این ورزشکار از سیاست و اقتصاد سررشته ندارد و یا اینکه یک سیاستمدار از تلقین وجه یک خواننده استفاده کرد و ضربه خورد. اینها مصادیق القا و یا تلقین وجه سلبریتی و افراد شاخص بوده است. چرا این سلبریتیها در ایران آمدند در جریان زلزله کرمانشاه وارد عمل شدند؟! چرا مردم به این سلبریتی ها یا افراد معروف گرایش پیدا می کنند؟! به این دلیل که مردم به دستگاه اداری و دولتی شان اعتماد ندارند، یعنی به هلال احمر که وظیفه و کارش این است و از طرف دولت تعیین شده و بنا به تجربه تاریخی کارشان این بوده، اعتماد ندارند و فکر می کنند پول هایشان صرف کشورهای دیگر می شود. اتفاقی که بی شک نتیجه عملکرد مسئولان است. به این ترتیب سلبریتی ها و این اشخاص معروف از اعتماد مردم استفاده می کنند. در بازنگری این اتفاقات به نتیجه می رسیم مردم هنوز احساسی فکر می کنند، ادراکی فکر نمی کنند و نمی سنجند که اگر فلان آدم حتی با وجود شهرتش پول مان را خورد، چه کار می شود کرد. در نتیجه مردم هنوز احساسی و عاطفی فکر می کنند و منطق و ادراک را به کار نمی برند. یعنی به جای اینکه به دولت، نظام و حکومت اعتماد کنند و پول های شان را در بانک بریزند تا آنها وارد عمل شوند،به سلبریتی ها روی می آورند. هر چند برخی از دولتمردان آنچنان کارهای نادرست انجام داده اند که مردم را بی اعتماد کرده اند.
وی در پایان درباره اینکه چرا برخی از بازیگران و همین دست سلبریتی ها با وجود دریافت دستمزدهای بالا، در عین حال تظاهر به همدردی با مشکلات مردم می کنند،گفت: بله خب من هم در حال حاضر تظاهر و ظاهرسازی می بینم، چرا؟! برای اینکه دنیای امروز، دنیای معنویات نیست، چون معنویات کم شده است. امروز دیگر دوره مرحوم غلامرضا تختی، پهلوان اکبر خراسانی، پهلوان اکبر یزدی و… نیست. در واقع دنیا، دنیای مادی است و پول حرف اول را می زند و این تئوری پیتریم سوروکین (استاد هاروارد) است. از قرن هفدهم و شانزدهم به بعد بر افکار و ذهن مردم مادیات حاکم شده است؛ یعنی بر فرض مثال اگر بخواهید ازدواج کنید، اول مادیات را در نظر می گیرید و شاید نگاه به ظاهر طرف مقابل هم نکنید. پس در چنین دنیایی، بی کسی، تنهایی، بی هویتی، مادی، ظاهری، خودمحوری حاکم و طبعا این کارهای خلاف انجام می شود. در اصل وقتی پول حرف اول را می زند، دیگر اینکه صداقت، امانت، ناموس مردم، معنویات و… ضعیف می شوند. وقتی هم نظارت و کنترل متأسفانه روی اینها صورت نمی گیرد، یعنی اینگونه افراد تعهد اخلاقی و معنوی ندارند و این جزییات این پول ها در جایی ثبت و ضبط نمی شود، در مواردی ناگزیر مورد سوء استفاده قرار می گیرد. ما باید کاری کنیم که اتحاد مردم به سوی دولت و حکومت جذب شود. به سوی ارگان ها، سازمان ها و نهادهایی که متولی این امر هستند؛ مثلاً هلال احمر. ولی متأسفانه بر اثر شایعه سازی که از خارج و داخل کشور رواج پیدا کرده که پول های تان را صرف کشورهای دیگر می شود، مردم به این سلبریتی ها روی آورده اند. در آن زمانی که زلزله بوئین زهرا و منجیل رخ داده بود، خیلی از مردم یادشان هست که مرحوم غلامرضا تختی چقدر عملکرد درستی داشت. امروز متاسفانه دیگر دیگر دوره مرحوم غلامرضا تختی نیست، الان معنویات کمرنگ شده و اصل بر مادیات است. در دنیایی که مادیات بر آن حاکم شده، دزدی، رشوه گیری، رانت خواری و… مرسوم شده چون نظارت و کنترلی روی این قضایا نمی شود و سوء استفاده هایی صورت می گیرد.

نوشته پول زلزله زدگان خوردن ندارد، شبه سلبریتی ها در مظان اتهام اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

پایان تولید اپیزود ۸ از فصل دوم «محکومین»

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷

تصویربرداری فصل دوم سریال «محکومین» به کارگردانی سید جمال سید حاتمی به قسمت ۹ رسید.
به گزارش بانی فیلم، تصویربرداری فصل دوم سریال «محکومین» به کارگردانی سید جمال سید حاتمی مدتی است که آغاز شده است. این در حالی است که گروه ضبط اپیزود ۸ این سریال را به پایان رسانده اند و از امروز ضبط اپیزود ۹ سریال را آغاز می کنند.
مفید درباره زمان پخش و زمان تولید سریال هم عنوان کرد: تولید فصل دوم «محکومین» ۱۰ تا ۱۱ ماه به طول می انجامد. از این رو به احتمال زیاد سال آینده از شبکه یک پخش خواهد شد.
وی همچنین درباره کارگردانی سریال هم بیان کرد: فکر می کنم همه اپیزودها را خود آقای حاتمی بسازد. فعلا که برنامه این است.
فصل دوم این سریال برخلاف فصل اول در ۴۰ قسمت و با یک کارگردان ساخته می‌شود و محور اصلی داستان خانواده است. فصل اول «محکومین» به موضوع مجازات جایگزین پرداخت، اما در فصل دو علاوه بر مجازات جایگزین به موضوع طلاق و خانواده پرداخته خواهد شد.
فصل اول این سریال اپیزودی در ۳۰ قسمت ساخته شد و فصل دو آن در ۴۰ قسمت قرار است به تولید برسد.
لیلا زارع بازیگر نقش اصلی این سریال بود که نقش مددکار اجتماعی را ایفا می‌کرد و ادامه نقش او را سپیده خداوردی عهده دار شد که حال در فصل دوم نازنین فراهانی نقش اصلی سریال را برعهده دارد. پیش از این قرار بود سیما تیر انداز بازیگر این نقش باشد که حضورش منتفی شد.

نوشته پایان تولید اپیزود ۸ از فصل دوم «محکومین» اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

پزشک در گفت وگوبا بانی فیلم: موزه سینما نه خصوصی است و نه دولتی
بانی فیلم، گروه سینمای ایران: قانون منع به کارگیری بازنشستگان که دوم مرداد امسال در مجلس با اکثریت آراء تصویب شد و شورای نگهبان نیز کلیات این مصوبه را در جلسه ۱۷ مرداد این شورا تأیید کرد، ترکش های جالبی به سمت سینما نیز داشته است. در کنار بحثهای داغی که این روزها در میان مدیران دولتی درباره مشمول بودن یا نبودن در دایره این قانون درگرفته، سینمایی ها نیز در مواجهه با آن تغییراتی اجباری را پیش روی خود می بینند. از کنار رفتن قریب الوقوع محمدمهدی حیدریان از راس سازمان سینمایی گرفته تا قضیه اخیر لزوم تغییر مدیرعامل موزه سینما. با این حال گفته می شود علیرضا قاسم خان که سال گذشته جایگزین محمد حیدری در سمت مدیرعامل موزه سینما شد، قصد ندارد از این جایگاه کنار رود. او با این استدلال که موزه سینما متعلق به دولت نیست، خود را به هیچ وجه مشمول قانون منع به کارگیری بازنشستگان نمی داند. شنیده های خبرنگار بانی فیلم نیز حکایت از آن دارند که مسئولان این موزه برای به کرسی نشاندن حرف خود از مسیر قانونی متوسل به وکیل شده اند تا از این بزنگاه برهند.
اما آیا این موزه واقعا دولتی هست یا خیر؟!
محمدحسن پزشک:
موزه سینما نه خصوصی است و نه دولتی
این پرسشی بود که آنرا با مدیر عامل اسبق موزه سینما در میان گذاشتیم. او البته تمایلی به صحبت درباره مسئله مذکور ندارد و تنها به این پاسخ بسنده می کند که موزه سینما محلی غیرانتفاعی است و نه می توان آنرا خصوصی محسوب کرد و نه دولتی. در واقع موزه سینمای ایران وابسته به دولت نیست .» پزشک طی سالهای ۸۵ تا ۹۳ مدیر عامل موزه سینمای ایران بوده است.
اساسنامه چه می گوید
در ساختار سازمانی موزه سینما نیز بر این گفته پزشک تاکید شده و آمده موزه سینمای ایران به عنوان مؤسسه ای غیرانتفاعی، غیردولتی و دارای شخصیت حقوقی مستقل تحت عنوان در چارچوب اساسنامه ای مشخص تأسیس شده است. این در حالی است هیأت امناء موزه سینما متشکل از هفت نفر هستند که اغلب دولتی محسوب می شوند:معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری،شهردار تهران یا نماینده او، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یا نماینده او،مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، مدیر عامل خانه سینما (منوچهر شاهسواری). از این بین دونفر از شخصیت های فرهنگی سینمایی کشور هم به پیشنهاد معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که با حکم وزیر برای مدت سه سال منصوب می شوند در این هیات جای دارند. زنده یاد عزت الله انتظامی و دکتر محمدحسین ایمانی خوشخو دو فردی هستند که فعلا نامشان در این باره دیده می شود و ظاهرا هنوز جایگزینی برای انتظامی در نظر گرفته نشده یا دست کم در سایت رسمی موزه سینما نیامده. از سویی مخالفان معتقدند چون مدیرعامل موزه سینما با حکم رییس سازمان سینمایی منصوب می شود و از بودجه دولتی بهره می برد، باید آنرا دولتی محسوب کرد. حرفی که چندان هم بیراه نیست.
سازمان امور سینمایی و سمعی بصری تابستان امسال در راستای سیاست شفاف سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در چارچوب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، جزئیات بودجه این سازمان و لیست حمایت از موسسات زیر مجموعه خود را به تفکیک از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ منتشر کرد. بر اساس این سند، موزه سینما طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ در مجوع ۱۳۷۶۰ میلیون ریال از آنچه «محل فصل ۵ سازمان سینمایی » خوانده شده به عنوان یکی از موسسات تابعه خود بودجه دریافت کرده است. موزه سینما به تفکیک سال ۸۷ مبلغ ۲۸۰۰ میلیون ریال، سال ۸۸ مبلغ ۲۸۶۰ میلیون ریال، سال ۸۹ مبلغ ۳۱۰۰ میلیون ریال، سال ۹۰ مبلغ ۴۵۰۰ میلیون ریال و سال ۹۱ مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال بودجه دولتی داشته است. واقعیتی که موزه سینما را به عنوان نهادی دولتی معرفی می کند. حال باید دید نتیجه این چالش با تصمیم گیری قانون در این باره چه خواهد شد.

نوشته مدیرعامل موزه سینما در کش و قوس ماندن و رفتن اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

سریال «خط قرمز» روی آنتن می رود

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷

سریال خاطره انگیز «خط قرمز» از امروز یکشنبه ۲۲ مهر ساعت ۱۹ روی آنتن شبکه آی فیلم قرار می گیرد.
به گزارش بانی فیلم، سریال «خط قرمز» که اولین بار ۱۳ آذر ماه سال ۱۳۸۰ از شبکه سه پخش شد و به دلیل داستان متفاوتی که داشت به یکی از سریال های پربیننده تبدیل شد، قرار است که از روز یکشنبه از شبکه آی فیلم پخش شود. گرچه این سریال پیش از این هم بارها بازپخش ان روی شبکه های دیگر رفته است. اما باز هم مورد توجه قرار گرفته است.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: چند دانش آموز دبیرستانی حدوداً بیست ساله هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع می‌شوند و با هدف سفر به سوی آرمان‌ها و خواسته‌های خود پا به راهی با مقصد نامعلوم می‌گذارند، سفری با حوادث ناگوار…
قاسم جعفری کارگردان این سریال است و شهرام حقیقت دوست، سروش گودرزی، پویا امینی، ایمان اشراقی، علی منصوری، شهرام عبدلی و مهسا کرامتی بازیگران این سریال هستند.

نوشته سریال «خط قرمز» روی آنتن می رود اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دستمزد بالا می گیرم، پس سوپراستارم!

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: داستان پول ‌های کثیف و دستمزد نجومی بازیگران چند روزی است که گویی خود بدل به سناریوی یک فیلم شده. فیلمی که بازیگران اصلی‌ اش تهیه‌ کنندگانی هستند که سرمایه‌ گذاران میلیاردی از آنها حمایت می‌ کنند. اسپانسرهایی که به‌ دنبال فروش خوب مجموعه فیلم ‌هایی هستند که حتی اگر هم محتوایش چنان چنگی به دل نزند، اما بازی چهره‌ های معروف و پرطرفدار آرزوی پول ‌های میلیاردی را محقق می‌ کند و در نهایت همین چهره ‌های سینمایی هستند که با این ترفند، قیمت بازی را آنقدر بالا می ‌برند که کار حتی به محاسبه قیمت به دلار کشیده شده است.
نکته مهم اینجاست که اگر این سریال ادامه پیدا کند روزی خواهد رسید که سینمای ایران نابود خواهد شد. چرا که تهیه‌ کنندگان مستقل سینما آنها که وقت می‌ گذارند تا با فیلمنامه‌ ای خوب و تأثیرگذار و با بودجه ‌ای محدود فیلم بسازند، از پس این قیمت‌ ها برنمی ‌آیند. بازار کاذبی که این چهره‌ ها به راه انداخته ‌اند، باعث شده حتی بازیگران دست دوم و چندم هم گاه تا مرز ۷۰۰ میلیون تومان نرخ دستمزدشان را بالا ببرند و اینگونه است که انتهای این سناریو آنقدر تلخ تمام خواهد شد که تهیه ‌کنندگان مستقل دیگر نتوانند فیلمی تولید کنند.
حالا که برخی تهیه‌ کنندگان زبان به اعتراض گشوده‌ اند، سازمان سینمایی و دولت را مسئول رسیدگی به این موضوع می‌ دانند. فاطمه ذوالقدر نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نیز روز چهارشنبه ۱۱ مهرماه با تأکید بر اینکه باید نظام تهیه کنندگی سینما دستمزدهای بازیگران را تعیین کند از انفعال سازمان سینمایی و خانه سینما انتقاد کرد. این در حالی است که ابراهیم داروغه ‌زاده معاون سازمان سینمایی به تازگی در این خصوص گفته: «این موضوع کاملاً صنفی است و دولت از نظر قانونی امکان ورود به قیمت‌ گذاری دستمزد عوامل سینما را ندارد، نظام تهیه کنندگی سینمای ایران به ‌عنوان صنف کارفرما با هماهنگی‌ های بیشتر می ‌توانند در واقعی کردن و منطقی کردن دستمزدها تأثیرگذار باشند».
شاید خیلی غیرواقع نباشد که هنرپیشه در سینمای ایران یکی از تعیین کننده ترین افراد در محتوا، اکران، سرمایه و… باشد. در همین زمینه باید عنوان کرد که همیشه هنرپیشه ها خود را متعلق به مردم می دانند و مدعی می شوند که برای مردم کار می کنند بنابراین جای این سوال مطرح است که آیا این افراد حاضرند در یک فیلم فرهنگی تأثیرگذار، رقمی پایین تر از رقم عرف خود بگیرند؟!
***
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس:
تعیین دستمزد هنرمندان باید عادلانه و مطابق قانون باشد
احمد سالک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس اعتقاد دارد: اهالی هنر چون انتقال دهنده مبانی فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش های انسانی هستند باید در تعیین دستمزدشان توجه کافی شود.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه بررسی مسائل مربوط به دستمزد هنرمندان نسبت به جایگاه آنان بستگی به پارامترهایی دارد که باید دستگاه های مربوطه مجموعه این مسائل را در نظر بگیرند و تأمین کنند، به بانی فیلم گفت: یکی از مسائلی که در ارتقای مسائل فرهنگی کشور ما مؤثر است، فعالیت های هنری اعم از خطاطی، ادبیات، شعر، فیلم، نمایش و… هستند. میدان دار این مسائل هنری شخصیت های متخصصی هستند که در قالب هنرهای بازیگری، تهیه کنندگی، فیلمنامه نویسی، کارگردانی و … در جهت تولید محتوا تلاش می کنند. بی تردید این هنرمندان چون انتقال دهنده فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش های انسانی هستند باید توجه کافی نسبت به زندگی و امور معیشتی آنان صورت گیرد. از مسائل حقوقی تا امور بیمه هنرمندان گرفته تا بررسی مسائل مربوط به دستمزدشان نسبت به جایگاه آنان بستگی به پارامترهایی دارد که باید دستگاه های مربوطه، مجموعه این مسائل را در نظر بگیرند و آنها را بخوبی تأمین کنند. اگر تصمیم گیری درباره تعیین میزان دستمزد بازیگران زیرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا خانه سینما و جاهای دیگر است، باید برحسب نیازشان، گزارش دریافت بودجه و نیازشان را به سلسله مراتب شان منعکس کنند تا در بودجه های دولتی یا منابع دیگر دیده شود که این یکی از راهکارهای اصلی قضیه است. به این ترتیب وقتی بودجه دولتی به کمیسیون فرهنگی می آید، کمیسیون فرهنگی برحسب اطلاعاتی که به دست می آورد، آنها را ارزیابی می کند و منابعی برای تقویت بودجه آنها در نظر می گیرد که این سیر طبیعی مسئله است.
وی درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری باید برای تعیین سقف دستمزد بازیگران بیندیشد، افزود: در جریان تولید، پروژه ها به دو بخش تقسیم می شوند. بخشی از آنها خصوصی هستند که خودشان بودجه مورد نیازشان را تأمین می کنند یا اسپانسر دارند و بخشی دیگر در تشکیلات دولتی، مثل حوزه هنری، بنیاد سینمایی فارابی، سازمان صدا و سیما و… تهیه می شوند و طبیعی است که آن دستگاه مربوطه متولی تأمین هزینه های مالی آنهاست. در هر دو صورت باید نظارت داشت که این بودجه ها از کجا می آیند و چطور صرف می شوند تا همه مسائل شفاف و روشن باشد. در این صورت رقم دستمزد بازیگران هم مشمول همین شفافیت و راه بر افزایش غیرمنطقی آن بسته می شود.
این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که نقش بعضی نهادهای دولتی و افرادی که بودجه های کلان دارند در افزایش غیرمنطقی رقم دستمزدها چیست، افزود: ما دو قانون داریم. یکی قانون لایحه خدمات کشوری که تعیین کننده مجموعه این مسائل حقوقی، پایه حقوقی و سختی و آسانی کار است که معیارهایی برای آن در جهت تعیین دستمزد مدنظر قرار می گیرد. نکته دوم در قالب دستورالعمل هایی تعریف می شود که بین دستگاهی با سازمان برنامه و بودجه مورد بررسی قرار می گیرد که آن هم مسیر خودش را دارد. اگر این دو وجه قانونی در جریان تامین بودجه پروژه ها ملاک نباشد، قطعا تخلفاتی صورت می گیرد که باید نهادهای نظارتی روی آن تمرکز کنند تا از هدررفت بیت المال جلوگیری شود.
***
سعید راد:
مردم تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزد بازیگران هستند
سعید راد بستر داد و ستد در سینما را مبتنی بر جریان عرضه و تقاضا می داند و معتقد است تعیین میزان دستمزد بازیگران و هنرمندان نیز از همین مسئله نشات می گیرد.
این بازیگر سینما و تلویزیون می گوید: مردم تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزدهای بازیگران هستند.
بازیگر فیلم های «تنگنا»،«دوئل» و «چ» درباره دلیل بروز حساسیت هایی میان برخی نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: نباید فراموش کنیم سینما محصول عرضه و تقاضاست. مردم وقتی از فیلمی استقبال می کنند،این ناشی از سطح فرهنگی شان است. بر همین اساس مردم با میزان استقبالشان تعیین کننده افزایش و یا کاهش دستمزدهای بازیگران هستند. به نظر من سقف دستمزد بازیگران صرفا به خاطر استقبال و یا عدم استقبال از آثارشان از سوی مردم است. به همین دلیل هم هیچکس به جز مردم و سینماروها نمی توانند در این باره دخالت کند.
***
شاهد احمدلو:
نباید به بازیگرانی که دستمزد بالا می خواهند باج داده شود
شاهد احمدلو معتقد است: تهیه کنندگان نباید کوتاه بیایند و خود بازیگران باید همدل و همراه باشند و درک منطقی و درستی از سیستم و نظام سینما داشته باشند.
کارگردان «چند می گیری گریه کنی» درباره دلیل بروزحساسیت هایی میان برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: وقتی بحث میزان دستمزد بازیگران مطرح می شود، صحبت از ایجاد عدالت در این صنف است. توجه کنید اگر طبق همین معیار، باقی عوامل پشت صحنه و دست اندرکاران ساخت فیلم دستمزد بگیرند، می توان به استقرار عدالت معتقد و خوشحال بود، ولی وقتی دستمزد سایر صنوف پایین است، قابل قبول نیست. در شرایط حاضر اما نمی توان به یک حرکت عادلانه معتقد بود، به خاطر اینکه سینما فقط بازیگر نیست؛ بخشی از سینما یک و یا چند بازیگر است. در سینما، کارگردان، فیلمنامه نویس و تک تک عواملی که زحمت می کشند تا آن فیلم ساخته شود تا آن بازیگر دیده شود در ساخت یک فیلم دخیل هستند و نباید حقوق شان نادیده شود. کما اینکه باید ببینیم اصلا آیا این اتفاق در بضاعت سینمای ایران هست یا خیر؟! وقتی می بینید فیلم های اجتماعی آنطور که باید با اقبال مخاطب مواجه نمی شود و در مقابل وقتی فیلم های کمدی سخیف ساخته می شوند، بیش از حد تصور با آن ارتباط برقرار می شود خب تمام اینها معادلات را به این سمت و سوی غیرعادلانه می برد که امروز شاهدش هستیم. در واقع الان با بازیگران فیلم های کمدی و تجاری این چنین قراردادهای کلانی بسته می شود. در هر صورت این اتفاق ناعادلانه ای است و باید به تعادل برسد. باید دید دهه های ۶۰-۷۰ چطور فیلم می ساختیم؟! چه اتفاقی افتاده تا الان شرایط به گونه ای شده که همه به ستوه آمده اند و از دستمزدهای ناعادلانه و بیش از حد معقول سینما می نالند.
کارگردان «اگه می تونی منو بگیر» در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا این مسئله به زیاده خواهی برخی بازیگران مربوط می شود و یا حساسیت بی موردی است، افزود: اینها ناشی از عدم سوء مدیریت است. وقتی که قانونمندی وجود داشته باشد و توافق عادلانه ای برای این مسئله در نظر گرفته شود و روی کاغذ بیاید، طبیعتاً همه طبق آن قانون باید پیش بروند. این مسئله باید از ریشه بررسی شود که به چه صورت باید دستمزدها را به میزان منصفانه ای رساند که نه در حق بازیگر اجحاف شود و نه در حق سایر عوامل و دست اندرکاران که کمتر از او زحمت نمی کشند. اگر بخش مهمی از هزینه های فیلم بالا رفته و ساخت فیلم خیلی سنگین شده و اکثریت جامعه سینمایی را به چالش کشانده، همین دستمزدهای نجومی بازیگران است، وگرنه فیلم در هر ژانری ساخته شود، حد معقول خودش هزینه دارد. قدیمیها خوب گفته اند «از ماست که بر ماست». ما باید از خودمان شروع کنیم که چرا زیاده خواهی در میان برخی بازیگران وجود دارد؟! چقدر از آن زیاده خواهی پاسخ مخاطبان سینمای ایران را می دهد؟!
کارگردان «موش» درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری برای تعیین سقف دستمزد بازیگران اندیشیده، عنوان کرد: وقتی سازمان امور سینمایی به عنوان سردمدار مدیریت سینمای ایران در سیاست گذاری ها و فرهنگ سازی وارد عمل می شود، در اینجا هم می تواند گام مؤثری بردارد. وقتی قانونی باشد تا تمام تهیه کنندگان و بازیگران از آن تبعیت کنند و این قانون روال می شود، مثل تمام قانون های دیگر از جمله؛ رعایت حجاب اسلامی در سینمای ایران، رعایت شئونات، قوانینی که برای فیلم های ما لحاظ شده و …،این هم می تواند جزو همان قوانین باشد و فرقی ندارد.
بازیگر «سرب» در پاسخ به این که نقش بعضی نهادهای دولتی و افرادی که بودجه های کلان دارند در افزایش غیرمنطقی رقم دستمزدها را چطور ارزیابی می کند، افزود: این دست نهادها و ارگانها را با تهیه کنندگانی که با سرمایه شخصی شان فیلم می سازند مقایسه کنید. این سرمایه شخصی برای ساخت فیلم بودجه معقولی است، اما وقتی تهیه کننده بخش خصوصی وارد میدان و حوزه تولید با چنین دستمزدهای نجومی می شود، عده کمی از بازیگران را در دایره انتخاب خود می بیند و طبیعتاً نمی تواند با آنان رقابت کند. بنابراین آن پول های بادآورده ای که وارد چرخه سینما و تولید سینما می شود، پول هایی نیستند که برای تحصیلشان زحمت کشیده شده باشد و بی محابا خرج می شوند.
بازیگر «باج خور» درباره اینکه تاکنون چقدر با این مسئله در کار خودش روبه رو شده، گفت: در هر صورت نمی توان گفت درگیر نبوده ام، ولی من راه حل مناسبی را برای ساخت فیلم اخیرم «مِشمِشه» در این باره لحاظ کردم که این هم یکی از راههایی است که جان تازه ای به سینما می دهد برای ورود بازیگران تازه نفس و چهره های جدیدی که احتیاج به ممارست و یکدستی دارند. به این نتیجه رسیده ام در یک فیلم حتماً نباید از دو ستاره سینما استفاده کرد. خودم با بودجه ای که برای فیلمم داشتم، نمی توانستم با چنین بازیگرانی که دستمزدهای بالا طلب می کنند کار کنم. ضمن اینکه اصلا برای این فیلم چنین بازیگرانی رانیاز نداشتم. با این وجود سعی کردم چهره های تازه نفسی در فیلم بگذارم که برای اولین بار در سینما فعالیت می کنند که اینها آینده خوبی دارند و هر کدام می توانند در آینده جایگزین چهره های فعلی سینما شوند. راهکار دیگر اینکه نباید به این دست بازیگران باج داده شود. تهیه کنندگان نباید کوتاه بیایند و خود بازیگران باید همدل و همراه باشند و درک منطقی و درستی از سیستم و نظام سینما داشته باشند. به نظرم بازیگران در تعیین دستمزد نباید فقط خودشان را ببینند. به نظرم باید روی پول های بادآورده کنترل شود و معلوم نیست این پول ها از کجا وارد چرخه سینما می شود که اصل و بدنه سینمای ایران را دچار چالش کرده و نگران کننده است. وقتی تهیه کنندگان پیشکسوتی که سال ها برای این سرزمین فیلم ساخته و الان دچار این چالش شده اند و نگرانی شان این است که کدام بازیگر را برای کارهایشان انتخاب کنند. در واقع باید یک حرکت ریشه ای درون گروهی و سازمانی صورت بگیرد تا بتوانیم این اتفاق را کنترل کنیم.
***
امیرحسین صدیق:
جریان کاذبی می خواهد دستمزد برخی بازیگران گران به نظر برسد
امیرحسین صدیق اعتقاد دارد: عجیب است که تهیه کنندگان به این دستمزدهای بازیگران واکنش نشان دادن چون تهیه کننده پول بیشتر به بازیگر می دهد که فیلم های شان فروش بیشتری داشته باشد.
بازیگر فیلم های «بیست و یک روز بعد»، «بیداری» و «میم مثل مادر» درباره دلیل بروز حساسیت هایی میان برخی نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس و تهیه کنندگان سینما نسبت به افزایش دستمزد بازیگران، به بانی فیلم گفت: من درباره میزان دستمزدهای همکارانم اطلاعی ندارم، اما به نظرم دستمزدها نه تنها زیاد نشده، بلکه کمتر هم شده است. خیلی موارد پیش آمده هنگام بستن قرارداد وقتی حتی از دستمزدهای هفت- هشت سال گذشته هم صحبت می کنید، آخر سر به توافق نمی رسید و در نهایت می بینیم همین فامیل های تهیه کننده آن نقش را بازی می کنند! در تلویزیون یا سینما هم شرایط طوری شده اگر تهیه کننده بازیگری را نخواهد، می تواند انتخابش نکند. عجیب است که تهیه کنندگان به این دستمزدهای بازیگران واکنش نشان داده اند، چون تهیه کننده پول بیشتر خرج می کند و به بازیگر محبوب و پرفروش می آورد که فیلم هایش فروش بیشتری داشته باشد. در تلویزیون هم متاسفانه اخیراً می بینم جای بازیگران حرفه ای را عده ای نابازیگر، تازه کار و یا از آشنایان عوامل تولید گرفته اند که دستمزد اندکی می گیرند.
بازیگر فیلم «خالتور» درباره اینکه سازمان سینمایی چه تدابیری باید برای تعیین سقف دستمزد بازیگران بیندیشد، افزود: با این مسئله اصلا موافق نیستم. این روش مداخله خیلی کمونیستی است.اگر خدای نکرده ما کشورمان کمونیستی بود، آن موقع می گفتیم دولت باید تعیین کننده دستمزدها باشد. کار هنری و بازیگری طوری است که همه فکر می کنند تخصصی احتیاج ندارد و هرکس احساس خوشمزگی می کند، بازیگر خوبی می شود! حال آنکه باید توجه کنید بازیگری که دستمزدش گران است، اگر مدتی کار نکند دستمزدش را پایین می آورند. در هر حال متولیان پروژه ها مجبور که نیستند یک تعداد هنرپیشه با دستمزد بالا را انتخاب کنند، بلکه می توانند برای مدیریت هزینه ها بازیگر دیگری را جایگزین کنند.
صدیق با اشاره به اینکه یک سری اخبار زرد درباره سوپراستارهایی که خودشان را تاپ استار می دانند، مطرح می شود تا به اصطلاح یک بازیگر به شکل کاذبی گران به نظر برسد، عنوان کرد: اصلاً افزایش چندانی در میزان دستمزد بازیگران نمی بینم و چنین چیزی وجود ندارد. البته یک سری اخبار زرد درباره سوپراستارهایی که خودشان را تاپ استار می دانند یا فکر می کنند اینکه سینما به آنها احتیاج دارد که آن چهره ها را می سازد، وجود دارد که به نظرم کاذب است. فکر نمی کنم افزایشی وجود داشته باشد و بحث آنقدر پیچیده ای نیست.

نوشته دستمزد بالا می گیرم، پس سوپراستارم! اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

دیالوگ: گتسبی بزرگ

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷

نویسندگان: باز لورمن ، کریگ پیرس
کارگردان: باز لورمن
محصول: ۲۰۱۳
***
آقای کارروی(توبی مگوایر): لبخندش یکی از آن لبخندهای نادر بود . همانطور که تو دوست داری فهمیده و باور شوی .

نوشته دیالوگ: گتسبی بزرگ اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

کار سخت رییس جدید سازمان سینمایی

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷

بانی فیلم ، گروه سینمای ایران: با اعلام کناره گیری غیرمستقیم دکتر مصطفی ابطحی به عنوان جدی ترین گزینه تصدی پست ریاست سازمان سینمایی؛ بار دیگر بازار حدس و گمان ها داغ شد و احتمالاتی که پیشتر توسط دست اندرکاران سینما در مورد فهرست کاندیداها وجود داشت، وارد مرحله جدیدی شد.
برگزاری جلسات مختلف توسط رییس فعلی سازمان سینمایی با طیف های مختلف سینمای ایران با آنکه به نظر می رسید ابتدا شکل مشورتی و نظرخواهی داشته باشد، اما برخی از خبرها از پیش کشیده شدن چند نام و پیشنهاد محمدمهدی حیدریان و ذکر نام هایی برای نشستن بر صندلی ریاست سازمان سینمایی حکایت دارد. این پیشنهادها به نظر می رسید به دلیل نزدیکی این افراد با گرایش فکری مورد علاقه حیدریان باشد.
دو گزینه جدی که در تعدادی از این نشست ها نامشان مطرح شده، رضا میرکریمی و محمدمهدی عسکرپور از فیلمسازانی هستند که بنا بر شنیده ها، هر دوی آنان در دیداری خصوصی، قبول این پست را رد کرده اند.
چنانچه این اخبار را در مورد عدم تمایل میرکریمی و عسکرپور بپذیریم، تعداد نفرات فهرست منتشر شده بر اساس گمانه زنی رسانه ها، انگشت شمار خواهد شد. تعدادی که احتمال تصدی پست ریاست سازمان سینمایی توسط آنان نسبت به سایرین بیشتر است.
نخستین نامی که احتمال ریاست اش از دیگر افراد بیشتر است، محمد احسانی مدیر فعلی شبکه نسیم و از مدیران موفق تلویزیون است.
نخستین حدسی که احتمال انتخاب احسانی را نسبت به سایر افراد فهرست بیشتر می کند، پیشینه مدیران ارشاد در پست های مختلف سازمان صداوسیماست؛ اکثریت قریب به اتفاق مدیران سینمایی وزارت ارشاد، پیش از حضورشان در این وزارتخانه مسئولیت های مختلفی در تلویزیون داشته اند.
احسانی البته زمانی که از تلویزیون به ارشاد آمد و در دوره ریاست حجت اله ایوبی برای مدتی نزدیک به دو سال مدیریت بر معاونت پر مسئولیت نظارت و ارزشیابی این سازمان را عهده دار بود، نتوانست دوره خود را در ارشاد به اتمام برساند و به دلیل بروز پاره ای اختلافات، ترجیح داد با مدیریت سینمایی خداحافظی کرده و به خانه خود در صدا و سیما بازگردد.
پذیرش پست مدیریت شبکه نسیم و موفقیت هایی که محمد احسانی در راه اندازی برنامه های پرمخاطب در این شبکه داشت، موجب شد نام او در زمره مسئولان موفق تلویزیون قرار گیرد.
همین احتمالات است که نام محمد احسانی را در مقایسه با دیگر افراد فهرست، به عنوان گزینه ای مطمئن برای تصدی پست ریاست سازمان سینمایی پررنگ تر می کند.
از نام محمد احسانی که بگذریم، کاندیداهای دیگری هم در فهرست خودنمایی می کنند که به نظر می رسد بیشتر ذکر نام شان محصول ارتباطات رسانه ای برخی از آنان باشد. در این میان عده ای از رسانه ها نیز که کمترین میزان شناخت از شرایط سینمایی و شاخصه ها و روال مدیریت سینمایی در وزارت ارشاد را دارند، نام برخی از دست اندرکاران سینما را به عنوان فرد مناسب جهت احراز پست سازمان سینمایی مطرح کرده اند؛ مرتضی رزاق کریمی یکی از این کاندیداهاست که با تجربه نه چندان طولانی مدتش در پست مدیریت سینمایی، کمترین بخت را برای احراز مقام ریاست سازمان را دارد.
او که در دوره حجت اله ایوبی به عنوان فرد شماره دو در مرکز سینمای مستند وتجربی در کنار طباطبایی نژاد قرار گرفت، فرآیند خاصی در مدیریتش در این نهاد مهم سینمایی دیده نشده است. آنچه در مورد رزاق کریمی و همچنین مدیر بالادستی اش طباطبایی نژاد قابل اشاره به نظر می رسد، ادامه روال سنتی مدیریت حاکم بر مرکز سینمای مستند و تجربی است! در دوران این دو مدیر مرکز، به جز ارائه آمار و ارقامی که روابط عمومی مرکز به عنوان عملکرد برای رسانه ها ارسال می شد، تقریبا هیچ گونه شاخصه قابل توجهی در نحوه مدیریت طباطبایی نژاد و رزاق کریمی در مرکز سینمای تجربی وجود ندارد.
برگزاری جشنواره سینماحقیقت با همان چارچوب های سالیان گذشته – البته با بودجه ای کمتر به دلیل مشکلات مالی دولت- و پیش بردن تولیدات روتین این مرکز سینمایی، از جمله کارهای معمولی طباطبایی نژاد و رزاق کریمی و مدیر بالادستی اش طباطبایی نژاد است.
در فهرست کاندیداها، گزینه دیگر به عنوان یکی از جدی ترین نامزدهایی که محمدمهدی حیدریان علاقمند به جانشینی اش بود، محمود اربابی از پرسابقه ترین مدیران معاونت سینمایی قبل و سازمان سینمایی فعلی است.
اربابی به دلیل ویژگی های منعطفی که مدیریتش در دوره های مختلف داشته، می توانست گزینه معتمد حیدریان باشد. احتمالی که با برگزاری جلسات مشورتی، رفته رفته کمتر و کمتر شد؛ تا اندازه ای که شنیده شد در یکی از جلسات مشورتی حیدریان با دست اندرکاران سینمایی، تقریبا نام محمود اربابی از فهرست کاندیداها خارج شد.
نفر بعدی این فهرست ابراهیم داروغه زاده است. او که در همان یکی- دو هفته نخست احتمال جانشینی اش تقریبا از میان رفت. معاون فعلی نظارت و ارزشیابی که پیش از این تجربیات متفاوتی در موسسه رسانه های تصویری و برخی از موسسات فرهنگی وابسته به شهرداری و وزارت بهداشت دارد، بنا به دلایلی نامشخص احتمال حضورش در مفام رییس سازمان سینمایی تقریبا از بین رفت و نامش از فهرست کاندیاهای پست ریاست سازمان خارج شد.
در نامه ای که چندی پیش چهار تشکل ساکن در خانه سینما برای وزیر اراشاد فرستاده بودند، از معاون سابق مطبوعاتی ارشاد، حسین انتظامی – هم به عنوان یکی از کاندیداها نام برده شده بود که به دلیل، نداشتن هیچ گونه پیشینه و تجربه مدیریتی او، خیلی زود نامش از فهرست گمانه ها حذف شد!
آنچه که از مجموع شرایط حاکم بر می آید، با وجود این که محمد مهدی حیدریان جلسات متعددی در هفته های اخیر برای رسیدن به یک نام برای واگذاری پست ریاست سازمان سینمایی برگزار کرده، اما نتایج این جلسات و تصمیم گیری ها بیشتر مشورتی است و در نهایت وزیر ارشاد باید بر اساس چارت مدیریتی این وزارتخانه، مدیر واجد شرایط را انتخاب و معرفی کند.
این موضوع شاید مهم ترین چالش عباس صالحی برای گذراندن دو سال پایانی دوران وزارتش بر جایگاه مهمترین نهاد فرهنگی کشور باشد. اینکه چه فردی بر اساس شایستگی هایش لایق احراز مقام عالی دولت در حوزه سینما را دارد، امری است علیهده، اما مهمترین نکته در انتخاب رییس بعدی سازمان سینمایی، آگاهی و احاطه او بر تمامی مسائل سینمای ایران و داشتن کاریزمای شخصیتی برای پیوند دوباره ارتباطات کمرنگ شده میان مدیریت سینما با همه اهالی سینماست.
وجود معضلاتی مانند چند دستگی و تنش های پنهان و آشکار میان اهالی سینما و اوضاع نابسامان فعلی سینمای کشور، نشان می دهد که رییس بعدی سازمان سینمایی باید بر بسیاری از پیش فرض ها و موقعیت سازی های صورت گرفته، خط بطلان بکشد و فضای تازه ای را در برابر سینمای ایران بگشاید.
وجود انحصارها و رانت هایی که سالیان درازی است عده ای را فربه کرده و خانه نشینی بخش عمده ای از فعالان سینمای کشور را موجب شده است از عمده مشکلات رییس سازمان سینمایی است که باید حل و فصل شود.
استقرار سینمای مبتذل، میدانداری عده ای که آنان را می توان «سوگلی»های سینما خطاب کرد، هویت عزتمند سینمای ایران را به تاراج برده و دیگر نمی توان نشانه های چندانی از سینمای شرافتمند و هویت دار ایران را مشاهده کرد.
بدیهی است چشم انداز سازمان سینمایی در دو سال باقی مانده از عمر دولت روحانی، چندان امیدوارکننده نیست و همین امر نشان می دهد که دشواری های فراوانی بر سر راه رییس بعدی سازمان سینمایی قرار دارد…

نوشته کار سخت رییس جدید سازمان سینمایی اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

یاسمن خلیلی فرد
اصولاً کم پیش آمده نظر کلی ام درباره یک فیلم، پس از تماشای مجدد آن تغییر کند؛ بدین معنا که اگر فیلمی را در جشنواره دیده باشم و آن را در اکران عمومی دوباره تماشا کنم، شاید با دقت و ریزبینی بیشتری به آن بنگرم، اما در حقیقت نظر نهایی ام و امتیازی که به فیلم می دهم تغییر چندانی نمی کند. «شعله ور» اما از آن دست فیلم هایی بود که محاسبه همیشگی ام را به هم زد و تماشای دوباره اش نظرم را تا حد زیادی تغییر داد. در نقدی که بر این فیلم در زمان جشنواره ی فیلم فجر نوشته بودم «شعله ور» را یکی از ضعیف ترین آثار حمید نعمت الله نامیدم حال آن که پس از تماشای دوباره فیلم در اکران عمومی اش باید حرف خود را پس بگیرم. همچنان بر این باور نیستم که «شعله ور» بهترین فیلم نعمت الله یا دست کم یکی از بهترین فیلم های اوست؛ در کارنامه باکیفیت این فیلمساز خوش قریحه، «شعله ور» یک فیلم متوسط به شمار می رود، اما اگر بدون در نظر گرفتن پیشینه و سابقه درخشان این فیلمساز تنها و تنها خودِ فیلم را مورد بررسی قرار دهیم و نام نعمت الله را از فیلم برداریم، قطعاً می توان از آن به عنوان یکی از فیلم های خوش ساخت و به عبارتی «متفاوت»ِ سینمای ایران در چند سال اخیر نام برد.
نعمت الله در فیلم هایش معمولاً مولفه های آشنایی دارد؛ چه به لحاظ مضمون، چه از منظر روایت و چه به لحاظ بصری که بیشتر این شاخصه ها در «شعله ور» هم دیده می شوند؛ تنهایی انسان، کشمکش او با خود و بررسی به شدت موشکافانه روابط انسانی مضامینی اند که در بیشتر فیلم های نعمت الله خصوصاً در دو فیلم آخرش، «رگ خواب» و «شعله ور» به وضوح دیده می شود. میل به نمایش مکان های ناب و بکر و طبیعت کم تر دیده شده و لوکیشن های خاص (که بعضاً ساخته می شوند) از دیگر ویژگی هایی است که در بیشتر فیلم های نعمت الله قابل مشاهده است؛ به عنوان مثال کمپ کارگری فیلم «شعله ور» را در نظر بگیرید، یا ساختمان قدیمی و تک افتاده «رگ خواب» را. همچنین لوکیشن های کلی تر به لحاظ جغرافیایی همچون لوکیشن های «آرایش غلیظ» یا در «شعله ور» استان سیستان و بلوچستان که شاید کمتر فیلمسازی به سراغشان رفته باشد. همان طنز تلخ یا شاید پوچی عامدانه دیگر فیلم های نعمت الله اینجا هم در «شعله ور» دیده می شود و بی شک همین مولفه های آشنای همیشگی اند که تماشای فیلم های نعمت الله را برای مخاطبان و علاقه مندان او دوست داشتنی می کنند.
نعمت الله در «شعله ور» دو عنصر «تضاد» و «تقابل» را کاملاً پررنگ می کند و این تضادهای برّنده نه تنها در متن اثر که در تصاویر و وجوه بصری آن نیز به چشم می آیند. اوج این تضادها (از منظر محتوایی)، در شخصیت پردازی کاراکترها دیده می شود؛ شخصیت اصلی فیلم، فرید (امین حیایی)، نماد منحصر به فردی از یک انسان شکست خورده و در مقابلش مصطفی سمبل موفقیت و پیروزی است. تقابل میان این دو فرد با تک تک وجوه شخصیتی جالبشان و خصوصیاتی که به موفقیت و عدم موفقیتشان انجامیده است موتور محرک فیلم است. به لحاظ نشانه شناسانه نیز همان کمپ پا در هوا، نمایانگر موقعیت بحرانیِ زندگیِ فرید است، پادر هوایی محیط زندگی او درواقع به موقعیت متزلزل و عدم ثبات وی در زندگی نقب می زند. همچنین خشکی و بی آب و علفی محل استقرار فرید در مقابل بسامانی و «آب» که نام مصطفی بواسطه شغلش به آن گره خورده است، از دیگر وجوه جالب تضادآمیز کارند.
نکته جالبی که در بیشتر فیلم های نعمت الله دیده می شود و از نظر من بسیار هم ستودنی و نوگراست، قرار دادن قهرمانان شکست خورده در جایگاه شخصیت اصلی فیلمهایش است؛ در نظر بگیرید که در فیلمی شخصیت محور، همان شخصیت اصلی نیز کلکسیونی از اختلالات و امراض روانی، شکستها، سرخوردگی ها، کامپلکسها و دیوانگی ها باشد. تفاوتِ فریدِ «شعله ور» با مینای «رگ خواب» احتمالا در همین است که یک آدمِ بیرونی مینا را به آن منجلاب می کشاند اما در موردِ فرید، این خود اوست که به اضمحلال و فروپاشی خود جهت می دهد و نمی توان هیچ مقصر بیرونی ای را برای شکست وی متصور شد. فرید برخلاف بسیاری از قهرمانان تاریخ سینما (مثلاً هامون) هیچ دگردیسی و تحولی را برای تغییر از موقعیت انسان خوب به انسان بد یا انسان قدرتمند به انسان ضعیف طی نمی کند، بلکه او از همان ابتدا یک موجود سرخورده و بیمار است که همین وجوه شخصیتی او آغازگر درام شده اند. همین نگرش باعث می شود نتوان به فرید عنوان «قهرمان» داد بلکه او بیشتر نمادی از یک «ضدقهرمان» است که با خلاقیت فیلمساز در جایگاه قهرمانِ فیلم قرار می گیرد و تا می تواند با بخل و کینه و سرخوردگی اش دست به تخریب و ایجاد بحران های پیچیده می زند. همین پرداخت درست و نامتعارف به قهرمان، منجر به آن شده است که به رغم بسیاری از حفره های فیلمنامه، مخاطب بتواند «شعله ور» را بدون احساس کسالت یا بی کششی دنبال کند.
همچنان مدعی ام که «شعله ور» می توانست فیلمنامه بهتری داشته باشد، عناصر علت و معلولی آن منطقی تر در کار لحاظ شوند و فیلمنامه از سطح متوسط به سطح خوب و عالی برسد، اما همین خلاقیت ها و نوآوری های آن در کنار کارگردانی بی عیب و نقص نعمت الله و اجرای قوی کار به لحاظ فیلمبرداری، تدوین، طراحی صحنه و لباس و دیگر ارکان چون صدابرداری و صداگذاری خوب و صدالبته بازی های درخشان تک تک بازیگران از امین حیایی گرفته تا زری خوشکام و دارا حیایی و مژگان صابری منجر به آن شده است که نقصان های روایی کار آن قدرها به چشم نیاید و به جهت هماهنگی نسبی فرم و محتوا «شعله ور» به فیلمی استاندارد اما جذاب بدل شود.
« نریشن» از دیگر مولفه های مورد علاقهنعمت الله در فیلمهایش هست که «شعله ور» هم از آن بی بهره نیست. اساساً گمان می کنم نریشن در فیلم های شخصیت محور تمهید مناسبی برای انتقال دغدغه های ذهنی و ناگفته های شخصیت اصلی به مخاطب است آن هم در مواردی که فیلمنامه دچار عدم تعدد شخصیت و عدم بروز غافلگیری های متعدد است؛ بنابراین گفتار ذهنی شخصیت اصلی می تواند منجر به همذات پنداری بیشتر مخاطب با او شود.

نوشته نقدی بر فیلم «شعله ور» ؛ضدقهرمانِ منحصر به فرد اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.

پخش «بزم آخر» از ۲۵ مهر در شبکه تماشا

دسته بندی : تفریحی بیتوته تاریخ : سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷

سریال «بزم آخر» از ۲۵ مهر روی آنتن شبکه تماشا می رود.
به گزارش بانی فیلم، سریال «بزم آخر» به کارگردانی سجاد شهریاری و تهیه کنندگی جمال گلی که در سال ۹۳ تولید شده بود، قرار است که از ۲۵ مهر به صورت هر شبی ساعت ۲۱ از شبکه تماشا پخش شود.
«بزم آخر» داستان زندگی رضوان، دختر سیداحمد و دانشجوی تئاتر را روایت می کند که در حال تحقیق در مورد تعزیه است. رضوان در این راه با اتفاقات عجیب و غریبی روبرو می شود که همین اتفاقات باعث پی بردن او به حقایقی از گذشته پدرش منجر شده تا اینکه… .
آتیلا پسیانی، امید روحانی، انوشیروان ارجمند، امیرحسین رستمی، الهام چرخنده، کامران تفتی، علیرام نورایی، مهدی ماهانی، مهدی فقیه، زهره حمیدی، محمدرضا عباس نژاد و (با معرفی) شیما عباسی بازیگران اصلی «بزم آخر» هستند که تیتراژ پایانی آن را نیز حمید عسکری خوانده است.

نوشته پخش «بزم آخر» از ۲۵ مهر در شبکه تماشا اولین بار در بانی فیلم پدیدار شد.